فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیما

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیما دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده:
مقاله حاضر بر آن است تا تأثیرات محیطی از قبیل زبان، فرهنگ، و شرایط جغرافیایی مازندران را در اشعار نیما توصیف و بررسی نماید. زبان شناسان اجتماعی معتقدند هر زبان تا حد زیادی منعکس کننده واقعیات و خصوصیات بیرونی پیرامون خود می باشد. به تعبیری، کاربرد زبان در خلا انجام نمی پذیرد، بلکه متأثر از بافت محیطی خود است. این مسأله می تواند در مورد آثار ادبی نیز صادق باشد در اشعار نیما خصوصیان زبانی و تصویر پردازی به چشم می خورد که منعکس کننده بافت منطقه ای، زبانی، و فرهنگی نیماست. به عنوان مثال وجود اشعاری مانند:«قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟» نمونه ی بارزی از تأثیر شرایط جغرافیایی مازندران بر روی اشعار نیما محسوب می گردد. بنابراین، ‌این نوشته براساس رویکرد جامعه شناختی زبان، تلاش دارد بازتاب بعضی از
جنبه های محیطی مازندران را در اشعار نیما نشان دهد.
کلید واژه ها: واژگان مازندرانی، گروه اسمی، ساختواژه همنشینی معنایی، باور محلی

 


1- مقدمه:
اگر زبان را وسیله و ماده اولیه ادبیات بدانیم، پس از مطالعه زبان یک اثر ادبی می تواند در تحلیل و شناخت بهتر آن کمک کند. به عنوان مثال برسی جنبه های مختلف زبان می تواند درک بهتری از بافت محیطی یک اثر در اختیار پژوهشگر قرار دهد، زیرا کاربرد زبان، طبق پژوهشهای جامعه شناختی زبان تا حد زیادی منعکس کننده بافت محیطی یک جامعه است. در این مقاله سعی نویسنده بر این است که تأثیر و بازتاب طبیعت، فرهنگ و زبان طبرستان را در اشعار نیما موردارزیابی قرار دهد. اما ابتدا بهتر است مرور کوتاهی بر سابقه مطالعه در این زمینه داشته باشیم.

 

2-زندگینامه
نیما یوشیج که نام اصلی اش علی اسفندیاری بود در سال 1276 شمسی در روستای یوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم خان نوری از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. ایام کودکی اش را در روستای خود به تحصیل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لویی که یک مؤسسه متعلق به هیات کاتولیک رمی بود به تحصیل ادامه دهد. در این مدرسه یکی از معلمین وی نظام وفا بود که در اثر تشویقهای او به سرودن شعر روی آورد. او زبان فرانسه را به خوبی فرا گرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقی در روزنامه قرن بیستم بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما در سال 1317 شمسی جزو گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وی یک سلسله مقاله در این مجله نوشت و در آنها نظرات فیلسوفان را در خصوص هنر و تأثیر آثار اروپایی را در ادبیات بعضی از ممالک شرقی مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 ه.ش. در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و بالاخره در سال 1338 شمسی در تجریش تهران دار فانی را وداع گفت.


3-ویژگی سخن
نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه، با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتکار و نو آفرینی را از این رهگذر کسب کرد. او یکی از پایه های رهبری سبک نوین گردید و در این راه تلاش و سعی زیادی نمود. اشعار نخستین او با اینکه در قالب اوزان عروضی ساخته شده از مضامین نو و تخیلات شاعرانه برخوردار است که در زمان خود موجب تحولی در شعر گردید. نیما در آثار بعدی خود اوزان شعر عروضی را می شکند و شعرش را از چارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی تازه و نو در شعر می آفریند که به سبک نیمایی مشهور می گردد.


4-معرفی آثار
از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنیا خانه من است، قلم انداز، نامه های نیما به همسرش، عنکبوت، فریادهای دیگر، کندوهای شبانه، حکایات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد.

 

 

 

5-تعامل بین زبان و محیط

 

مطالعه پیرامون زبان و محیط اجتماعی و فرهنگی سابقه ی دیرینه در نوشتگان زبان شناسی دارد. ساپیر1 (1939- 1884( جزو اولین زبان شناسانی است که به طور اخص ارتباط بین زبان و محیط زندگی را بررسی کرد و نشان داد چگونه عوامل بیرونی در زبان نمود پیدا می کند. وی در مقاله ای تحت عنوان «زبان و محیط زیست»2 (1949: 90( محیط مادی را از محیط اجتماعی متمایز می داند. محیط مادی عمدتاً به ویژگیهای جغرافیایی یک منطقه مانند: آب، کوه، دشت، ساحل، دریا، و شرایط اقتصادی دلالت دارد. در حالی که منظور از شرایط اجتماعی،‌خصوصیات غیر مادی مانند شرایط فرهنگی، قومی، زبانی، مذهبی، و سیاسی یک جامعه است. اگر چه این تمایز برای تبیین و توصیف یک زبان مشخص با مشکلات نظری و عملی مواجه است، و دلیل آن زبان در بر گیرنده نمادهای پیچیده ای است که شرایط مادی و معنوی یک گروه اجتماعی به طور لاینفک در آن متبلور است، با این حال چارچوب مناسبی برای بررسی موضوع حاضر محسوب می شود. خصوصاً این مقاله حاضر تأثیر این دو را به طور جداگانه اما مرتبط به هم مورد بررسی قرار می دهد.
3- بازتاب شرایط محیط در اشعار نیما
تأثیر پذیری نیما از طبیعت، زبان و فرهنگ مازندران و انعکاس این خصوصیات در اشعار وی پیش از این، توسط بعضی از نویسندگان مورد توجه قرار گرفت(ر.ک: فلکی 1373، ثروتیان، 1375؛ طاهباز، 1375(. به عنوان مثال ثروتیان)1375: 123 و طاهباز(1375: 6- 165) به ترتیب چنین می گویند:
زندگی چوپانی شاعر(نیما) لحظه ای او را رها نمی کند و این پرورده ی طبیعت سرسبز مازندران در هر جا و در هر بابی سخن می گوید، کوه و جنگل و دریا ـ خواسته یا ناخواسته ـ در میان سخن او ظاهر می شود.
در نوشته او[نیما] بسیاری از امکانات زبانی و بیانی، به کار گرفه شده است: از گسترش کاربرد واژگان، به کار بردن واژه های محلی، نامهای گیاهان، جانوران، جاها و همچنین به کارگیری واژه های کهن و پیشینه دار و ساختن تلقیقات تازه و مهمتر از همه تغییر در نحو و ساختار جمله و عدول از زبان «رسمی پایتخت»‌که گاهی با عنایت به ویژگیهای دستوری زبان طبری است.
چنین نظریاتی احتمالاً توسط نویسندگان دیگری نیز ارائه گردیده است. اما تا آن جایی که نویسنده این مقاله اطلاع دارد تا به حال یک بررسی منسجم براساس یک چارچوب روشمند در این مورد انجام نگرفته است و در این راستا این مقاله شاید گام نخست محسوب گردد. در هر حال، ابتدا تجلی محیط مادی و جغرافیایی نیما، یعنی طبیعت مازندران و سپس تأثیرات زبانی و فرهنگی طبرستان را در اشعار وی مورد بررسی قرار می دهیم. براساس این مطالعه شاید بتوان ادعا کرد که این عوامل در خلق یک سبک خاص نیما مؤثر بوده است.
3-1- تجلیات طبیعت مازندران در اشعار نیما
بازتاب طبیعت سرسبز مازندران در اشعار نیما از چند زاویه قابل بررسی است. ابتدا بسامد واژگانی از قبیل جنگل، کوه، دریا، ساحل، ابر، موج، قایق، درخت، چوپان، و گوسفند در اشعار نیما چشمگیر است که با دیگر آثار ادبی فارسی زبان قابل مقایسه نیست. برای نمونه:
(1)
آب می غرد در مخزن کوه
کوه ها غمناکند
ابر می پیچد، دامانش تر
وز فراز دره، او جای جوان
بیم آورده برافراشته سر
(آنکه می گرید، مجموعه کامل، ص 442)
(2)
روزی او و کمانش بر پشت
همچو روزان دگر از پی صید
سوی جنگل شد و این بود غروبی غمناک
و مه ی نازک، گرما زده مانند بخار
از هوا خاسته در جنگل ویلان می شد
و همه ناحیه ی دیزنی و گرجی
بود پنداری در زیر پرند
(پی دارو چوپان، مجموعه کامل، ص 389)
(3)
یادم از روزی سیه می آید و جای نموری
در میان جنگل بسیار دوری
آخر فصل زمستان بود و یکسر هر کجا زیر باران بود.
(یاد مجموعه کامل، ص303)
(4)
هر نگاه به سویی، فکر سوی آشیان
می کند دریا هم از اندوه من با من بیان
خانه ام را می نمایاند به موج سبز و زرد
می پراند آفتابی را میان لاجورد
من در آن شوریدگیهایی که موج از چیرگی
در سر آورده است با ساحل که دارد خیرگی
دوستانم را که همه می بینم آن جا در عبور
این زمان نزدیک آن وادی رسیدستم ز دور
سالها عمر نهان را دستی از دریا به در
می کشد بر پرده های تیرگیهای بصر
چشم می بندم به موج و موج همچون من،
بر لب دریای غم افزا تأسف می خورم
(در جوار سخت سر)

 

انعکاس مناظر جغرافیایی مازندران در اشعار نیما با نگاهی گذرا به دیوان وی و یافتن شواهد دیگری بیشتر آشکار می شود، و شاید نمودار بارز و برجسته چنین واژگانی در اشعار وی ما را از ضرورت مطالعه دقیق آماری از بسامد آنها بی نیاز کند.
نوع ترکیبهای بدیع و استعاری نیما که ملهم از طبیعت طبرستان است مهمتر از بسامد واژگان طبیعی طبیعت است. زیرا صرف به کارگیری کلمات مربوط به طبیعت نمی تواند لزوماً مؤید بازتاب محیطی شاعر قلمداد گردد. نمونه های زیادی از توصیف طبیعت در آثار شاعران گذشته و حتی خود نیما خصوصاً در مطلع مثنویها دیده می شود که شاعر هیچ گونه تجربه شخصی از آن طبیعت توصیف شده نداشته است، خود نیما در مورد این گونه اشعار می گوید: این شعرها حکم مینیاتورهای قدیم را دارند که حالتی را می رسانند، کوهی، آبی، گیاهی، آدمی در آن ها هست، اما جزء جزء آن به طوری که باید، با خصوصیاتی آشنا نیست (نقل از اخوان ثالث، 1369: 279). نظر فلکی نیز در این مورد می تواند رهگشا باشد(1373: 91.)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  26  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تجلیات زبان، فرهنگ و محیط مازندران در اشعار نیما

تحقیق در مورد الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و تأثیر آن بر گروه کالاهای

اختصاصی از فی فوو تحقیق در مورد الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و تأثیر آن بر گروه کالاهای دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و تأثیر آن بر گروه کالاهای


تحقیق در مورد الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و تأثیر آن بر گروه کالاهای

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه40

 

فهرست مطالب

 

2-1- بیان مسأله:

3-1- ضرورت و اهمیت موضوع

5-1- فرضیات پژوهش:

4-1- اهداف پژوهش

  • فلسفة ایجاد گات با توجه به تئوریها و نظریات تجارت بین الملل

1-1-2- تجارت آزاد و نظریه های مزیت مطلق و نسبی

6-1- جامعة آماری

7-1- محدودیتهای تحقیق

تجارت بین الملل

2-1-2- ساختار تعرفه ای بهینه مطابق آخرین نظریات

2-2- روند واردات کالاهای واسطه ای سرمایه ای صنعت ایران

3-2- ابزارهای جهانی شدن

  • مقدمه:

با توجه به نقش مهم تجارت جهانی در صحنة اقتصاد بین المللی و تلاش کشورها برای گسترش سهم خود در تجارت جهانی در دوران پس از جنگ جهانی دوم و به منظور بهره مندی بیشتر از مزایای بازرگانی، کشورها پیوسته در کار فراهم ساختن شرایط و زمینه های مساعد برای ایجاد هماهنگی بیشتر در رویّه ها و رفتارهای تجاری میان خود بوده اند. موافقتنامة عمومی تعرفه و تجارت (GATT) [1] در راستای تحقق بخشیدن زمینه های مناسب در عرصة تجارت جهانی و به منظور سازگارتر نمودن خط مشی ها، استراتژیها و سیاستهای تجاری کشورها شکل گرفت تا در افقی بلند مدت، با ایجاد تفاهم و درک متقابل و چند جانبه میان کشورها، شرایط امن و باثباتی را برای انجام تجارت آزاد پدید آورد تا هر یک از کشورها براساس توانمندیهای اقتصادی و تجاری خود، در این بازار وسیع جهانی مشارکت کند و از منافع تجارت آزاد بهره مند گردد.

آخرین دور مذاکرات گات که به دور اروگوئه مشهور است،‌ از طولانی ترین و پرمجادله ترین دورها بود زیرا در این دور، توجه ویژه ای به تجارت محصولات کشاورزی، نساجی، خدمات فنّی و مهندسی و مالکیت معنوی که در دورهای مذاکراتی قبلی مطرح شده بود به عمل آمد. با توجه به اینکه


1- General Aggrement of Tariff and Trade


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و تأثیر آن بر گروه کالاهای

دانلودمقاله بیل گیتس

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله بیل گیتس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
پدیده گیتس
بیل گیتس در سن 43 سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن 20 سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود 50 بیلیون دلار است (گرچه خود گیتس تاکید دارد که بیشتر پول وی در سهام مایکروسافت صرف شده) و ثروت او به اندازه‌ای است که خارج از درک مردم است. به این دلیل ثروت وی هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را برمی‌انگیزاند.
گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری می‌باشد. دوستان و آشنایان از قدرت پول وی شگفت‌زده شده‌اند و این شگفت‌زدگی موجب سرگرمی متداول دربارها و رستوران‌ها گردیده است. این باور که هرگز رهبر تجاری دیگری آنقدر پول نداشته جالب و وسوسه‌انگیز است. درواقع، افراد بازرگان خیلی ثروتمندی از قبیل هنری فورد و جان دی راکفلر وجود دارند ولی ثروت گیتس فقط بخشی از جذابیت اوست. طلوع برق‌آسای گیتس همراه با شهرت و اقبال وی موید ظهور یک نظم تجاری جهانی جدید است نظمی که تحت تسلط رده دیگری از رهبران تجاری قرار دارد. می‌توان آنها را آدم‌های غیرحرفه‌ای در امور کامپیوتر یا Nerds نامید ولی آنها چیزهایی را می‌دانند که بیشتر ما از آنها آگاهی نداریم. آنها نیروی بالقوه فن‌آوری جدید را به گونه‌ای درک می‌کنند که مدیران همه فن حریف سنتی فکرش را هم نمی‌توانند بکنند. آنها در مورد چیزهایی که ما واقعا درک نمی‌کنیم خیلی خیلی زیرک‌اند و این زیرکی همه ما را ناراحت می‌کند.
وقتی که نوبت به آینده می‌رسد آنها آن را به دست می‌آورند ولی ما به دست نمی‌آوریم. گیتس که از نظر فنی باسواد و از لحاظ روشنفکری نخبه‌گراست نشانه‌ای از رهبران آتی می‌باشد. گرچه او در رد موند واشنگتن مستقر است احتمالا می‌توان وی را از بزرگترین بازرگانان ناحیه سلیکون ولی (Silicon Valley) نامید. از نظر برخی‌ها در شرکت مایکروسافت او یک چهره صوفیانه و تقریبا مذهبی است در حالی که از نظر دیگران در صنعت او ضدمسیح است. هر دو نظر غیرمتعارف به نظر می‌رسد ولی جای تردید نیست که نفوذ او تا چه اندازه قدرتمند می‌باشد. (با این همه سروصدا که درباره سوءاستفاده ادعایی از قدرت انحصار شده فراموش کردن آنچه در گذشته در دهه 1970 بر سر شرکت آی‌بی‌ام آمد و هدف تحقیقات ضد تراست بود، آسان می‌باشد). با همه این احوال، حافظه ضعیف می‌شود. امروزه ما شرکت آی- بی- ام را در مقایسه با شرکت مایکروسافت مقدس‌تر تلقی می‌کنیم. ماهیت قدرت چنین است. یعنی ما از آنچه کمتر درک می‌کنیم ترس بیشتری داریم.
شما در شیوه مدیریت گیتس سرنخی از سبک رهبری در دانشکده‌های بازرگانی نخواهید یافت. درواقع، استادان و کارشناسان مدیریت در مورد آنچه رئیس هیئت مدیره مایکروسافت و مدیر اجرایی آن را اینقدر موفق ساخته به طور عجیبی ساکت هستند. شاید هم احساس حقارت و بی‌اعتنایی می‌کنند. گیتس سرانجام هاروارد را که در آن تحصیل حقوق می‌کرد رها نمود. دانشگاهیان بیشتر رهبران تجاری سنتی یعنی مدیران اجرایی سنتی را ترجیح می‌دهند.
پس ما برای شناخت آنچه این امر را قابل توجه و مهم می‌سازد به کجا باید مراجعه کنیم؟ کجا بهتر از خود دانشنامه مایکروسافت یعنی Encarta است؟ در این دانشنامه تحت مدخل گیتس، ویلیام، هنری سوم آمده که «بیشتر موفقیت گیتس در توانایی وی نسبت به برگردان دیدهای فنی به استراتژی بازار و آمیختن خلاقیت با بینش فنی بستگی دارد.» سرانجام آنچه بیل گیتس را متمایز از هر رهبر تجاری دیگر در تاریخ می‌کند احتمالا نفوذی است که او بر زندگی‌های ما دارد. در حالی که قدرت غول‌های پیشین معمولا در یک بخش یا صنعت متمرکز بود، قدرت نرم‌افزاری مایکروسافت چنگ‌های خود را در هر حوزه‌ای از زندگی ما گسترانده است.
سلطان‌های رسانه‌ای مانند روبرت مرداک ما را ناراحت می‌کنند زیرا آنها قدرتی دارند که آنچه را که در روزنامه‌ها و تلویزیون‌هایمان ظاهر می‌شود کنترل می‌کنند. ولی نفوذ افرادی که نرم‌افزار را می‌نویسند غیرقابل پیش‌بینی است. دانشنامه Encarta که مایکروسافت تولید نموده فقط نمونه‌ای است از چند مورد که چگونه بیل گیتس و شرکتش در هر جنبه از زندگی ما نفوذ می‌کند. از این‌که ما از تسلط بازار نرم‌افزاری‌اش احساس ناراحتی کنیم تعجبی ندارد. این‌که از او بدگویی شود و مورد حمله قرار گیرد شگفت‌آور نیست. روی هم رفته، چندتا از رهبران تجاری فرصت بازنویسی تاریخ را پیدا می‌کنند؟
ولی در شرایط هوچی‌گری و ضدهوچی‌گری، بیل گیتس چه نوع فردی است؟ آیا او فردی تیزهوش است که اصولا فقط در کامپیوتر تیز و باهوش بوده و در زمان و مکان مناسب قرار گرفته، یا اینکه چیزی بدیمن‌تردرباره مردی وجود دارد که می‌توانست به راحتی در دهه بیست زندگی خود کناره‌گیری نماید یا بازنشسته شود ولی ترجیح می‌دهد که بیشتر روزها 16 ساعت در روز کار کند.
داستان‌ها در مورد گیتس ریاضی‌دان نابغه و برنامه‌نویس کامپیوتر و درباره سایر گیتسها، بازرگان بی‌رحمی که برای شکست یا سرکوب رقابت با تمام توان بیرون می‌رود، به طور فراوان وجود دارد. تنها با جدا کردن واقعیت از خیال می‌توان شروع به کشف گیتس واقعی نمود. آنچه از این تحلیل به جا می‌ماند یک تصویر به مراتب پیچیده‌تر است.
این تنها یک داستان استعداد فنی و ثروت زیاد نیست، بلکه یک بینش قابل توجه تجاری و شور و شوق وسوسه‌انگیز برای بردن و پیروز شدن است. همچنین سرگذشتی است پیرامون یک سبک رهبری کاملا متفاوت از آنچه دنیای تجاری و کسب و کار قبلا به خود دیده است.
آنچه که بیل گیتس به رهبران تجاری آینده پیشنهاد می‌کند الگوی جدید است الگویی که ویژگی‌ها و مهارت‌هایی را که خیلی مناسب برای چالش‌های قرن بیست و یکم است گردهم می‌آورد. بیل گیتس با وجود همه خطاهایش مطالب زیادی برای یاد دادن نسل بعدی بازرگانان و مدیران دارد.
از زمان تشکیل مایکروسافت، گیتس این تصور خود را که روزی که روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد دنبال نموده است. (جالب اینکه شعار اصلی او عبارت بود از «روزی روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد که از نرم‌افزار مایکروسافت استفاده کند» ولی بخش آخر شعار این روزها از قلم افتاده چون که برخی افراد را ناراحت می‌کند)
اکنون با نگاهی به گذشته پی می‌بریم که گسترش کامپیوترهای شخصی از اداره به خانه تقریبا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.
بازاندیشی و بازنگری موضوع خیلی خوبی است ولی همانطور که گیتس نشان داده آینده‌نگری و دوراندیشی خیلی سودآورتر می‌باشد.
همچنین مهم است یادآور شویم که صفحات نمایش و صفحات کلید همه جا حاضر و فراگیرند که همه ما امروزه وجود آنها را بدیهی می‌پنداریم چند دهه قبل جزء داستان‌های علمی تخیلی بود. در دهه 1960 هنگامی که آینده‌گراها در آمریکا سعی کردند که روند شکل‌گیری اجتماع را در باقیمانده قرن پیش‌بینی کنند آنها طلوع و ظهور کامپیوتر شخصی (PC) را کاملا نادیده گرفتند. بنابراین این امر تصادفی نیست که گیتس جوان کتاب‌های علمی و تخیلی را به خود اختصاص دهد.
این‌که بیل گیتس به تنهایی مسبب بردن کامپیوتر شخصی به خانه‌ها و ادارات در سراسر دنیا باشد و یا اینکه هنری فورد بانی ظهور و پیدایش اتومبیل بوده، نادرست است. ولی وجه اشتراک آنها در این است که آنها نقش اصلی و محوری در تبدیل تصورات به واقعیت بازی کرده‌اند.
گیتس با دگرگونی مایکروسافت و تبدیل آن به یک بازیگر مهم در صنعت کامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید برای ایجاد بستری جهت رشد خیلی زیاد در برنامه‌های کاربردی فکر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلی زود دریافت که اگر بخواهد فکرش را به نتیجه برساند، لازم و ضروری است که یک استاندارد صنعتی ایجاد شود. او همچنین می‌دانست که اگر هرکسی زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌تری برای داشتن قدرت در صنعت کامپیوتر خواهد داشت.
چند سال قبل از این که شرکت آی- بی- ام برای یافتن یک سیستم عامل در کامپیوتر شخصی جدیدش به گیتس نزدیک شود گیتس تاسف عدم وجود یک سیستم عامل مشترک را می‌خورد و پیش‌بینی می‌کرد که بدون یک سیستم عامل نیروی بالقوه کامپیوترهای شخصی شناخته نخواهد شد. مقاله‌هایی که در آن زمان نوشت خبر از آن می‌داد که این فکر را بیش از هرکس دیگری در ذهن داشته است. با وجود آن، حقیقت این است که هنگامی که این فرصت دست داد گیتس آنچه را که می‌خواست به خوبی دید و آن را با هر دو دست گرفت. از آن موقع تاکنون او به همین نحو عمل کرده است.
در اوایل دهه 1980، گیتس طراح اصلی حرکت مایکروسافت از تولیدکننده زبان‌های برنامه‌نویسی به یک شرکت نرم‌افزاری متنوع تبدیل گردید که همه‌چیز از سیستم عامل نظیر ویندوز گرفته تا کاربردهایی مانند Excel, Word همچنین ابزارهای برنامه‌نویسی را تولید می‌کرد. در این فرآیند او صنعت کامپیوتر را دگرگون کرد.
آنهایی که از او انتقاد می‌کنند و او را متهم به گرایش‌های انحصارطلبانه می‌کنند ممکن است هر از چند گاهی درنگ نمایند و این‌که جایگاه انقلاب کامپیوتر شخصی در حال حاضر بدون دخالت به موقع و مصلحت‌جویانه بیل گیتس در کجا بود، فکر و اندیشه کنند. سرانجام، با تمام خطاهایش، جر و بحث کردن در مورد این ادعا که بیل گیتس نقش مهمی در هدایت دوران تکنولوژیکی جدید داشته سخت و دشوار است. همچنین یادآوری این نکته ارزشمند است که برخلاف بسیاری از افراد خیلی ثروتمند جهان، او هنوز به دنبال تلاش برای معاش است.
متخصصان کامپیوتر وارث زمین خواهند بود
گیتس یکی از معدود مدیران موسس، اجرایی و فنی در صنعت کامپیوتر شخصی است که باقی مانده و از نظر تجاری موفق بوده است. او براستی یک کارشناس حقیقی و متخصص کامپیوتر است.
ویلیام هنری گیتس سوم در 28 اکتبر 1955 در شهر سیاتل از ایالت واشنگتن به دنیا آمد. والدینش به خاطر وجود کلمه سوم در نامش او را «تری» نامیدند و اعضای خانواده هرگز او را با نام دیگری صدا نکردند. گیتس متفکری استثنایی بود به طوری که در سن 8 یا 9 سالگی دانشنامه خانوادگی را از اول تا آخر می‌خواند. (شرکتش یعنی مایکروسافت بعدا اولین دانشنامه روی دیسک فشرده را در دنیا به نام انکارتا (Encarta) منتشر کرد.) ولی اولین هدیه واقعی او درباره ریاضیات بود که در آن ماهر بود.
بیل جوان همراه با شریک همیشگی و دوستش پل آلن قبلا و در سن 12 سالگی شیفته کامپیوتر و درگیر پروژه‌های مختلف برنامه‌نویسی بود و برنامه‌نویسی را در سراسر دوره دبیرستان انجام می‌داد. او و آلن بعدا شرکت مایکروسافت را بنیان گذاشتند.
گیتس که دانش‌آموزی برجسته و باهوش بود برخلاف بیشتر کودکان باهوش، به نظر می‌رسید که در هر کاری که انجام می‌دهد بی‌نظیر است. شور و شوق وی برای بردن و برنده شدن از همان سنین اولیه معلوم و آشکار بود. در لیک ساید، در مدرسه خصوصی و نخبه‌گرای سیاتل که برخی از تیزهوش‌ترین دانش‌آموزان را در وست کوست آمریکا جذب می‌کند عشق وی به ریاضیات سبب دلبستگی و اشتغال ذهن او به کامپیوتر گردید. حتی در لیک ساید، بیل گیتس برجسته و ممتاز بود. از این‌رو بچه‌ها سربه‌سر او می‌گذاشتند زیرا او آشکارا خیلی باهوش‌تر از بقیه دانش‌آموزان بود.
به طوری که جیمز والاس و جیم اریکسون در کتابشان به نام هارد درایو خاطرنشان می‌کنند: «حتی در محیطی مثل لیک ساید که بچه‌های باهوش در خور احترامند، دانش‌آموزی به تیزهوشی گیتس از سوی تعدادی دیگر از دانش‌آموزان مورد تمسخر قرار می‌گیرد.»

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بیل گیتس

پایان نامه بررسی نقش ارزیابی عملکرد در افزایش کار آیی کارکنان پارت سازان

اختصاصی از فی فوو پایان نامه بررسی نقش ارزیابی عملکرد در افزایش کار آیی کارکنان پارت سازان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه بررسی نقش ارزیابی عملکرد در افزایش کار آیی کارکنان پارت سازان


پایان نامه بررسی نقش ارزیابی عملکرد در افزایش کار آیی کارکنان پارت سازان

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 77 صفحه می باشد.


فهرست مطالب

پیشگفتار
فصل اول
عنوان تحقیق
طرح مسئله
اهمیت و ارزش تحقیق
علت و هدف از انتخاب موضوع
سوالات تحقیق
تعریف اصطلاحات و واژه ها
سابقه تاریخی موضوع
حیطه تحقیق
موانع و محدودیتهای تحقیق
فصل دوم – پیشینه پژوهش
تئوریهای مدیریت
تئوری انتظار جذابیت
نظریه برابری
تئوری تقویت اسکز
نظریه تعیین هدف
نظریه تناسب شغل با شخصیت
تئوری دو عاملی هرز برگ
الگوی ویژگیهای شغلی
تئوری نیاز مک‌کله‌لند- تئوری نیاز به پیشرفت
کاربرد نظریه های انگیزش
شناسایی تفاوتهای فردی
هدف و نتیجه
مشارکت افراد در تصمیم گیریها
رابطه پاداش با عملکرد
رعایت اصل برابری حقوق
تاریخچه ارزشیابی عملکرد
تعاریف ارزشیابی
ضرورت و اهمیت ارزشیابی
اهداف ارزیابی عملکرد
برنامه ریزی نیروی انسانی
کارمند یابی و انتخاب
تعیین روایی آزمون های استخدامی
آموزش و تربیت کارکنان
تعیین مسیر شغلی
حقوق و مزایا
شناخت استعدادهای بالقوه کارکنان
نظریه های ارزیابی
انواع ارزیابی
ارزیابی سرپرست مستقیم
ارزیابی رئیس به وسیله مرئوس
ارزیابی همقطاران از عملکرد یکدیگر
ارزیابی گروهی
ارزیابی از طریق خود سنجی
عوامل موثر بر ارزیابی
شاخص های ارزیابی
مراحل ارزیابی
ویژگی های ارزشیابی
روشهای ارزشیابی
روش مقیاس
عامل سنجی
روش ثبت و قایع حساس
روش توصیفی
روش قیاسی (استانداردهای کار)
روش درجه بندی
مقایسه دو به دو
توزیع اجباری
انتخاب اجباری
ارزیابی بر اساس مدیریت بر مبنای هدف
روش بررسی داخلی
روش ارزیابی گروهی
مصاحبه پایانی
موانع و محدودیتهای ارزیابی نیروی انسانی

 

پیشگفتار

ارزشیابی کارکنان در نظام اداری موضوع نسبتا جدیدی است که از اجرای فراگیر آ‌ن دردستگاههای دولتی وخصوصی برای مقاصد مشخصی چون ارتقاء انتصاب- تشویق و تنبیه بیش از یک دهه نمی گذارد. در همین سالهای انداک ارزشیابی راه پر فراز ونشیبی را پیمود و در سطوح گوناگون مدیریت اداری موافقان و مخالفان بسیار داشتهن است. اکثر مدیران فلسفه ارزشیابی را پذیرفته اند ولی ابزار سنجش و اندازه گیری موجود (فرمهای ازرشیبای) را ناکافی و شرایط پیرامونی اعم از مسائل درون سازمانی یا برون سازمانی را برای اجرای موثر این امر نامساعد می دانند در یک سازمان هر فرد برای پیشرفت ونیل به اهداف تعیین شده شغلی نیاز به آگاهی از موقعیت خود دارد این آگاهی موجب می شود که او از نقاط قوت و ضعف عملکرد و رفتار خود مطلع گردد سازمانها نیز به شناخت کار آیی کارکنان خود دارند تا بر اساس تولید وارائه خدمات خود بیفزایند و در روند حرکتهای خود تحولات مثبت ایجاد کنند.

ارزشیابی ابزاری است که سازمانها وکارکنان رادر تامین این نیازها کمک می کند. اگر این ابزار بخوبی طراحی گردد و به نحو صحیح مورد استفاده قرار گیرد. وسیله مناسبی برای تشویق- آموزش بهسازی وبعضا تنبیه کارکنان خواهد بود.

از این رو کوشش کارشناسان امور اداری بر آن بوده تا اینکه بتدریج ابزار سنجش و اندازه گیری معتبری را برای ارزشیابی کارکنان طراحی تا از روایی لازم برخوردار و با ایجاد تغییراتی در شرایط پیرامونی امکان اجرای موثر و مطلوب ارزشیابی را فراهم نمایند.

لیکن نگرش اجمالی بر نحوه چگونگی ارزشیابی کارکنان مبین این مسئله است که متاسفانه ارزشیابی جایگاه اصلی خود را نیافته و بسیاری اموری که می تواند در اسرع وقت و درزمانی کوتاه مدیر را به اهداف خویش نائل آورده.

فصل اول عنوان تحقیق:

بررسی نقش ارزیابی عملکرد در افزایش کار آیی کارکنان پارت سازان  انجام گرفته است.

طرح مسئله

ارزشیبابی کارکنان یکی از موثرترین ابزارهای ارتقاء کار آمدی- توانمندی و بهسازی نیروی انسانی است به کمک اطلاعاتی که از طریق ارزشیابی دقیق عملکرد نیروی انسانی بدست می آید. برنامه ریزی شغلی- تصمیمات اداری- تشویقات و تنبیهات از مبانی موثق و قابل دفاع برخوردار می شوند و در نتیجه ضابطه شایستگی در وضعیت خدمتی و سرنوشت اداری کارکنان بکار گرفته شده مناسبات منطقی وعادلانه در سازمانها حاکم خواهد شد. حاکمیت ضابطه شایستگی وایجاد فضای فوق العاده کارکنان در اجرای اثر بخشی وظایف شغلی و نیل به اهداف سازمانی می گردد مجموعه این فعالیتها کار آیی و بهره وری سازمانهنا را افزایش داده موفقیت و پیشرفت آنها را تسهیل می کند آیا نظام ارزیابی عملکرد در شرکت مورد تحقیق توانسته به اهداف خود که همان کارآیی کارکنان و تحقیق اهداف سازمانی است به طور کامل دستیابی پیدا کند لذا سعی کردیم تا نظام ارزیابی عملکرد کارکنان را که تاثیر مهمی در تحقیق اهداف این شرکت دارد را به صورت اجمالی بررسی تا نسبت به دلایل کار آیی این نظام ارزیابی شناخت پیدا کنیم و برای رسیدن به این شناخت پاسخ به سوالات ذیل اهمیت فراوانی دارد.

الف: آیا وجود جایگاه خاص برای انجام ارزشیابی کارکنان باعث کار آیی نظام عملکرد گردیده است.

ب:آیا وجود سیستم کنترلی ونظارتی صحیح بر ارزیابی هایی انجام گرفته باعث کار آیی نظام ارزیابی عملکرد گردیده است.

ج: آیا کلیه مراحل ارزشیابی دقیق باعث کار آیی نظام ارزیابی عملکرد گردیده است.

اهمیت و ارزش تحقیق

یکی از تکنیکهای مورد استفاده مدیران برای تاثیر گذاری بر رفتار کارکنان ارزشیابی است. انگیزه کارکنان برای فعالیت افزایش تواناییهای شخصی و اصلاح عملکرد آتی تحت تاثیر باز خوری است که از عملکرد گذشته خویش می گیرند یک ارزشیابی صحیح از عملکرد کارکنان می تواند عامل برانگیختن و هدایت کارکنان به سوی پرورش مهارتها و قابلیتهای فردی آنان باشد ارزشیابی عملکرد همچنین می تواند مبنای استواری برای تصمیم گیری در مورد مسائل پرسنلی نظیر پرداخت پاداش- توضیح- انتقال- تنزیل درجه- اخراج- افزایش حقوق و .... باشد.

ارزیابی ظرفیت جهد و توانایی های انجام کار کارکنان و شایستگی آنها کار بسیار دشوار و می توان گفت بطور کامل ومطلق انجام آن غیر ممکن است زیرا بشر هنوز به چنین ابزار یا وسیله ای دست نیافته که بتواند توانایی های بالقوه و بالفعل انسان را دقیق اندازه گیری نماید بویژه آنها در اغلب موارد ارزیابی کند هم انسانها هستند که تحت تاثیر ذهنیات- تعلیمات- تعصبات- عواطف واحساسات ممکن است عدالت لازم در قضاوت را آگاه یا نه آگاه رعایت ننماید.

عدل یعنی اینکه هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نشویم در این صورت همه از یک میزان استحقاق برخوردار خواهند شد و به این ترتیب هیچگونه تفاوتی برای افرادی که حتی به اعتقاد اخلاق گراها از نوع اولویت برخوردارند قائل نشده ایم بی شک این چنین مساواتی عدالت نخواهد بود و جوامعی با چنین هنجارهای کاری تعالی و بقاء نخواهند داشت برای تعیین میزان استحقاق واجرای عدالت واقعی لازم است از یک سو عملکرد اشخاص و از سوی دیگر پتانسیل با توانایی های بالقوه آنها مورد ارزیابی قرار گیرد. در ارزیابی نحوه انجام کار در واقع آن قسمت از بینش دانش و توان کارکنان ارزیابی می شود که در رابطه با انجام وظایف محوله به ظهور در می آیند و طبعا قابل اندازه گیری هستند. در تعیین ظرفیت وتوانای های بالقوه کارکنان تنها به ارزیابی وظایف محوله اکتفا نمی شود بلکه استدادهای نهفته و ظاهر نشده که البته تشخیص و ارزیابی آن بسیار دشوار توانایی های بالقوه معمولا به ارزیابی توانایی های بالفعل یعنی شایستگی در انجام وظایف بسنده می‌کنند با اینهمه به منظور دشورایها به ارزیابی این سرمایه های نهفته پرداخت مطرح کردن یا مدیر و سرپرست باید در محیط کار توسط رده های بالاتر مورد ارزیابی قرار گیرد بلکه در صورت امکان ممکن است هرفردی شخصا کار و شایستگی خود را مورد سوال و ارزیابی قرار داد و به قول معروف خود کاهش را در مورد توانایی ها وکار وکوشش قاضی کند در سالهای اخیر با پیدایش نظریه مدیریت بر مبنای هدف یا مدیریت بر مبنای نتیجه در قلمرو نظریات جدید  مطرح شده موضوع خود ارزیابی از موقعیت خاصی برخوردار گردیده که البته تا کنون که باید و شاید مورد پذیرش علمی قرار نگرفته است لذا با عنایت به اهمیت ارزشیابی عملکرد در افزایش کار آیی و تحقق اهداف شرکت چنانچه بتوانیم نقاط مثبتی که باعث افزایش کار آیی نظام ارزشیابی عملکرد در شرکت الکتریک خودرو شرق گردیده است را شناسایی وبهبود بخشیم می توانیم به بهبود عملکرد فردی و گروهی کارکنان در این شرکت کمک نموده و د رنتیجه باعث افزایش کار آیی کارکنان و تحقق اهداف وجودی این شرکت شویم.


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه بررسی نقش ارزیابی عملکرد در افزایش کار آیی کارکنان پارت سازان

دانلود مقاله تعریف انسان (انسان چیست)

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله تعریف انسان (انسان چیست) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

پرآوازه است که تعریف انسان ازتعریف سایرموضوعات به مراتب پیچیده تراست زیراتمام موضوعات دیگر حول مدار انسان می چرخد ونهایتا در خدمت او در می آید.
اگر بخواهیم نظر شیخ نجم الدین وحتی اغلب عرفا را درباره انسان در یک جمله خلاصه کنیم باید گفت که انسان «یک موجود عشق ورز است.هم عاشق خالق است وهم معشوق او در عین حال حامل امانت عشق.»
اهمیت شناخت خود:
امیرالمومنین علی (ع)در موارد زیادی به اهمیت خود شناسی اشاره کرده است وهمگان را به آن می خواند وفردی را زیان کار می داند که در شناخت خود کوتاهی کرده است و از خود غفلت می کند:«والمغبون من غبن نفسه»«زیان کار واقعی کسی است که خویشتن را زیان رساند.»
وی در جای دیگر فرموده است :«بی تردید در برابر خداوند منفورترین مردمان بنده ای است که خدایش به حال خود او را نهاده است وبدین سبب از حفظ تعادل بیرون افتاده است وبی راهنما حرکت می کند.»
عالم واهمیت خود شناسی:
یکی از اساسی ترین وحساس ترین ساحت های وجودی انسان قلب است .انسان عالم وخود یافته باید شناخت ویژه به این عضو حساس داشته باشد والا نه به شناخت خود دست خواهد یافت ونه با دیگران رابطه ایجاد خواهد کرد.
انسان وروابط
انسان موجودی است که در نهاد او انگیزه وغریزه ایجاد رابطه با دیگران نهاده شده است. اساسا ایجاد رابطه با دیگران پایه ومایه اسقرار بشری است.
شناخت ساحت های سه گانه
امیر المومنین شناخت ساحت های سه گانه انسان را جزو وظایف کسی می داند که در راه خود شناسی گام برداشته است.نتیجه ی این رابطه متقابل ایجاد تعادل در زندگی است که شخص خود شناس می تواند از آن برخوردار شود.
رابطه انسان با خود
نزدیکترین رابطه ی انسان با خود او است ودراین رابطه باید گفت که فاعل شناس موجود شناخته شده دراین حوزه هر دو یکی است یعنی انسان وقتی به خود می نگرد شناختی از خود به دست می آورد.
بنابراین در این رابطه تمام ساخته های موجود انسان مورد توجه قرار می گیرد وانسان تصویری مناسب از تمام آنها حاصل می کند.
رابطه با خدا وخود :
کسی که موفق می شود با خود رابطه ای درست ایجاد کند زمینه را برای رشد وتعالی خود فراهم کرده .امید پیمایش مسیرهای دیگر را پیدا می کند .چنین شخصی می تواند از این رابطه به نحو شایسته استفاده کند وخود را لغزیدن در دامن کارهای خلاف درامان نگه دارد.بلکه ازاین طریق می تواند به پیوستگی با خدا دست یابد .این امر در صورتی محقق می شود که از نظر تئوریک با تناقض مواجه نشود وخدا را موجودی شخصی بداند والا با یک مفهوم کلی نمی توان رابطه برقرار کرد.
مقدمه خود شناسی
مادرباره انسان از آن نظر که موجودی کمال پذیر است بحث می کنیم ودرباره ی کمال نهایی وراه رسیدن به آن گفتگو می کنیم .نباید از نظر دور داشت که شیوه ها وروشهای گوناگونی برای اثبات مد عیات برگزیده می شود:اگر چیزی قابل تجربه ی حسی وعلمی باشد برای اثبات آن از روش تجربی بهره گرفته می شود اما اگر چیزی قابل تجربه ی حسی نباشد در مواردی از طریق متد واستدلالات عقلی وعقلانی به اثبات می رسد وپاره ای از امور نیز تنها از طریق تعبد اثبات پذیرند.البته دسته ی اخیر (تعبدیات )در چهار چوب مباحث وگزاره های دینی قرار می گیرد.اما از آن جهت که هر یک از سه طریق مذکور با مشکلاتی مواجه هستند چون ارائه برخی از آنها در سطح عموم مخاطبان ما ممکن نیست ویا برای همه قابل پذیرش نمی باشد یا اصلابحث مورد نظر ما با برخی از آن متدها وشیوه ها قابل اثبات نمی باشد.ناگزیر ما طریقی را بر می گزینیم که کاربرد عمومی وفراگیر داشته باشد.
توضیح اینکه:متد تجربی مربوط به اشیاءخارجی است که در شعاع حس وآزمایش تجربی قرار می گیرند اما بحث ما در باره نفس انسان وانگیزه وگرایش های آن است که در شعاع تجربی حسی واقع نمی شود ومتعلق علم شهودی وحضوری ماست.متد عقلی وفلسفی نیز جهت ساز وکارهای دقیق وعلمی ومقدمات برهانی گرچه شیوه ای ارزنده است ومنجر به قطع ویقین می شود.اما طریقی است طولانی و دشوار که فهم آن برای همه میسر نیست وتنها اندکی در شعاع درک ودریافت آن قرار می گیرند.هم چنین متد وروش تعبدی را نیز محور مباحث خود قرار نمی دهیم وبنا نداریم که تنها ازطریقی گزاره های دینی وسخنان معصومان بحث خود را پی گیریم چون در آن صورت بحث ما محدود به تعبدیات می گرددکه مخاطبان خاصی را می طلبد.در نتیجه ما درپی آنیم که عمومی ترین وساده ترین شیوه وروش را برگزینیم تا برای همه قابل پذیرش باشد.
ما می کوشیم که از راه تامل در وجود خویش ویافتن عواملی که در فطرت ما برای سیر و وصول به هدف اصلی نهاده شده است ونیز شناختن جاذبه ها وکشش های باطنی وروحی که خداوند برای رسیدن به آرمان های بلند آسمانی در وجود ما به ودیعت نهاده است وهم چنین روابطی که وجود ما را با دیگران پیوند می دهد وبه ما این امکان را می بخشد که با استفاده از آنها وکوشش در راه تحکیم وتقویت آنها خود را نیرومند تر وبرای ترقی آماده تر سازیم راه بهره برداری بهتر وفزون تر از نیروهای درونی وامکانات بیرونی را برای رسیدن به کمال ومقصد اصلی وسعادت حقیقی بشناسیم.
باشد که به یاری خدای متعال قدمی در راه تکامل خود ودیگران برداریم.
بنابراین موضوعات بحث عبارت است ازشناخت کمال حقیقی وراه رسیدن به آن. اسلوب بحث عبارت است از بررسی بینش های درونی خویش برای باز شناختن خواستها وکنشهایی که دروجودما برای کمال نهاده شده است وهمچنین بررسی شرایطی که میتوان ازآنها برای این منظور بهره برداری کرد.
برای اثبات مطالب می کوشیم به دریافت های وجدانی وبراهین ساده عقلی اکتفا کنیم وبا استفاده از روشن ترین وقطعی ترین معلومات به کشف مجهولات نایل آییم.
مفهوم خود شناسی:
در بین برداشتهایی که از خود شناسی ارائه شده منظور ما از خود شناسی دراین بحث شناخت انسان از آن نظر است که دارای استعدادها ونیروهایی برای تکامل انسانی است.بنابراین منظور از خود شناسی مرتبه ای از علم حضوری که هر کس به خود دارد نیست.هم چنین منظور ما از خود شناسی آن معرفت حضوری کامل وآگاهانه ای که انسان پس از طی مراحل تهذیب نفس وپیمودن راه های کمال ودرنتیجه سیر معنوی بدان واصل می گردد ودر پرتو آن حقیقت خویش را بی پرده مشاهده می کند نیست زیرا در اینجا خود شناسی از مقدمات خود سازی به شمار می رود ومعرفت مورد اشاره از نتایج خود سازی است وپس از سیر وحرکت تکاملی آگاهانه انسان حاصل می گردد.البته این معرفت بسیار عالی ومطلوب است.
رسیدن به این مقام ومعرفت در پرتو تلاش ها وریاضت های طاقت فرسا واطاعت صادقانه خداوند حاصل می گردد وبه تدبیر عرفا دراین مرحله انسان برخوردار از علم حضوری کامل به نفس خویش می گردد.
وحقیقت خویش را کاملا می شناسدوپس ازاین مرحله ودرنهایت حرکت تکاملی انسان به معرفت مقام توحید نایل می گردد.
از علم حضوری کامل به نفس خویش می گردد وحقیقت خویش را کاملا می شناسدوپس ازاین مرحله ودرنهایت حرکت تکاملی انسان به معرفت مقام توحید نایل می گردد.
توجه وپرداختن به انسان وخود شناسی پیشینه ای دیر پای دارد ودر طول تاریخ بشریت همواره انسانها اهتمام وافری به انسان شناسی ومسائل اجتماعی انسانی داشته اند.از جمله تارخ یونان باستان مملوازآثار شکوفایی زندگی انسانها وشناخت نفس وروح بوده است تا آنجا که بر سر در معبد آپولو در یکی از شهر های قدیمی یونان به نام دلفی بانیان معبد برای تشویق وتحریض دیگران به پی بردن به رموز خلقت وپیچیدگی های وجود انسان نوشته بودند«خود را بشناس» که این کلام بعدا مبنای فلسفه فلاسفه یونان مانند سقراط وفیثاغورث گردید. خود شناسی از جمله اساسیترین ومحوریترین مسائلی است که ادیان ومکاتب گوناگون بدان نظر داشته اند وبر این نکته اذعان داشتند که انسان اگر خود را بشناسد به حقایق طبیعت واسرار خلقت آگاهی خواهد یافت.
این به جهت هماهنگی وارتباطی است که بین جهان شناسی وانسان شناسی است واگر چه هر یک از آنها مسایل مخصوص به خود را دارند امااز آن رو که انسان را به شمار نیاوردیم وبالعکس اگر انسان را قطع نظر از جهان مورد مطالعه قرار دهیم واز هر یک معرفتی مستقل داشته باشیم به شناختی صحیح نسبت به هیچ یک از آن دودست نخواهیم یافت.
چون انسان وجهان جلوه های گوناگونی هستنداز مبدا هستی وبا تفاوتهای ظاهری شان آیه ونشانه واحد خداوند احد ویگانه هستند که درجات وتجلی او را نمودار می سازند وانبیا در برنامه رسالت الهی خود انسان را از ابزار بودن وتوجه صرف به لذات جسمانی رهایی دادند واو را از مختار بودن قوه ابتکار وخلاقیت وبرخورداری از حق انتخاب ودیگر استعدادها وتواناییهایش آگاه ساختند وهدف بی انتهای تکامل را به او نمودند ویار آور شدند که ابعاد جوهر هر آدمی بی حدومرز است بنا براین چنین انسانی هیچگاه نباید درحد ابزار تنزل یابد.
اسلام عنایت خاصی داردکه انسان خویشتن را در جهان آفرینش تشخیص دهد.این همه تاکید در قرآن در مورد انسان خویشتن راآن چنانکه هست بشناسند ومقام وموقع خود را در عالم وجود درک کند وهدف ازاین شناختن ودرک کردن این است که خود را به مقام بالای که شایسته ی آن است برساند .قرآن کتاب انسان سازی است یک فلسفه نظری نیست که علاقه اش تنها به بحث ونظر وچشم انداز باشد هر چشمی اندازه ای را که ارائه می دهد برای عمل وگام برداشتن .قرآن کوشاست که انسان خود را کشف کند این خود.خود شناسنامه ای نیست؟که اسمت چیست؟اسم پدرت چیست ودر چه سالی متولد شده ای؟تابع چه کشوری هستی؟از کدام آب وخاک هستی؟وبا چه کسی ازدواج برقرار کرده ای؟وچند فرزند داری؟
آن خود همان چیزی است که روح الهی نامیده می شود وبا شناختن آن خود است که احساس شرافت وکرامت وتعالی میکند وخویشتن را از تن دادن به پستی ها برتر می شمارد وبه مقدس بودن خویش پی می برد.مقدسات اخلاقی واجتماعی معنی وارزش پیدا می کند.قرآن از برگزیدگی انسان سخن می گوید چرا؟ می خواهد بگوید:تویک موجود «تصادفی»نیستی که جریانات کور وکر مثلا اجتماع تصادفی اتمها تورا به وجود آورده باشد تو یک موجود انتخاب شده وبرگزیده ای وبه همین دلیل رسالت ومسئولیت داری.
بدون شک انسان در جهان خاکی قویترین ونیرومندترین موجودات است اگر زمین وموجودات زمینی را در حکم یک (قریه) فرض کنیم انسان کدخدای این قریه است .ولی باید ببینیم انسان یک کدخدای انتخاب شده وبرگزیده است ویا یک کدخدای که به زور وقلدری خود را تحمیل کرده است.فلسفه های مادی که قدرت حاکمه انسان را صرفا ناشی از زور وقدرت می دانند مدعی هستند که انسان به علل تصادفی دارای زور وقدرت شده است .بدیهی است که با این فرض«رسالت » و«مسئولیت »برای انسان بی معنی است.چه رسالتی،وچه مسئولیتی؟ودر مقابل چه کسی؟
اما از نظر قرآن انسان یک کدخدای انتخاب شده ی زمین است وبه حکم شایستگی وصلاحیت نه صرفا زور وچنگال تنازع از طرف ذی صلاحیت ترین مقام هستی یعنی ذات خداوند «برگزیده»وانتخاب وبه تعبیر قرآن «اصطفا»شده است وبه همین دلیل مانند هر برگزیده رسالت ومسئولیت دارد رسالت از طرف خدا ومسئولیت در پیشگاه او.اعتقاد به اینکه انسان موجودی انتخاب شده است وهدفی از انتخاب در کار است نوعی آثار روانی وتربیتی در افراد به وجود می آورد.واعتقاد به اینکه انسان نتیجه ی یک سلسله تصادفات بی هدف است نوعی دیگر آثار روانی تربیتی درانسان به وجود می آورد.
خود شناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند .بداند خاکی محض نیست پرتوی از روح الهی در اوست وبداند که در معرفت می تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد وبداند که او آزاد ومختار ومسئول خویشتن ومسئول افراد دیگر ومسئول آباد کردن جهان وبهتر کردن جهان است.
خود شناسی:
می گویند خود شناسی مقدم بر خداشناسی است.تا انسان خود را نشناسد نمی تواند خدا را بشناسد . این سخن از جهات متعدد در ست است :یک جهتش این است که باید وضع دستگاه گیرنده ی فکری خود رابشناسد .باید خود را به ضعف ونقص وقصور بشناسد تا خدا را به کمال قوت ولاتناهی بشناسد.باید قصور فهم وادراک خود را بشناسد که تا موجودی محدود وناقص نباشد واو را ضدی ونقطه ی مقابلی نباشد .نمی تواند او را بشناسد.
من باید خداوند را با حسی از حواس خود درک کنم باید بداند که محسوساتش هم اگر یکنواخت بود اگر همیشه یک شیء را فقط یک رنگ میدید او را دیگر نمی شناخت واز وجودش هیچ گاه آگاه نمی شد.اگر همیشه یک بو فقط ازیک طرز به مشام او می رسید هیچ وقت متوجه آن نمی شد.بشر خیال نکند مخفی شده بلکه باید بفهمد که تنها ظهور یک حقیقت کافی نیست برای فهم وادراک بشر وجود نقطه ای مقابل هم می تواندن به او کمک کند.نور ذات خدا ازلی وابدی است غروب نداردواز همین جهت ادراک ضعیف بشرعاجز ترازآن است که اورا درک کند.
«درخود فرو روتا خدا یابی هرکه بخواهد خدا را بشناسد ابتدا باید خود را بشناسد»
خداشناسی:آن حسی ویژه که درانسان حقیقت رامی شناسدوورای ظواهر هرچیز رادرک می کنداکتسابی است یعنی هرکسی خود باید آنرا ازقوه به فعل برساند.این حس ویژه درنتیجه پختگی روح ملکوتی حاصل می شود وشامل درجات مختلفی است از یک حس ساده تا مشاهده ی علنی حقیقت و… سپس به حقیقت پیوستن.کسی که حتی درمراحل اولیه بیداری این حس باشد چون رایحه ی حقیقت شناسی به مشامش رسیده است فریب راهها وراهنمایان کاذب ومنحرف رانمی خورد واصول کاذبی راکه به خدا نسبت می دهند به دلش نمی نشیند حتی اگر درتعلیمات ادیان الهی هم مخلوط شده باشند.سپس درمرتبه ی مشاهده ی عینی اوخدا رادر خود می بیند ومی شناسد.آنگاه است که به خداشناسی رسیده است.شناختن خدا تنها به وسیله ی هوش متعارف ظاهری (بشری)وکسب دانش نظری ممکن نیست مرتبه ای برای آن است.ممکن است کسی تمام علوم نظری ومتعارف رابداند وبه مرتبه ی استادی هم رسیده باشد.امادر علم خداشناسی درمراحل ابتدایی مانده باشد.مانند دانشمندان بزرگی که حس شناخت خدا رادر خود پرورش نداده اند.لذا هر گونه کیفیت الهی را نفی می کنند ویا ممکن است پیرو یک راه معنوی کاذب شوند.
خداشناسی یک حس ویژه است که فقط از راه عمل به معنویت الهی حاصل می شود ودرطول فرآیند درخود فرورفتن وخود شناسی است که حس ویژه ی خداشناسی پرورش می یابد. راهی که به خداشناسی می انجامد ضرورتا ازوادی خود شناسی می گذرد.به عبارت دیگربرای پرورش حس ویژه ی شناخت خدا باید ابتدا درخودفرو رفت تا خود راشناخت به تدریج که شخص درخود شناسی پیشرفت می کند پرتوهای اولیه ی خداشناسی (مرحله ی احساس )درذهن آگاهش ظاهر می شود.
برای شناختن خود ابتدا باید بدانیم خود چیست واز چه مبدائی است.
خود ارگانیزمی است روحی وروانی که از ترکیب روح بشری وروح ملکوتی به وجود می آیدوارگانیزمی است زنده پویا وتکامل پذیر.
دراین مورد می توان یک مثال زد:خود یا ارگانیزم روحی وروانی مان رابه حجمی ازآب زلال تشبیه کرد که می خواهیم آن را تا حد اشباع شیرین کنیم.
هربار که یک اصل اخلاقی رادرخود تحلیل کنیم مثل این است که مقداری شکر به آن افزوده ایم. طبیعتا این شکر به تمامی حجم آب سرایت کرده وآن را شیرین می کند به این ترتیب هر بار که یکی از اصول اخلاقی یا الهی رادر خود تحلیل ببریم به تمامی خود سرایت می یابد وخود را به خویشتن خویش وبه خدا آگاه تر می کند.ازآن سو برای کامل شدن عمل اشباع علاوه برافزودن شکر لازم است به محلول حرارت داد.برای انجام کامل عمل تحلیل کردن اصول اخلاقی والهی تا جایی که به خداشناسی برسیم باید خود را با نور مبدا گرم کرد.بدون این نور خودشناسی نخواهد شد وبدون خودشناسی به آن حالت از خود آگاهی لازم برای شناخت خدا نخواهیم رسید.طریقه ی دریافت نور الهی این است که توجه خود رابه سوی او معطوف داریم .بدین ترتیب نهایت شناخت
زمانی است که محلول وجود ازاصول اخلاقی والهی اشباع شده باشدویکایک آن اصول را درخود تحلیل برده باشد.دراین حالت است که انسان به شناخت خدا می رسد واشباع از سعادت .
ضرورت خودشناسی:
انسان چون حیوانات درآغاز زندگی توجه چندانی به خود ندارد.وقتی مارفتار وحالات کودکی راکه مراحل آغازین زندگی خویش راسپری می کند مورد بررسی قرار می دهیم درمی یابیم که عمده توجه اوبه بیرون از خویش است گویی که به خود توجهی نداردبه تدریج که کودک رشد می کند به مرحله ای می رسد که خود آگاهی وتوجه به خویشتن دراونمایان می شود.البته انسان ازهمان آغاز زندگی خواهان لذت خویش است ولی آن لذت برای اواصالت ندارد توضیح اینکه وقتی مابه حالات خود توجه می کنیم درمی یابیم که احساس گرسنگی مارا به سمت غذا وتهیه ی مقدمات آن متوجه می سازد ودرآن حالت توجه ما بیشتر به آن غذا است که به ما لذت می بخشد.پس عموم مردم بیشتر به بیرون خود می اندیشندوتوجه آنها بیشتر معطوف چیزهای است که در پیرامون آنها وجوددارد.
این خود فراموشی وعدم توجه به خویشتن انسان را تاسر حدحیوانات تنزل می دهد وچون حیوان که فقط به دنبال علفی است تاشکم خود راسیر کند اونیز تنها به شکم وتامین لذتهای مادی می اندیشد. طبیعی است که هرچند ازتوجه انسان به خویشتن کاسته شود وبیشتر به بیرون ازخود توجه کند ازخود آگاهی اوکاسته می شود.در حالی که رشد وتعالی انسان درگسترش خود آگاهی است باید بکوشد که بیشتر به خود توجه داشته باشدواز توجه به امور مادی پیرامون خود بکاهد عاقلانه نیست که انسان به جای توجه به مصالح واقعی ونگرش پایبند به خویشتن وعوامل تامین کننده سعادت ابدی دراندیشه ی لذایذ مادی واطاعت کورکورانه خویش باشد.
انسان برای رسیدن به کمال وتعالی ناگزیر است که ابتدا ویژگیها وتواناییها واستعدادهای خدادادی خویش رابشناسد چه اینکه فساد اخلاقی وجهالت ودیگر گرفتاری های بشر امروز ناشی از این است که توجه ندارد مرکب ازجسم وروح است وبرای رسیدن به کمال وسعادت شناخت خویشتن وپرورش تن وروان هر دو لازم است درغیر این صورت از اعمال ومقاصد انسانی دور می شویم وبه هدف زندگی وخلقت نمی رسیم . فقط با خود شناسی نیروهای شگرف واستعدادهای انسان کشف می گرددوبه کار بردن آنها هر انسانی که بالقوه کامل است به کمال وتعالی دست می یابد.برای شناسایی انسان لازم است که کالبد مادی ونفس وروح به موازات هم شناسایی شوند ونیز به موازات هم پرورش یابند.تربیت جداگانه ی هرکدام هرچند درحد خود مهم است ولی اگر هماهنگی بارشد دیگر ابعاد انسان نداشته باشد به کمال انسان نمی انجامد.
برای موجودی که برخوردار ازادراک وشعور است وفطرتا دارای «حب ذات» می باشد وازاین نظر آثار متعلق به خود رادوست دارد.کاملا طبیعی است که به خود بپردازدوتوجه به خویشتن برای او اصالت داشته باشد ودرصدد شناخت کمالات خویش وشناسایی طریق وصول به آن براید.
پس درک ضرورت خودشناسی نیازی به دلیل های پیچیده ی عقلی ندارد براین اساس عدم توجه به خویشتن وپرداختن به اشیای پیرامون خود وسرگرم شدن به اموری که تاثیری درکمال وسعادت انسان ندارد غیر طبیعی وانحراف آمیز وناسازگار با مقتضای فطرت انسانی است واین بزرگترین ناهنجاری وبیماری معنوی است که انسان به آن مبتلا می گردد.
«ارتباط انسان شناسی با خداشناسی »
یکی ازبهترین راه های خداشناسی شناخت انسان هویت با ویژگی هایی که دارد وآثاری که از خود نشان می دهد بیان کننده ی میزانی از علم وقدرت پدیدآورنده ی خویش است گویی وجود هرپدیده آیینه ای است که سیمای آفریننده خود را تاحد توان منعکس می کند بدیهی است که هر قدر موجودی کمالات بیشتری داشته باشد بهتر می تواند عظمت آفریدگار خود را آشکارسازد.
قرآن کریم پیوسته انسان را به تامل دروجود خویش فرا می خواند تا بتواند نشانه هاوآثار الهی را آشکار کند.
«خودشناسی مقدمه ی خداشناسی واخلاق»
حال برای چه گفته اند ،خود را بشناس؟ازخود شناسی به کجا می رسی؟خود شناسی مقدمه چیست؟
این سخن را برای دو منظور گفته اند:یک منظور همین است که اگر خود رابشناسی ،به مهمترین مسئله ای که برای بشر مطرح است وراز اصلی جهان می باشد ،یعنی به خدا پی می بری.دوم اینکه خودرا بشناس تابدانی درزندگی ودرجهان چه باید بکنی وچگونه رفتار کنی،یعنی اگر اخلاق وعمل خود را نشناسی ،نخواهد دانست که رفتار واخلاقت درجهان چگونه باید باشد،یعنی خودت چگونه باید باشی،چون اخلاق،ازآن نظر که یک سلسله ملکات است برمی گرددبه چگونه بودن واین که خودت چگونه باشی وچگونه رفتار کنی پس برای پی بردن به بزرگ ترین رازهای جهان ومهمترین مسئله ای که درفکر بشر مطرح است یعنی خدا،خود را بشناس وبرای مهمترین مسئله از نظر ابتلای عملی بشر که من چگونه باید باشم وچگونه باید رفتار کنم یعنی اخلاق نیز خودت را بشناس. درقسمت اول می خواهیم کمی توضیح بدهیم که چگونه انسان اگرخودرا بشناسد خدارا می شناسد؟
قرآن برای «خود شناسی»حساب جداگانه ای باز کرده است،به این معنی که درقران سراسر عالم خلقت،آیت ودرس است برای خداشناسی ،یعنی اختصاص به انسان ندارد که انسان فقط خودش را باید بشناسدتا خدا را بشناسد از نظر قرآن ،تمام جریان های خلقت،تمام واحدهای آفرینش اعم از آسمانی وزمینی،هر چه که درعالم است،علامت ها ونشانه های وجود مقدس پروردگارند یعنی از نظر قرآن این فصل ازفصول کتاب آفرینش که نامش انسان است،برای انسان آموز ندگی هایی دارد بالاتر وبیشتر از آن چه که مثلا درختان دارند.
برگ درختان ســـــبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتری است معرفت کردگار

 

«آموزش های نفس انسان در خداشناسی»
آن درسها وآموزش های خاص چیست؟هزاران سال است که بشر به دنبال شناخت این موجود دوپا است وهر چه بیشتر می گردد کمتر پیدا می کند.از صبح که از خواب بر می خیزید تا انتهای شب به هر دری می زند تااین خود را پیدا کند.مشکل این جاست که به دنبال خود دربیرون می گردیم وسعی داریم با هر راه وهر وسیله این خلا را پر کنیم،اما از وجود خود غافلیم.
اگر خود را درخود جست وجو کنیم آن را راحت می یابیم وآن وقت راحتر می توان با این خود کنار آمد.یکی از علما می گوید:سالها پیش درکتاب دینی دبیرستان مطلبی را خواندم«لازمه ی خداشناسی خودشناسی است» .
آن موقع این مطلب روبه خاطرگرفتن نمره ازدرس دینی حفظ کردم اما الان به معنای این جمله پی می بریم.اینکه می گویند خدا،همیشه با توست وخدا ازرگ گردن به تو نزدیکتراست این خدا همان وجود انسان است که از انسان جدانشدنی است.وجودی که اگر دریابیم وبه عظمتش پی ببریم،آن وقت دنیا را باتمام عظمتش دربرابرخود کوچک می بیند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   34 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تعریف انسان (انسان چیست)