فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله زندگی نامه استاد شهـریار

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله زندگی نامه استاد شهـریار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
(به قـلم جـناب آقای زاهـدی دوست استاد)
( بخشی ازاین متن در زمان حیات استاد، نگاشته شده است )
اصولاً شرح حال و خاطرات زندگی شهـریار در خلال اشعـارش خوانده می شود و هـر نوع تـفسیر و تعـبـیـری کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگی او نزدیک است و حقـیـقـتاً حیف است که آن خاطرات از پـرده رؤیا و افسانه خارج شود.
گو اینکه اگـر شأن نزول و عـلت پـیـدایش هـر یک از اشعـار شهـریار نوشـته شود در نظر خیلی از مردم ارزش هـر قـطعـه شاید ده برابر بالا برود، ولی با وجود این دلالت شعـر را نـباید محـدود کرد.
شهـریار یک عشق اولی آتـشین دارد که خود آن را عشق مجاز نامیده. در این کوره است که شهـریار گـداخـته و تصـفیه می شود. غالـب غـزل هـای سوزناک او، که به ذائـقـه عـمـوم خوش آیـنـد است، یادگـار این دوره است. این عـشـق مـجاز اسـت کـه در قـصـیـده ( زفاف شاعر ) کـه شب عـروسی معـشوقه هـم هـست، با یک قوس صعـودی اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفانی و الهـی تـبدیل می شود. ولی به قـول خودش مـدتی این عـشق مجاز به حال سکـرات بوده و حسن طبـیـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولی برای او تجـلی کرده و شهـریار هـم با زبان اولی با او صحـبت کرده است.
بعـد از عـشق اولی، شهـریار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشین به تمام مظاهـر طبـیعـت عـشق می ورزیده و می توان گـفت که در این مراحل مثـل مولانا، که شمس تـبریزی و صلاح الدین و حسام الدین را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق می بازد. بـیـشتر هـمین دوستان هـستـند که مخاطب شعـر و انگـیزهًَ احساسات او واقع می شوند. از دوستان شهـریار می تـوان مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه، و نگـارنده و چـند نـفر دیگـر را اسم بـرد.
شرح عـشق طولانی و آتـشین شهـریار در غـزل هـای ماه سفر کرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغای غـروب و بوی پـیراهـن مشـروح است و زمان سخـتی آن عـشق در قـصیده " پـرتـو پـایـنده " بـیان شده است و غـزل هـای یار قـدیم، خـمار شـباب، ناله ناکامی، شاهـد پـنداری، شکـرین پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران ، نالـه نومیـدی ، و غـروب نـیـشابور حالات شاعـر را در جـریان آن عـشق حکـایت می کـند. شهـریار در دیوان خود از خاطرات آن عـشق غزل ها و اشعار دیگری دارد از قـبـیل حالا چـرا، دستم به دامانـت و ... که مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزیز نـشاط می دهـد.
عـشق هـای عارفانه شهـریار را می توان در خلال غـزل هـای انتـظار، جمع و تـفریق، وحشی شکـار، یوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و نای شـبان و اشگ مریم، دو مرغ بـهـشتی، و غـزل هـای ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خیلی آثـار دیگـر مشاهـده کرد. برای آن که سینمای عـشقی شهـریار را تـماشا کـنید، کافی است که فـیلمهای عـشقی او را که از دل پاک او تـراوش کرده ، در صفحات دیوان بـیابـید و جلوی نور دقـیق چـشم و روشـنی دل بگـذاریـد. هـرچـه ملاحـظه کردید هـمان است که شهـریار می خواسته زبان شعـر شهـریار خـیلی ساده است.
محـرومیت و ناکامی های شهـریار در غـزل هـای گوهـر فروش، ناکامی ها، جرس کاروان، ناله روح، مثـنوی شعـر، حکـمت، زفاف شاعـر، و سرنوشت عـشق به زبان خود شاعر بـیان شده و محـتاج به بـیان من نـیست.

خیلی از خاطرات تـلخ و شیرین شهـریار از کودکی تا امروز در هـذیان دل، حیدر بابا، مومیایی و افسانه ی شب به نـظر می رسد و با مطالعـه آنهـــا خاطرات مزبور مشاهـده می شود.
شهـریار روشن بـین است و از اول زندگی به وسیله رویا هـدایت می شده است. دو خواب او که در بچـگی و اوایل جـوانی دیده، معـروف است و دیگـران هـم نوشته اند.
اولی خوابی است که در سیزده سالگی موقعـی که با قـافله از تـبریز به سوی تهـران حرکت کرده بود، در اولین منزل بـین راه - قـریه باسمنج - دیده است؛ و شرح آن این است که شهـریار در خواب می بـیـند که بر روی قـلل کوهـها طبل بزرگی را می کوبـند و صدای آن طبل در اطراف و جـوانب می پـیچـد و به قدری صدای آن رعـد آساست که خودش نـیز وحشت می کـند. این خواب شهـریار را می توان به شهـرتی که پـیدا کرده و بعـدها هـم بـیشتر خواهـد شد تعـبـیر کرد.
خواب دوم را شهـریار در 19 سالگـی می بـیـند، و آن زمانی است که عـشق اولی شهـریار دوران آخری خود را طی می کـند و شرح خواب به اختصار آن است که شهـریار مـشاهـده می کـند در استـخر بهـجت آباد (قـریه ای واقع در شمال تهـران که سابقاً آباد و با صفا و محـل گـردش اهـالی تهـران بود و در حال حاضر جزو شهـر شده است) با معـشوقهً خود مشغـول شـنا است و غـفلتاً معـشوقه را می بـیـند که به زیر آب می رود، و شهـریار هـم به دنبال او به زیر آب رفـته ، هـر چـه جسـتجو می کـند، اثـری از معـشوقه نمی یابد؛ و در قعـر استخر سنگی به دست شهـریار می افـتد که چـون روی آب می آید ملاحظه می کـند که آن سنگ، گوهـر درخشانی است که دنـیا را چـون آفتاب روشن می کند و می شنود که از اطراف می گویند گوهـر شب چـراغ را یافته است. این خواب شهـریار هـم بـدین گـونه تعـبـیر شد که معـشوقـه در مـدت کوتاهی از کف شهـریار رفت و در منظومهً ( زفاف شاعر ) شرح آن به زبان شهـریار به شعـر گـفـته شده است و در هـمان بهـجت آباد تحـول عـارفانه ای به شهـریار دست می دهـد که گـوهـر عـشق و عـرفان معـنوی را در نـتـیجه آن تحـول می یابد.
شعـر خواندن شهـریار طرز مخصوصی دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـیه و ژست و آهـنگ صدا ، هـمراه موضوعـات تـغـیـیر می کـند و در مـواقـع حسـاس شعـری ، بغـض گـلوی او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشک می شود و شـنونده را کاملا منـقـلب مـی کـند.
شهـریار در موقعـی که شعـر می گـوید به قـدری در تـخـیل و اندیشه آن حالت فرو می رود که از موقعـیت و جا و حال خود بی خـبر می شود. شرح زیر نمونهً یکی از آن حالات است که نگـارنـده مشاهـده کرده است:
هـنـگـامی که شهـریار با هـیچ کـس معـاشرت نمی کرد و در را به روی آشنا و بـیگـانه بـسته و در اطاقـش تـنـها به تخـیلات شاعـرانه خود سرگـرم بود، روزی سر زده بر او وارد شدم . دیـدم چـشـمهـا را بـسـته و دسـتـهـا را روی سر گـذارده و با حـالـتی آشـفـته مرتـباً به حـضرت عـلی عـلیه السلام مـتوسل می شود. او را تـکانی دادم و پـرسیدم این چـه حال است که داری؟ شهـریار نفـسی عـمیـق کشیده، با اظهـار قـدردانی گـفت مرا از غرق شدن و خـفگـی نجات دادی. گـفـتم مگـر دیوانه شده ای؟ انسان که در اطاق خشک و بی آب و غـرق، خفـه نمی شود. شهـریار کاغـذی را از جـلوی خود برداشتـه، به دست من داد. دیدم اشعـاری سروده است که جـزو افسانهً شب به نام سمفونی دریا ملاحظه می کـنـید.
شهـریار بجـز الهـام شعـر نمی گوید. اغـلب اتـفاق می افـتد که مـدتـهـا می گـذرد، و هـر چـه سعـی می کـند حتی یک بـیت شعـر هـم نمی تـواند بگـوید. ولی اتـفاق افـتاده که در یک شب که موهـبت الهـی به او روی آورده، اثـر زیـبا و مفصلی ساخته است. هـمین شاهـکار تخـت جـمشید، کـه یکی از بزرگـترین آثار شهـریار است، با اینکه در حدود چـهـارصد بـیت شعـر است در دو سه جـلسه ساخـته و پـرداخـته شده است.

شهـریار دارای تـوکـلی غـیرقـابل وصف است، و این حالت را من در او از بدو آشـنایی دیـده ام. در آن موقع که به عـلت بحـرانهـای عـشق از درس و مـدرسه (کـلاس آخر طب) هـم صرف نظر کرده و خرج تحـصیل او به عـلت نارضایتی، از طرف پـدرش قـطع شده بود، گـاه می شد که شهـریار خـیلی سخت در مضیقه قرار می گـرفت. به من می گـفت که امروز باید خرج ما برسد و راهی را قـبلا تعـیـیـن می کرد. در آن راه که می رفـتـیم، به انـتهـای آن نرسیده وجه خرج چـند روز شاعـر با مراجـعـهً یک یا دو ارباب رجوع می رسید. با آنکه سالهـاست از آن ایام می گـذرد، هـنوز من در حیرت آن پـیشامدها هـستم. قابل توجه آن بود که ارباب رجوع برای کارهای مخـتـلف به شهـریار مـراجـعـه می کردند که گـاهـی به هـنر و حـرفـهً او هـیچ ارتـباطی نـداشت - شخـصی مراجـعـه می کرد و برای سنگ قـبر پـدرش شعـری می خواست یا دیگـری مراجـعـه می کرد و برای امـر طـبی و عـیادت مـریض از شهـریار استـمداد می جـست، از اینـهـا مهـمـتر مراجـعـهً اشخـاص برای گـرفـتن دعـا بود.
خـدا شـناسی و معـرفـت شهـریار به خـدا و دیـن در غـزل هـای جـلوه جانانه، مناجات، درس محـبت، ابـدیـت، بال هـمت و عـشق، درکـوی حـیرت، قـصیده تـوحـید، راز و نـیاز، و شب و عـلی مـندرج است.
عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است. الـبـته با مطالعه این آثـار به مـیزان وطن پـرستی و ایمان عـمیـقـی که شهـریار به آب و خاک ایران و آرزوی تـرقـی و تـعـالی آن دارد، پـی بـرده می شود.
تـلخ ترین خاطره ای که از شهـریار دارم، مرگ مادرش است که در روز 31 تـیرماه 1331 اتـفاق افـتاد - هـمان روز در اداره به این جانب مراجعـه کرد و با تاثـر فوق العـاده خـبر شوم را اطلاع داد - به اتـفاق به بـیمارستان هـزار تخـتخوابی مراجـعـه کردیم و نعـش مادرش را تحـویل گـرفـته، به قـم برده و به خاک سپـردیم. حـالـتی که از آن مـرگ به شهـریار دست داده ، در منظومه ی « ای وای مادرم » نشان داده می شود. تا آنجا که می گوید:
می آمدیم و کـله من گیج و منگ بود
انگـار جـیوه د ر دل من آب می کـنند
پـیـچـیده صحـنه های زمین و زمان به هـم
خاموش و خوفـناک هـمه می گـریختـند
می گـشت آسمان که بـکوبد به مغـز من
دنیا به پـیش چـشم گـنهـکار من سیاه
یک ناله ضعـیف هـم از پـی دوان دوان
می آمد و به گـوش من آهـسته می خلیـد:

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  13  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله زندگی نامه استاد شهـریار

دانلود مقاله بررسی تأثیر شغل خلبانی در سلامت روانی اعضای خانواده

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله بررسی تأثیر شغل خلبانی در سلامت روانی اعضای خانواده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
هدف غایی علم روانشناسی، همچون همة علوم دیگر، بهبود و مسیریابی زندگی انسانها است. روانشناسی می کوشد تا با تحقیق در رفتار بشر، آن را هرچه بیشتر بشناسد و پاسخهای علمی برای آن بیابد و به این وسیله بتواند مشکلات روزمره و عملی او را بهتر حل نماید. اکنون مدتها است که روانشناسان نسبت به مشکلات عملکرد بشر و یافتن راه حلهایی برای آن علاقمند شده اند و بهمین دلیل هم امروزه دانش ما درباره ی رفتار افراد، و بخصوص آنان که دچار مشکلات روانی هستند، بسیار بیشتر شده است.
امروزه به دلایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، اختلال روانی و رفتاری و نیز عدم سازش با محیط در افراد جامعه به قدری وسیع و شایع شده است که کمتر کسی را می‌توان یافت که خود را از خطر ابتلا به این اختلالات و نا هنجاریهای روحی کاملاً مصون بداند. همه ی افراد در معرض ابتلا به مشکلات روحی هستند، فرقی هم نمی‌کند که کارگر باشند یا کارمند یا استاد دانشگاه یا تاجر! این مسأله یکی از وظایف مهم پژوهشگران روانشناس، یعنی پیشگیری از وقوع اختلالات جزئی در رفتار افراد، برای جلوگیری از وقوع بیماریهای روانی است.
تحقیق در زمینه ی رفتار بشر، جدا از تلاشهای نظری، نیازمند فعالیتهای عملی و مشاهده و تجربه است. برای پاسخ به پرسشهایی نظیر این که چه عواملی باعث بر هم خوردن تعادل روانی و منجر به ناملایمات روحی در افراد می گردد، چه راههای عملی و مناسب و مستمری برای ایجاد آرامش در افراد وجود دارد و چگونه می توان بر اضطراب و افسردگی غلبه کرد، باید به جستجو و کنکاش در رفتار افراد، شناخت این رفتارها و علل بروز آنها پرداخت و آزمونهای علمی و عملی فراوانی را بررسی نمود.
تجربه نشان داده است که واکنش و رفتار افراد در موقعیتهای مختلف، متفاوت است. هرکس در شرایط خاصی زندگی می کند و رفتار و عملکرد وی نیز متناسب با این شرایط است. سازگاری افراد با شرایط زندگی خود، تا حدودی ناملایمات روحی و عدم تعادل روانی آنها را کنترل می کند. در صورتیکه عدم رضامندی از موقعیتها به وجود بیاید و شخص نتواند خود را با شرایط زندگی اش وفق دهد، مشکلات روحی و روانی ایجاد شده و سلامت روانی به خطر می افتد. بنابراین برای شناخت رفتار و عملکرد افراد جهت حفظ سلامت روانی آنها، بایستی تا حدودی به شناخت شرایط زندگی آنها بپردازیم.
ویژگیهای شخصیتی و حالات روحی و روانی هر شخص بر شرایط زندگی اش تأثیر بسیار زیادی دارد. این حالات روحی و روانی خود تحت تأثیر عوامل بسیاری است که از آن جمله می توان خانواده و شغل یا حرفة خود را نام برد. خانواده یکی از عواملی است که همه متأثر از حالات روحی و روانی و ویژگیهای شخصیتی فرد و هم مؤثر بر آن است و بهمین دلیل شرایط زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد.
شغل فرد یا حرفه ای که وی مشغول به آن است عامل مهم دیگری است که زندگی فرد و حالات روحی و روانی او را تحت تأثیر قرار می دهد. با توجه به اینکه حداقل
هشت ساعت از شبانه روز مشغول به حرفة خود مشغول کارند، تأثیر بسیار زیادی بر رفتار و عملکرد واکنشهای روحی و روانی وی داشته و حتی این واکنشها در خارج از ساعت کاری و در محلی غیر از محل کار نیز به چشم می خورد. برخی مشاغل بیش از سایرین تأثیر چشمگیری در ایجاد تنش و مشکلات روحی و روانی دارند؛ از آن جمله پزشکان، مأموران نیروی انتظامی، نظامیان به خصوص خلبانان و افراد مستقر در برج مراقبت و کنترل- که مسؤولیت کنترل ترافیک هوایی را بر عهده دارند- و چند شغل و حرفة دیگر را می توان نام برد.
حرفة خلبانی از جمله مشاغل جذاب اما در عین حال پر تنش می باشد. اگر کسی با هواپیما مسافرت نماید احتمالاً طعم ترس و اضطراب را می چشد بویژه پس از حوادث هوانوردی که در سطح جهان اتفاق افتاده است. بنابراین هنگامی که در مورد تنش «تنیدگی» در کابین هواپیما صحبت می شود، ما بی اختیار آن را بخشی از شغل خلبانی می دانیم. یک فرد بعنوان خلبان نظامی نمی تواند از زیر بار مسئولیت مأموریتهایی که ارتش به او محول می کند شانه خالی کند. اگر گاهی اوقات در رابطه با تنیدگی گله و شکایتی داشته باشد در این صورت بعنوان حلقه ضعیفی در زنجیرة یگان خود مطرح می شود.
تنیدگی تأثیر فشارهای روحی، روانی و فزیولوژیکی است که بر بدن موجود زنده وارد آمده و باعث خستگی مفرط و کاهش کارایی او می شود.
اگر بدن موجود زنده از نظر بیولوژیکی را به فرهنگ لغت تعبیر کنیم. در این صورت می توان آن را جایگزین لغت خلبان نمود. لذا کاهش کارایی خلبان در زندگی هوانوردی او، تا حدی قابل قبول به نظر می رسد.
در نیمی از رویدادهای ناگوار پروازی نوع A که از ماه فوریه 91 گزارش گردیده، صحبت از تنیدگی یک یا تعدادی از خدمه پروازی به میان آمده است و تخمین زده می شود که در 15 درصد این حوادث تنیدگی نقش داشته است. به طور کلی حضور مستند تنیدگی در 44 درصد حوادث نشانگر این است که ما چگونه در زندگی اجتماعی امروز درگیر با این معضل هستیم و بدتر اینکه نشان می دهد چگونگی مسائلی که به رفتارهای انسانی ارتباط دارند می تواند منجر به حادثه شود. تنیدگی می‌تواند مزمن یا حاد باشد. تنیدگی حاد، کوتاه مدت و شدید است در حالیکه تنیدگی مزمن طولانی مدت و ضعیف می باشد که در اکثر موارد به آن توجهی نمی شود. ناتوان کننده ترین نوع تنیدگی، تنیدگی مزمن است، زیرا هر کدام از ما به سادگی با آن سازگاری حاصل کرده و در نتیجه از خطرات ناشی از آن غافل می شویم. مسائل زیادی از قبیل مأموریتهای محوله، زندگی خانوادگی و یا بیماریها، می توانند در بروز تنیدگی مزمن مؤثر باشند و این تنیدگی باعث عدم حضور ذهن و تمرکز حواس و در نهایت منجر به وقوع حوادثی ناگوار می گردد.
متأسفانه سالانه به دلایل متعدد اعم از اعمال و رفتار نا ایمن و شرایط کاری نا امن و نا‌مطمئن سوانح هوایی در کشورهای مختلف خسارات و تلفات غیر قابل جبرانی را در ارتباط با پرسنل کارشناس و متخصص تحمیل می نماید و در این میان کشور ما «ایران» نیز مستثنی نبوده است.
به دلیل همین خسارات و تلفات ناشی از سوانح هوایی- که بیشتر مربوط به پرسنل، خدمة پروازی و خلبان می باشد- خانوادة این افراد و نگرانی و تنش بیشتری نسبت به سایر افراد جامعه قرار دارند، که این تنش بر شرایط زندگی تک تک اعضاء تأثیر بسزایی داشته است.
بهمین منظور پژوهش حاضر به بررسی سطح سلامت روانی در خانوادة خلبانان شکاری می پردازد و با توجه به میزان تشویش و تنشی که در زندگی خانوادة این افراد وجود دارد، سلامت روانی آنها را مورد بررسی قرار می دهد.

 

 

 


فصل اول
بیان مسأله
• مقدمه
• بیان مسأله
• ضرورت مسأله
• اهداف پژوهش
• سؤالهای پژوهش
• تعریف متغیرها:
• نظری(مفهومی)
• عملیاتی
• خلاصه فصل

مقدمه:
همان طور که می دانیم سلامت روانی افراد جامعه به دلایل زیستی، روانی و اجتماعی در معرض آسیب دیدگی قرار دارد. عوامل شخصیتی، عدم سلامت جسمانی، و تنشهای محیطی همه و همه تأثیر بسزایی بر روی سلامت روح و روان افراد دارد. یکی از این تنشهای محیطی و عوامل اجتماعی، روابط خانوادگی (روابط میان اعضای خانواده) است.
از آن جا سلامت روانی هریک از اعضای خانواده خود تحت تأثیر زیستی، روانی و اجتماعی است، بنابراین این تأثیرات در روابط اعضا نیز به چشم می خورد.
شغل هریک از اعضای خانواده، به خصوص افرادی که نقش اساسی در استحکام بنیان خانواده دارند (پدر و مادر) تقریباً بر روی روابط بین اعضاء و سلامت روانی هریک از آنها بی تأثیر نیست. هدف این پژوهش نیز، بررسی تأثیر شغل یا حرفة خلبانی (شغل پدر) در سلامت روانی اعضای خانواده (مادر و فرزندان) می باشد. نخست در بیان مسأله، به بررسی موضوع مورد نظر پرداخته و پس از بیان ضرورت، اهمیت و اهداف، سؤالات و فرضیه های پژوهش، به معرفی متغیرها و تعاریف عملیاتی آنها خواهیم پرداخت.

 

1)بیان مسئله
یکی از بزرگترین منابع تنیدگی مزمن در زندگی مدرن، تنیدگی است که از محل کار
پدید می آید. پژوهشگران تنیدگی شغلی را به طور گسترده ای مورد مطالعه قرار داده و خصوصاً به اهمیت آن اذعان کرده اند؛ زیرا افراد، قسمت اعظم زندگی خود را در محل کار می گذرانند. (کویک ، به نقل از دیماتئو : 1378)
افرادی که فشار کاری زیادی احساس می کنند- مانند کسانی که از آنها انتظار می رود، طولانی تر و سخت تر از مقداری که مایلند- کار کنند- احتمال می رود بیش از افرادی که چنین احساسی ندارند، بیمار شوند. از این دسته از افراد، می توان خلبانان را نام برد.(به نقل از همان منبع)
با توجه به حساسیت و پر تنش بودن حرفة خلبانی- که این مسأله توسط پژوهشهایی که بعد از این در مورد آنها صحبت خواهیم کرد، به اثبات رسیده است- افراد خلبان از نظر فیزیولوژیکی و همچنین روحی و روانی تحت فشار و تنیدگی خاصی قرار دارند که این فشار و تنش، سلامت جسمی و روانی این افراد را در معرض آسیب و خطر قرار می دهد.
همان طور که در مقدمة این پژوهش بیان گردید سوانح و حوادث متعدد هوایی که در سطح جهان و همچنین در کشور ما به وقوع پیوسته، به دو دلیل «اعمال و رفتار ناایمن» و «شرایط کاری نامطمئن» بوده است که همین دو مورد از عمده دلایل تنش زای حرفة خلبانی است.
ظاهری نخست (1374) در مقاله ای، خصوصیات پرواز را بر شمرده است که از جملة آنها، پیچیدگی و گرانی است که امنیت در آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است:پرواز می تواند هم وسیلة آسایش انسانها باشد و هم عامل تهدید آمیزی به شمار آید. ظاهری نخست در نهایت به این نتیجه می رسد که خلبانانی می توانند با تنیدگی کنار آیند که شخصیت با ثبات و آرامی داشته باشند.
در پژوهشی محققان دریافتند، خلبانانی که دچار حادثه شده اند، آن کسانی بودند که با تنیدگی بیشتری مواجه شده بودند.(سازمان ایمنی هوانوردی اروپا، 1982)
در پژوهشی که بوسر (1998) اجرا نمود، مشخص شد که عاملی اصلی حوادث هوانوردی، خطای خلبان می باشد.
این رقم حدود 60 الی 80 درصد حوادث را در بر می گیرد. بوسر در ادامه پژوهش خود اضافه می نماید، خلبانانی که وظایف خود را بخوبی انجام می دهند و منظم هستند، کمتر دچار حواسپرتی شده و در نتیجه کمتر دچار خطا می شوند. در پژوهش دیگر به این نتیجه رسیدند که 45 درصد از کل سوانح هوایی بر اثر خطای خلبانهاست که به عواملی از جمله خستگی، شرایط محیط کار، افراط در کار و مسائل خانوادگی بستگی دارد.(استورا، 1377)
در یکی از پژوهشها استات (1998) خاطر نشان می سازد که فشار خون (پرتنشی ) از
مسائل عمدة خلبانان قلمداد می شود. استات در نهایت به این نتیجه رسید که خستگی، مهمترین عامل خطای خلبان قلمداد می شود. در بررسی نتایج پژوهش رینهارت (1996) مشاهده شد که شرایط خارج از محیط کاری خلبان نقش مهمی در میزان تنیدگی خلبان و توانایی کنار آمدن با آن دارد که برخی از آن تحت عنوان «تنیدگی زندگی » نام برده اند. در این پژوهش بر نقش کلیدی ارتباطات خانوادگی در انطباق سلامتی روانشناختی تأکید شده است.
تنیدگی شغلی، بر روی روابط اجتماعی افراد تأثیر گذاشته و سلامت روانی- اجتماعی افراد را در معرض خطر و تزلزل قرار می دهد. خانوادة افراد نیز - به عنوان یک واحد بنیادی و اساسی در جامعه- از تأثیرات منفی این تنش و ناراحتی بی نصیب نیستند. متأسفانه این نگرانیها و تنشها در رفتار و عملکرد اعضای خانواده های خلبانان نظامی نیز کم و بیش به چشم می خورد و دلایل آن نیز می تواند به قرار زیر باشد:
الف-به خاطر وجود تنش و تشویش در رفتار و عملکرد پدر خانواده (خلبان) و آثار باقی مانده از این تنش در سیستم فیزیولوژیکی و روحی- روانی وی.
ب- به خاطر شنیدن گزارشاتی است که سالانه در مورد خسارات و تلفات ناشی از حوادث و سوانح هوایی بیان می گردد.
ج-به دلیل محیط زندگی نظامی، شرایط زندگی خاص و نقل و انتقالهای متعدد از
شهری به شهر دیگر.
این تنش و ناراحتیهای ناشی از آن در میان خانواده های محترم خلبانان نظامی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران با توجه به دوران جنگ تحمیلی میان ایران و عراق که پشت سر گذاشته شد و سوانحی که بعد از آن دوران به علل بیان شده (رفتار نا ایمن و شرایط کاری نا مطمئن) سالانه رخ می دهد، کم و بیش دیده می شود.
با توجه به موارد ذکر شده و از آنجایی که کمتر پژوهشی بر روی خانواده های خلبانان نظامی انجام گرفته، بر آن شدیم که در این زمینه پژوهشی انجام داده و سطح سلامت روانی خانواده خلبانان نظامی را بررسی نماییم.

 

2)ضرورت، اهمیت و اهداف پژوهش
الف-ضرورت و اهمیت پژوهش
با توجه به اینکه حرفة خلبانی از جمله مشاغل حساس و پر تنش می باشد و با وجود سوانح متعدد هوایی و ضایعات جبران نا پذیر انسانی و از دست دادن پرسنل و خلبانان متخصص، علاوه بر خسارات و صدمات غیر قابل جبرانی که برای یک کشور به ویژه نیروی هوایی آن کشور وارد می شود، 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  25  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی تأثیر شغل خلبانی در سلامت روانی اعضای خانواده

دانلودمقاله عرفان حــافظ

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله عرفان حــافظ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

حــافظ

 

پیشگفتار
هنگامی که پرتو درخشان آیین مقدس اسلام،با معارف شکوفا وپرباروبالنده الهی،سراسرجهان ظلمانی راروشن ساخت و مسلمانان متفکّر وجویندگان حقیقت وکمال انسانی را ازچشمه زلال دانش ومعرفت سیراب کرد، همگان را برانگیخت که از جوانب وجنبه های گوناگون،درباب توحیدو شناخت حق وراههای وصول به حقیقت مطلق و غایت ونهایت وجود بیندیشند. بدین روی از حق تعالی وقرآن کریم و احادیث واقوال وسیرت نبوی وپیشوایان دین کمک گرفتند و اندیشه عالی خداشناسی وسیروسلوک طریق معرفت را رشد دادند و پروردند وآن را به صورت مکتبی پر ارج وبسیار بزرگ وپهناوردرآوردند.
این اندیشه تابناک واین سیروسلوک ،یک مکتب فکری و علمی به وجود‌آوردکه آن راعرفان نامیدند وراه ورسم طریقت را تصوف نام نهادند.
در این تحقیق سعی برآن شده که در ابتدا به شرح تصوف وعرفان بپردازم و بعد به عرفان حافظ، وعرفان را از جهت های گوناگون شناسایی کنیم وببینیم که عرفان وقتی وارد شعرمیشود دچارچه حالتی می گردد وحافظ چطور از این عرفان بهره مندگشته است.
دراین تحقیق ابتدا تحلیلی ازعرفان راداریم وبعد نگاهی به عارفان وجنبه هایی ازعرفان رندانه وشاعرانه و زبان شعرحافظ می اندازیم و درخاتمه ویژگیهای دوران حافظ مورد بررسی قرار گرفته است .
در ابتدای شروع مباحث اصلی ، این نکته را پس از سپاسگزاری از خداوند متعال لازم می دانم که از استاد ارجمندم آقای وکیلیان کمال تشکر را داشته باشم که مرا در انجام این تحقیق یاری نموده اند.
مع الوصف،اینجانب با مراجعه به کتابخانه آستان قدس و مطالعه کتابهایی در این باره توانسته ام مطالبی را در حد بضاعت خویش تهیه نمایم ، امیدوارم که مورد توجه استاد ارجمندم قرار بگیرد.
عرفان در شعر فارسی
برای اطلاع بیشتر درباره عرفان حافظ لازم است ابتدا تصوف و عرفان را به اختصار شرح دهیم تا بتوانیم عرفانِ خاص حافظ را بفهمیم0تصوف وعرفان یکی از جریانهای مهم اجتماعی و فکری ایرانیان بعد اسلام ومسلمانان دیگر است و صوفیه که پیروان این مکتب اند ، یکی از فرقه های نیرومند فعـال اسلامی به شمار میروند.
مهمترین نکته ای که صوفیان بدان پایبندند وآن را هدف اصلی و مقصد نهایی سیروسلوک خودقرار داده اند عشق به خداوند ورسیدن به او در همین جهان است. به گفته دیگر ، صوفیه خود را پیرو آیین محبت وعاشق حق می دانند زیرا معتقدند تمام کائنات وذرات عالم همه به ذات خداوند متصل می باشند . این عقیده را وحدت وجود می نامند به این جهت صوفیان بر آنند که بین طلب ومطلوب وحدت برقرار است . عارف برای رسیدن به حق که مقصد اصلی اوست به کارهایی دست می زند و به راههایی می رود که آن را سیروسلوک میگویندعارفان برای به جا آوردن آداب وآیینهای عارفانه خود جائی دارند که آن را خانقاه می گویند ومراد از میکده،خرابات،دیر مغان و...در اشعار عرفانی گاهی همین خانقاه است،در شعر حافظ این اصطلاحات به معنی خانقاه خیالی و دلخواه شاعر است .


نگاهی به عارف و عرفان
کسی که می خواهد،دلش از همه قیود مادّی آزاد شود و به هیچ چیز دنیا به عنوان هدف ننگرد وعلاقه مند است از همه چیز در راه رسیدن به معشوق بهره بگیرد،کسی که عاشق پاکی جان است و در این راه مشغول مجاهده است،کسی که می خواهد در همه اعمال و رفتارش تسلیم حق باشد و قلبش آراسته به مقام رضا گرددو به جز پروردگار تکیه نکند و امر ونهی کسی را جز خدا اطاعت ننماید و فکرو اندیشه ای جز خدا ندارد،دارای مقام عرفان و عارف است.شناخت واقعی حق،آگاهی به هدف انبیا درک امامان و توجه علمی و عقلی به مدرسه آن بزرگواران واز همه مهمترآراسته شدن به آنچه که خدا وآنچه عارفان واقعی به آن دعوت کرده اندعرفان وصاحب این حقایق عارف است.بنابراین سیر عارفانه ، از تزکیه درون وتصفیه حال وآراستن دل به جذبه و محبت وعشق وکشش شروع می شود و با اتصّال به ملکوت وغیب الغیوب و رسیدن به مقام قرب وآراسته شدن نفس به حالت مطمئنه وراضیه ومرضیه ختم میگردد،که البته به آن مبدا وهین منتها در قرآن اشاره شده:1 (إنا الله وإنّاإلَیهِ راجِعونْ إلی ربَّکَ مُنْتَها ها،إرْجَعی إلی رَبِّکَ راضیتهً مرضیَتهً فَاُدْخُلی فی عِبادی وَاَدْخُلی جَنَتَّی.) (1)
تحلیلی از عرفان
ریشه عرفان را،که دارای دو جنبه نظری و عملی است،باید در اعماق جان وسّر وجود انسان جستجو کرد0عرفان از انسان موجودی برتر،وجودی والامنبعی پر خیر متحرکّی توانا ، سالکی خالـص، رزمنـده ای پر توان بوجـود می آورد،عرفان جوهره حیات انسانی،صراط مستقیم الهی، و حرارت روحی و عشق درونی و گرمترین شعله محبّت آدمی به خدای جهان آفرین است،عرفان راه خدا،مسلک اَنبیاء و مایه جان اولیاءِ و طریق اصفیاء ِومدرسه پر قدرت امامان(ع)است .عرفان به معنای شهودعظمت حق تعالی از طریق بینائی دل است واین بینائی حاصل معرفت انسان به حقّ است،این معرفت جز از طریق شناخت انبیاءِ و امامان و قرآن و پیروی از آنان به دست نمی آید، و عبادت بدون عرفان برنامه ای است خشک و اعمالی است کم ارزش،عرفان آزادی از خود پرستی،رهایی از زندان مادیّت ومقیّد شدن به قیدبندگی حق ومنوّر شدن جان به نورالله وصبغه الهی بر خود زدن است!صَبْغَتهَ الله وَمَنْاَحْسَنُ مِنَ اللهِ صِبْغَتهً اهل عرفان با توجه به مکتب الهی معتقدند:برای رسیدن به حقّ و حقیقت بایستی مراحلی را طی کرد،تا نفس بتواند از حقّ و حقیقت بر طبق استعداد خود آگاهی حاصل نماید و تفاوت اینان با حکما(فلاسفه)این است که تنها گرو استدلال عقلی نمی گردند، بلکه با وجود تصدیق آن، به یک مرحله ای که فوق آن است قایل هستند وآن را مرحله مشهود می نامند و می گویند پس از آنکه نفس از مقام حسّ وعقل و برهان صعود کند،می تواند با ممارست معنوی و معراج روحانی به مقام بالاتری ترقّی نماید وحقایقی را بدون یاری برهان و حسّ دریابد ومشاهده کند و بطور کلّی از مر حله دانش،به مرحله بینش برسدواین چنین دانشی که در برابر حکمت استدلالی،عرفان نا میده می شود
هادیان راه عرفان
انبیاءِ و امامان سر حلقه عارفان اند و کسی مانند آنان خدا را نشناخت و به برنامه های الهی عمل نکرد حالی مانند حال آنان نبودو به مانند آن بزرگواران کسی به مقام قرب نرسید0مخلصین ،صابرین ، متوکلین ، عباد صالحین، مقربین ، تعبیرات بلندی است که قرآن از مقامات روحی و عملی آنان نموده وقتی گفته می شود عبادالله ، اصفیاء الله ، اولیاء الله ، مصداق اتّم واکمل آنا ن اند0
انبیاءِ ضامن اجرا مسائل فکری و روحی و اخلاقی وعملی را که از طرف خداوند برای رشد انسان فر ستاده شده بود ،ایمان وی به خدا و روز جزا قرار داده و در تمام زمینه های حیات فرزندان آدم را تشویق به پیاده کردن دستورات الهی به خصوص مقررّات روحی و اخلاقی نمودند، در این زمینه هر کس بیشتر به درک برنامه ها وواقعیات بر آمد،بیشتر تشنه حرکت وعاشق رسیدن به مقام قرب شد و چون عشق بیشتری پیدا کرد وانبیا و امامان استعداد وسیع او را دیدند برنامه های بیشتری در اختیارش گذاشته و بعضی تا جایی حرکت کردند که صاحب سّر و دارنده علم بلایا ومنایا شدند .
عرفان عملی و نظری
همانطور که در قبل اشاره شد برای عرفان دو جنبه در نظر داشتند ، یک جنبه نظری و دو، جنبه عملی ، از دیدگاه استاد مطهری : مسئله عرفا ن عملی ، مسئله انسان و شناخت انسان است ، انسان از اولین مرحله خاکی بودن تا آن مرحله ای که قران کریم آن را
(( لقاء الله )) می نامند .(یا اَیُهَا الْاِنْسانُ إنَّکَ کادِحُ إلی رَبُکَ کَدْحاً فَمُلا فیهٍ )از کجا تاکجا!
کسیکه می خواهد درباره عرفان حافظ بحث کند ، یک قسمت از کارش این باید باشد که حافظ در این وادی ای که الان ما تعبیر کردیم به ((وادی ناشناخته )) و وادی سیر و سلوک چه گامهایی برداشته است و چه حالات و مقاماتی از عرفان را در شعر خودش منعکس کرده است و بخشی از ارزش حافظ به این درک می شود که این حالات معنوی چگونه توانسته است در اشعارش منعکس کند.
از دیدگاه استاد مطهری
عرفان نظری یعنی جهان بینی عرفانی، بینش عرفانی، یعنی آن نظری که عارف و عرفان درباره جهان و هستی دارد ، که بطور معلم با هر فیلسوفی مختلف و متباین است تا چه رسد به غیر فیلسوف ، یعنی طبقه عرفا یک جهان بینی خاصی دارند که با سایر جهان بینی ها متفاوت است ، از جنبه نظری اظهار نظر کردن ، درواقع این است که خداوند در نظر عارف چگونه توصیف و شناخته می شود و انسان در واقع این است که خدا در نظر عارف چگونه است ، عارف در انسان چه می بیند و انسان راچه تشخیص می دهد .
زندگی ومحیط اجتماعی حافظ
اززندگی شخصی حافظ وشاعران بزرگ قدیم ایران اطلاع درستی در دست نیست و همین امر سبب شده است که مردم و تذکره نویسان داستانهای عجیب و غریبی درباره آنان بسازندوافسانه وحقیقت را با هم در آمیزند،ولی آنچه که مسلم است این است که حافظ در حدود سال 726ه0ق در شیراز متولد شده است ودرحدود791ه0ق در همان شهردرگذشته است درجوانی وپیری دچارتنگدستی بوده است ودر عهد شباب دردکانی به شغل خمیرگیری اشتغال داشته است0
حافظ با بسیاری از شاهان ووزیران عصرخویش رابطه دوستانه داشته ومورداحترام انان بوده است،از آن جمله شاه شیخ ابوالحق اینجو،شاه شجاع مظفری و... روابط حافظ با امیران ووزیران یاد شده به صورت ستایش یا انتقاد در شعراومنعکس است0
حافظ شاعری است متفکرو مانندهمه شاعران اندیشه ورایران و جهان به علوم وفنون زمان خود تسلط داشته است یعنی اوقرآن ،تفسیر،فقه،تصوف،کلام،حکمت و فنون دیگر عصر خویش را می دانسته است اگر حافظ با اطلاعات زمان خود مجهز نمی بود نمی توانست غزلهای افسون آمیز و پرمایه وعمیق خود را خلق کند .
دوران زندگی حافظ
دوره تیره وسختی بوده است.هرج و مرج فساد،دشمنی،فقروفاقه بیداد می کرده حافظ در همه احوال اندیشه نیکوو کردار پسندیده را در نظردارد،یعنی راستی،دوری از ریا ودروغ را که بدترین آفت وفساد فردی و اجتماعی است.حافظ با دیده امید وخوش بینی،به جهان می نگردو با اندیشه نیک تلخی ها را به شیرینی هجران را به وصال،غم رابه سرور،تاریکی را به روشنی بدل می سازد.
در جهان تفکر حافظ حتی اگر وضعی از بی وفائی یار و هجران او پیش بیایدوشاعربخواهد از آن سخن گویدو گله پیش دلدار برد،چنان با ظرافت سخن می گویدو از اندیشه نومیدانه دور می شودکه حیرت آور است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  31  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله عرفان حــافظ

دانلودمقاله حضرت امیرالمومنین علی (ع)

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله حضرت امیرالمومنین علی (ع) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام سی سال بعد از عام الفیل، روز جمعه سیرده رجب در خانة خدا متولد شد، و در سال چهلم از هجرت شب نوزدهم ماه رمضان المبارک، وقت طلوع فجر با شمشیر ابن ملجم مرادی ضربت خورد و شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسید.
بنابراین عمر با برکت حضرت شصت و سه سال بود. ده سال قبل از بعثت و بیست و سه سال در حضور رسول اکرم صلی الله علیه و آله، و سی سال بعد از رحلت حضرت اکرم زندگی کرد. زندگی علی زندگی پر برکتی بود برای اسلام بلکه برای بشریت. و اگر آن بزرگوار نبود تاریخ، تاریخ نبود گوشه‌های درخشندة ‌تاریخ، روزهای عمر امیرالمؤمنین علیه السلام است.
سخن گفتن دربارة‌ امیرالمؤمنین(ع) کار آسانی نیست و ما فقط به ذکر فرازهایی کوتاه از زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام در این نوشته می پردازیم.
لقب:
امیرالمؤمنین، یعسوب الدّین، یعسوب المؤمنین، قائد الغرُّ المحجَّلین، امام المتّقین، سیّد الاوصیاء، اسدالله، مرتضى، حیدر، أَنزع، قَضْم، وصىّ، ولىّ و ... .
کنیه: ابوتراب، ابو الائمّه، ابوالحسن و ... .

 


پدر: عمران عبدمناف معروف به ابوطالب.

 

مادر: فاطمه بنت اسد، نوه هاشم، اولین زن هاشمیه‌اى که با مرد هاشمى، ابوطالب ازدواج کرد؛ و چون در پرورش حضرت رسول دخالت داشت، حضرت او را به عنوان مادر خطاب مى‌نمود.
علی کیست ؟
راستی جواب این سؤال چیست؟ اگر نگوییم ممکن نیست، کاری است دشوار. جاحظ که یکی از بزرگان اهل تسنن است می گوید: »سخن گفتن دربارة علی ممکن نیست. اگر قرار است حق علی ادا شودـ گویند غلو است، و اگر حق او ادا نشود دربارة‌ علی ظلم است.«
خلیل نموی که یکی از بزرگان اهل تسنن است می گوید: »چه گویم دربارة کسی که دوست و دشمن فضایل او را انکار نمودند. دوست به واسطة ‌ترس، و دشمن به واسطة‌ حسد. و مع الوصف عالم از فضایل او پر شد.« نظیر این گونه کلمات دربار‌ة ‌امیرالمؤمنین از غیر شیعه فراوان است و چه بهتر که دربارة‌ فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان قرآن سخن بگوییم.
ولو انّ ما فی الارض من شجرة اقلام البحر یمدّه من بعده سبعة‌ ابحر ما نفدت کلمات الله …
»اگر جداً درختهای روی زمین قلم گردد و آب دریاها مرکب گردد تا هفت مرتبه، برای نوشتن کلمات خدا، کلمات خداوند متعال را پایانی نیست،« معدن آن کلمات از نظر شیعه، امیرالمؤمنین علیه السلام است. در دعایی که از ناحیة‌ مقدسه به توسط محمد بن عثمان به ما رسیده است (در دستور است که باید در هر روز ماه رجب خوانده شود) می خوانیم: فجعلتهم معادن کلماتک یعنی : »آنانرا معادن کلمات خود قرار داده ای.« و چه خوش سروده است:
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که ترکنی سر انگشت و صفحه بشماری
و بهتر از این سروده، شعری است که دربارة‌ امیرالمؤمنین علیه السلام سروده شده است:
تویی آن نقطة بالای فاء فوق ایدیهم که در وقت تنزل تحت بسم الله را بایی
امیرالمؤمنین علیه السلام از نظر فضیلت نسبی، پدری چون حضرت ابی طالب علیه السلام دارد که باید گفت برای رسول اکرم صلی الله علیه و آله بهترین یاور بوده و نظیر او برای نصرت اسلام کمتر دیده شده است.
مادر امیرالمؤنین(ع) فاطمة بنت اسد است که باید گفت برای رسول اکرم(ص) مادری به تمام معنی بود. فاطمه زنی است که در مسجد الحرام درد زاییدن را گرفت و چون به خانه خدا پناه برد، دیوار خانه شکافته شد و وارد خانة‌ خدا گشت. سه روز در خانة‌ خدا مهمان عالم ملکوت بود و روز چهارم به بچه ای چون بارة ماه از خانة‌ خدا بیرون آمد و می گفت: »ندا آمده است که اسم این بچه از اسم خداوند مشتق شده، نام او را علی بگذارید!« و این فضیلت برای احدی تا به حال پدید نیامده است.
و اما فضیلت امیرالمؤمنین از جهت حسب:
ایمان امیرالمؤمنین(ع)
ایمان امیرالمؤمنین و مقام شهودی او را نمی توان درک کرد. همین مقدار بس است که بگوییم عمر هنگام مرگ شش نفر را حاضر نمود و برای هر کدام عیبی یاد آور شد اما راجع به امیرالمؤمنین گفت: یا علی لووازن ایمانک ایمان اهل السّموات والارض لیزید ایمانک ایمانهم.
»ای علی، اگر ایمان همة خلایق را با ایمان تو مقایسه نماییم ایمان تو بر ایمان آنها برتری دارد.« و این جمله، جمله ای بود که مکرر از زبان رسول اکرم صلی الله علیه و آله شنیده می شد.
علم امیرالمؤمنین(ع)
پروردگار عالم در قرآن، علم امیرالمؤمنین را چنین توصیف می کند:ویقول الّذین کفروا لست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم ومن عنده الکتاب .
کفّار می گویند تو پیامبر نیستی. در جواب آنان بگو برای رسالتم شاهدی چون خداوند و کسی که علم همة‌ قرآن نزد او است کفایت می کند.
ما اگر این آیة‌ شریفه را با آیة‌ 40 از سورة نمل مقایسه کنیم علم امیرالمؤمنین (ع) واضحتر می شود.
قال الّذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک…...
»آنکه مقدار بسیار کم از علم قرآن نزدش بود گفت می آورم آن را ـ تخت بلقیس‌ـ به یک چشم به هم زدن.«
امام صادق علیه السلام می فرماید علم او در مقابل علم ما قطره ای بود از دریا.
امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه میزان دانش خویش را بازگو می کند.
سلونی قبل ان تفقدونی والله لوشئت لا خبر کل رجل بمخرجه ومولجه و جمیع شانه لفعلت.
از من بپرسید هرچه می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا اگر بخواهیم، همه را از هنگام تولد و هنگام مرگ و سرانجام زندگی او در این جهان خبر خواهیم داد.«
و در خطبة دیگری می فرماید: سلونی قبل ان تفقدونی و الّذی نفسی بیده ما سلتمونی عن شیی فیما بینکم و بین السّاعة‌الاّ ان انّبّئکم به.
»از من بپرسید هر چه که می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید. به خدا هیچ چیزی نیست از اکنون تا روز قیامت که از من پرسش کنید مگر آنکه جواب آن را خواهم داد.
تقوای امیرالمؤمنین(ع) عمر بن الخطاب در هنگام مرگ شش نفر را برای خلافت انتخاب کرد: عبدالرحمن بن عوف و عثمان، طلحه و زبیر، سعد وقاص و امیرالمؤمنین علیه السلام. آنان در اتاقی گرد آمدند. عبدالرحمن بن عوف دست امیرالمؤمنین را گرفت و گفت: »بیعت می کنم با تو که خلیفة‌ مسلمانها باشی مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و روش ابی بکر و عمر عمل کنی.« امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: »خلیفه می شوم مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و اجتها د خودم عمل کنم.« این عمل چندین مرتبه تکرار شد تا سرانجام عثمان شرایط خلافت را پذیرفت. از نظر سیاسی این قضیه بسیار عجیب است. امیرالمؤمنین می توانست با هر شرطی که گفته شد، خلافت را قبول کند و بعداً اگر مصلحت نمی دید می توانست به آن شرایط عمل نکند. مگر عثمان به شرایط عمل کرد؟ ولی تقوای امیرالمؤمنین مانع بود. در نهج البلاغه می‌خوانیم:
والله لو اعطیت الاقالیم السّبعة‌ وما تحت افلاکها علی ان اعصی فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت.
»به خدا سوگند اگر تمام جهان را بمن دهند که پوست جو را به ناحق از دهان مورچه ای بگیرم من این کار را نخواهم کرد.«
به امیرالمؤمنین گفتند معاویه با پول ما مردم را بدور خودش گرد آورده است، چرا شما چنین نمی کنید؟ فرمود: »آیا از من می خواهید که با ظلم و گناه منصب به دست آورم؟« روزی که خلافت را قبول کرد در خطابه ای آتشین فرمود: »بیت المال باید به اهلش تقسیم شود و برابری اسلامی باید مراعات شود.« مدّتی نگذشت که نگرانیها و هیاهوها برخاست.
شبی عدّه ای و از جمله طلحه و زبیر خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و چون برخاستند سخن گویند، امیرالمؤمنین شمع را خاموش کرد و فرمود: » این شمع بیت المال است و چون حرفها شخصی است و برای وضعیت مسلمانها نیست، سوختن شمع بیت المال اشکال دارد« سرانجام، مقدمة‌ جنگ جمل و به دنبالة‌ آن جنگ صفین و جنگ با خوارج تهیه شد.
امیرالمؤمنین شخصیتی است که حاضر نیست حسن بن علی، قبل از مسلمانها بهرة خود را از بیت المال بگیرد و کسی مثل زینب کبری از گردن بندی به عنوان عاریة‌ مضمونه استفاده کند. این فقط قطره ای از دریای فضایل امیرالمؤمین علیه السلام است .
عبادات امیرالمؤمنین(ع)
زندگی امیرالمؤمنین(ع) به تقویت اسلام و مسلمین گذشت.آن حضرت بیش از بیست قطعه زمین را آباد و برای محتاجین وقف کرد.
جنگهای امیرالمؤمنین و فداکاریهای او برای اسلام، محتاج گرفتن و نوشتن نیست. مطلبی که باید به آن توجه داشت، رابطة‌ او است با خدا در همان جنگها و در حال اشتغال به کارها.
در نهج البلاغه می خوانیم: یتململ کتململ السّلیم یقول آه من قلّةالزّاد و بعد السّفر و وحشة‌ الطّریق.امیرالمؤمنین با فغان می گفت: آه از کمی زاد و دوری سفر و وحشت راه.
ابن عباس می گوید: » امیرالمؤمنین را در میدان دیدم که به آسمان خیره است دانستم که منتظر اول وقت است تا نماز بگذارد. در میانة‌ میدان در کوزه شکسته ای برایش آب آوردم، غضب کرد و فرمود: من شمشیر می زنم تا حکم خدا را احیاء کنم پس قانون را زیر پا نمی گذارم و از کوزة‌ لب شکسته آب نمی نوشم. در لیلة الهریر که شب سختی در جنگ صفین بود، سجادة امیرالمؤمنین علیه السلام در دل شب در میانة‌ میدان انداخته شد و صدای تکبیرهای علی (ع) شنیده می شد. دختر امیرالمؤمنین می فرماید: شب نوزدهم که شب شهادت علی بود، پدرم بعد از افطار تا صبح عبادت کرد، گاهی بیرون می آمد و به آسمان نگاه می کرد و می گفت:
الّذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و بتفکرون فی خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت ذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النّار !
و هنگامی که شمشیر به فرق مبارکش فرود آمد نخستین کلامش با فرزندش حسن چنین بود: حسن وقت نماز می گذرد، برای نماز مهیا شو!
بابی انت و امّی یا امیرالمؤمنین روحی فداک.
سیاست امیرالمؤمنین(ع)
اگر سیاست به معنی رسیدن به مقصود است از هر راهی که میسّر شد، امیرالمؤمنین از این سیاست مبرّا است. این همان سیاستی است که امیرالمؤمنین آن را خلاف تقوا تشخیص می داد و می فرمود: لولا التّقی لکنت ادهی العرب. اگر تقوا نبود، من سیاستمدارترین فرد عرب بودم.«ولی اگر سیاست حسن تدبیر و مملکت داری است، امیرالمؤمنین بزرگترین سیاستمدارترین است. از نود و چهار کشور، عقلا و علما، بزرگان سیاست و کیاست آمدند و پس از دو سال تفکر و تبادل افکار منشور شورای ملل را نوشتند. بسیاری از بزرگان دستورالعمل امیرالمؤمنین علیه السلام را به مالک اشتر با آن منشور شورای ملل مقایسه نمودند و به اقرار همه، دستورالعمل امیرالمؤمنین بهتر و محکمتر و علمی تر از منشور شورای ملل است. این را نیز نباید از نظر دور داشت که امیرالمؤمنین علیه السلام دستورالعمل مالک اشتر را بدون فرصت در هنگام حرکت مالک اشتر به مصر نوشته است. نظیر همین دستورالعمل، دستورالعمل دیگری است که امیرالمؤمنین(ع) برای محمد بن ابی بکر نوشته است، و موقعی که محمد بن ابی بکر شهید شد، به دست معاویه افتاد و برای معاویه چنان جالب بود که دستور داد آن را در خزینه ضبط کنند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 19   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله حضرت امیرالمومنین علی (ع)

دانلودمقاله هندسه نااقلیدسى و نسبیت عام اینشتین

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله هندسه نااقلیدسى و نسبیت عام اینشتین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


در قرن نوزدهم دو ریاضیدان بزرگ به نام «لباچفسکى» و «ریمان» دو نظام هندسى را صورت بندى کردند که هندسه را از سیطره اقلیدس خارج مى کرد. صورت بندى «اقلیدس» از هندسه تا قرن نوزدهم پررونق ترین کالاى فکرى بود و پنداشته مى شد که نظام اقلیدس یگانه نظامى است که امکان پذیر است. این نظام بى چون و چرا توصیفى درست از جهان انگاشته مى شد. هندسه اقلیدسى مدلى براى ساختار نظریه هاى علمى بود و نیوتن و دیگر دانشمندان از آن پیروى مى کردند. هندسه اقلیدسى بر پنج اصل موضوعه استوار است و قضایاى هندسه با توجه به این پنج اصل اثبات مى شوند. اصل موضوعه پنجم اقلیدس مى گوید: «به ازاى هر خط و نقطه اى خارج آن خط، یک خط و تنها یک خط به موازات آن خط مفروض مى تواند از آن نقطه عبور کند.»

 

هندسه «لباچفسکى» و هندسه «ریمانى» این اصل موضوعه پنجم را مورد تردید قرار دادند. در هندسه «ریمانى» ممکن است خط صافى که موازى خط مفروض باشد از نقطه مورد نظر عبور نکند و در هندسه «لباچفسکى» ممکن است بیش از یک خط از آن نقطه عبور کند. با اندکى تسامح مى توان گفت این دو هندسه منحنى وار هستند. بدین معنا که کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه یک منحنى است.

 

هندسه اقلیدسى فضایى را مفروض مى گیرد که هیچ گونه خمیدگى و انحنا ندارد. اما نظام هندسى لباچفسکى و ریمانى این خمیدگى را مفروض مى گیرند. (مانند سطح یک کره) همچنین در هندسه هاى نااقلیدسى جمع زوایاى مثلث برابر با 180 درجه نیست. (در هندسه اقلیدسى جمع زوایاى مثلث برابر با 180 درجه است.) ظهور این هندسه هاى عجیب و غریب براى ریاضیدانان جالب توجه بود اما اهمیت آنها وقتى روشن شد که نسبیت عام اینشتین توسط بیشتر فیزیکدانان به عنوان جایگزینى براى نظریه نیوتن از مکان، زمان و گرانش پذیرفته شد. چون صورت بندى نسبیت عام اینشتین مبتنى بر هندسه «ریمانى» است. در این نظریه هندسه زمان و مکان به جاى آن که صاف باشد منحنى است.

 

نظریه نسبیت خاص اینشتین تمایز آشکارى میان ریاضیات محض و ریاضیات کاربردى است. هندسه محض مطالعه سیستم هاى ریاضى مختلف است که به وسیله نظام هاى اصول موضوعه متفاوتى توصیف شده اند. برخى از آنها چندبعدى و یا حتى nبعدى هستند. اما هندسه محض انتزاعى است و هیچ ربطى با جهان مادى ندارد یعنى فقط به روابط مفاهیم ریاضى با همدیگر، بدون ارجاع به تجربه مى پردازد. هندسه کاربردى، کاربرد ریاضیات در واقعیت است. هندسه کاربردى به وسیله تجربه فراگرفته مى شود و مفاهیم انتزاعى برحسب عناصرى تفسیر مى شوند که بازتاب جهان تجربه اند. نظریه نسبیت، تفسیرى منسجم از مفهوم حرکت، زمان و مکان به ما مى دهد. اینشتین براى تبیین حرکت نور از هندسه نااقلیدسى استفاده کرد. بدین منظور هندسه «ریمانى» را برگزید.

 

هندسه اقلیدسى براى دستگاهى مشتمل بر خط هاى راست در یک صفحه طرح ریزى شده است اما در عالم واقع یک چنین خط هاى راستى وجود ندارد. اینشتین معتقد بود امور واقع هندسه ریمانى را اقتضا کرده اند. نور بر اثر میدان هاى گرانشى خمیده شده و به صورت منحنى در مى آید یعنى سیر نور مستقیم نیست بلکه به صورت منحنى ها و دایره هاى عظیمى است که سطح کرات آنها را پدید آورده اند. نور به سبب میدان هاى گرانشى که بر اثر اجرام آسمانى پدید مى آید خط سیرى منحنى دارد. براساس نسبیت عام نور در راستاى کوتاه ترین خطوط بین نقاط حرکت مى کند اما گاهى این خطوط منحنى هستند چون حضور ماده موجب انحنا در مکان - زمان مى شود.

 

در نظریه نسبیت عام گرانش یک نیرو نیست بلکه نامى است که ما به اثر انحناى زمان _ مکان بر حرکت اشیا اطلاق مى کنیم. آزمون هاى عملى ثابت کردند که شالوده عالم نااقلیدسى است و شاید نظریه نسبیت عام بهترین راهنمایى باشد که ما با آن مى توانیم اشیا را مشاهده کنیم. اما مدافعین هندسه اقلیدسى معتقد بودند که به وسیله آزمایش نمى توان تصمیم گرفت که ساختار هندسى جهان اقلیدسى است یا نااقلیدسى. چون مى توان نیروهایى به سیستم مبتنى بر هندسه اقلیدسى اضافه کرد به طورى که شبیه اثرات ساختار نااقلیدسى باشد. نیروهایى که اندازه گیرى هاى ما از طول و زمان را چنان تغییر دهند که پدیده هایى سازگار با زمان - مکان خمیده به وجود آید. این نظریه به «قراردادگرایى» مشهور است که نخستین بار از طرف ریاضیدان و فیزیکدان فرانسوى «هنرى پوانکاره» ابراز شد. اما نظریه هایى که بدین طریق به دست مى آوریم ممکن است کاملاً جعلى و موقتى باشند. اما دلایل کافى براى رد آنها وجود دارد؟

 


جان دالتون

 


0 سال قبل از ثبت و اعلان استقلال آمریکا در سال 1766، جان دالتون در انگلستان متولد شد. خانواده او در یک کلبه کوچک گالی در روستایی زندگی می‎کردند. در کودکی، جان به همراه برادرش در یک مزرعه کار می‎کرد و در مغازه پدر در بافتن لباس او را یاری می‎دادند. با وجود فراهم بودن اندکی از لوازم اولیه زندگی آنها خانواده فقیری بودند، بسیاری از پسران فقیر در آن زمان از داشتن تحصیلات محروم بودند، اما جان توانست با خوش‎شانسی در مدرسه‎ای در همان نزدیک زادگاهش مشغول تحصیل شود.

 

در سال 1766، تنها از هر 200 نفر، یک نفر قادر به خواندن بود. جان دانش‎‎آموزی خوب بود و به یادگیری علاقه زیادی نشان می‎داد. آموزگاران نیز او را به یادگیری تشویق می‎کردند. در 12 سالگی، او اولین مدرسه خود را در شهری نزدیک محل اقامتش باز کرد اما به خاطر کمبود پول مجبور به بستن آنجا و کارکردن در مزرعه عمه‎اش شد.

 

3 سال بعد، به همراه برادر بزرگتر و یکی از دوستانش مدرسه‎ای را در 0کندال) Kendall انگلیس باز کرد. به تدرس انگلیسی. لانتین، یونانی، فرانسوی و 21 موضوع علمی و ریاضی پرداخت. جان به یادگیری طبیعت و هوای اطراف خود می‎پرداخت. او پروانه‎ها، حلزون‎، و ... را جمع‎آوری می‎کرد.جان دالتون پی برد که دچار کورنگی ست و به یادگیری آن روی آورد. در 1793، جان به عنوان معلم خصوصی به منچستر رفت و در کالج جدید مشغول به تدریس شد. و در آنجا به مشاهده رفتار گازها پرداخت.

 

او به عناصر و اجزاء مختلف و چگونگی درست شدن آنها اندیشید. جان نظریه‎ای داشت که بر طبق آن، هر عنصری از اتم‎های مجزا تشکیل شده و تمام عناصر با یکدیگر متفاوت هستند زیرا اتم‎های سازنده هر کدام از آنها، با دیگری متفاوت است.

 

 

 

جرج سیمون اهم

 


جرج سیمون اهم در سال 1787 در آلمان متولد شد. پدرش قفل ساز و مادرش، فاریا، دختر یک خیاط بود. با اینکه پدر و مادر جرج تحصیلات خود را به پایان نرسانده بودند. اما پدر جرج تحت تعلیمات و مطالعات شخصی خود بود تا جایی که قادر بود پسر خود را به عالیترین نحو با تعلیمات خود آموزش دهد.

 

در 1805، اهم وارد دانشگاه Er Langen شد و درجه دکتری را دریافت کرد. او کتابهایی در زمینه هندسه نوشته و در همان زمان به تعلیم ریاضیات در چندین مدرسه مشغول بود. بعد از آنکه او به کشف الکترومغناطیس که در سال 1820 اتفاق افتاد علاقه‎مند شد، در لابراتوار فیزیک مدرسه‎ای شروع به کار و آزمایش کرد. در دو مقاله مهم در سال 1826 اهم، تصویری ریاضی از هدایت گرما در مدارهای مدلسازی شده فوریه ارائه داد. این مقاله‎ها، استنباط اهم از نتایج پدیده‎ها و آزمایشات تجربی را افزایش داد و بخصوص در مقاله دوم، او قادر بود قوانینی که برای شرح و توضیح نتایج کارهای انجام شده دیگران بر روی "پیل" بود را مطرح کند. اجزای ابتدایی یک سلول الکتروشیمیایی: 1) الکترودها (X و Y) که هر دو از مواد برنده الکتریکی ساخته شده بودند: فلز، کربن، ترکیبات ... 2) الکترودهای مرجع (A و B و C) که در برخورد با جسم تحلیل رونده، فاسد می‎شوند. 3) خود سلول یا محفظه‎ای که از مواد بدون حرکت و بی‎اثر تشکیل شده باشد: "شیشه، ... 4) الکترولیته‎ای که حاوی یون می‎باشد.

 

با استفاده و کمک از آزمایشات فراوانی که جرج سیمون اهم انجام داده بود، توانست روابطی اساسی بین ولتاژ، جریان و مقاومت بدست آورد. چیزی که امروز به عنوان قانون اهم شناخته می‎شود. او کتابی را در مورد نظریه الکتریسته اش در سال 1827 منتشر کرد . معادله I=V/R به عنوان "قانون اهم شناختهمی شود. با این شرح که مقدار ثابتی ازجریان که ازسیمی عبور بکند . دقیقاً متناسب است با ولتاژ دو سر آن سیم ، تقسیم بر مقاومت آن .

 


اهم (R) ، واحد مقاومت الکتریکی ، مساوی است با جریان (I) یک آمپری که در یک رسانا برقرارشود به ازاء یک ولت اختلاف پتانسیل (V) الکتریکی که بر دو سر سیم اعمال می شود . این روابط بنیادی آغازی است با شروع تحلیل مدارات الکتریکی .

 

 

 

 

 

مایکل فاراده

 

 

 

در سال 1791 در یک خانواده فقیر انگلیسی بدنیا آمد . مایکل فاراده پسری بسیار کنجکاو بود و علاقه زیادی به پرسیدن درمورد هر مطلبی داشت ، او نیاز شدیدی به هرچه بیشتر دانستن احساس می کرد . در13 سالگی به عنوان پیغام رسان دریک مغازه صحافی گری کتاب در لندن مشغول به کار شد. او تمام کتابهایی را که دراطرافش بود را مطالعه کرد و آرزو داشت که روزی خود او بتواند کتابی بنویسد.

 

او به مباحث انرژی خصوصاً نیرو ، علاقه مند شد . مطالعات و آزمایش های فراوانی که درحوزه انرژی و نیرو انجام داده بود . او را قادر می کرد تا دراینده اکتشافات مهمی در زمینه الکتریسته انجام دهد .

 

او سرانجام یک فیزیک دادن و شیمیدان مشهور شد . 2 وسیله درست کرد برای تولید چیزی که خود او آن را چرخش الکترو مغناطیس می خواند : بوجود آمدن جریانی دریک مدار توسط یک نیرو مغناطیسی دوار به دور یک سیم.

 

10 سال بعد در سال 1831 ، آزمایشات متعدد خود را که منجر به کشف القاء الکترو مغناطیس شد آغاز کرد . این آزمایشات مبنای فن آوری جدید الکترو- مغناطیس به حساب می آیند . که در واقع شکل دهنده آن ها هستند .

 

در 1831 ، فاراده یکی از بزرگترین کشفیات القاء الکترو مغناطیس خود را با استفاده از "حلقه القاء" خود انجام داد :

 

القاء یا تولید الکتریسته در یک سیم به وسیله تاثیر نیروی الکترو مغناطیس یک سیم حاصل جریان بر روی یک سیم دیگر .

 

تولید یک جریان دائم الکتریکی . برای این منظور فاراده ، دوقطعه سیم را بدور یک دیسک مسی پیچاند- با چرخاندن صفحه حلقوی ، بین قطب های آهنربا ی نعلی شکل او جریانی پیوسته و مداوم بدست آورد. این اولین تولید کننده الکتریسیته (ژنراتور) بود .

 

از ابزار و وسایلی که او درآزمایشاتش درست کرده بود در موتورهای الکتریکی و تبدیل کننده ها و تولید کننده های الکتریکی بهره بردند.

 

فاراده آزمایشات الکتریکی خود را ادامه داد . در سال 1832 او اثبات کرد که الکتریسته ای که توسط مغناطیس القاء می شود،اختلاف ولتاژ الکتریکی تولید شده توسط باتری و الکتریسته ساکن همگی یک چیز هستند . او همچنین کار مهمی را درزمینه الکترومغناطیس انجام داد. مایکل فاراده یکی از بزرگترین فیزیکدانانی بود که توجه زیادی به تجربه و آزمایش کردن نظریات و افکارش داشت ، او به عنوان پدر موتور الکتریکی ، تولید کننده های الکتریکی ( ژنراتور) تبدیل کننده های الکتریکی ، شناخته می شود همچنین "قانون القاء" را که اکنون تحت عنوان "قانون القاء فاراده " شناخته می شود بیان داشت ، دو قسمت از فیزیک به افتخار او به اسمش نامگذاری شده است . فرده ( برای فازان) و فاراده (به عنوان واحد بار ) .

 

 

 

 

 


هنری فورد

 



هنری فورد اغلب به اشتباه مخترع اتومبیل نامیده می‌شود. (این نام متعلق به کارل بنز آلمانی است). هنری فورد یک فرد خلاق بود که صنعت اتومبیل را منقلب کرد. فورد در سی‌ام جولای سال 1863 در Deadborn میشیگان متولد شد. در کودکی در مزرعه خانوادگی کار می‌کرد.در اوقات فراغتش در تعمیرگاه ماشین‌های مزرعه تجربه می‌اندوخت.. در سن 17 سالگی، فورد مزرعه خانوادگی را ترک کرد و به Detroit نقل مکان ‌کرد. جایی که در آنجا کارش را در تعمیرگاههای ماشین به ویژه موتورهای بخارادامه داد. در 1882 هنری فورد یک ماشین کار حرفه‌ای بود و توسط شرکت Westinghouse استخدام شده بود تا ماشین‌های بخار را راه‌اندازی و تعمیر کند.

 

در 1891 فورد یک موتور کوچک گازوئیلی طراحی کرد. توماس ادیسون سپس یک شغل به هنری فورد پیشنهاد کرد و فورد مهندس ارشد شرکت روشنایی بخش ادیسون شد. سه سال بعد، فوردیک ماشین گازوئیلی ساخت که به نام کالسکه بدون اسب شناخته می‌شود. او شغلش با ادیسون را رها کرد تا علائقش در زمینه ماشینها را دنبال کند. بیشتر از 5 سال بعد، هنری فورد به توسعه طراحی ماشینها شامل مدل A و مدل T ادامه داد. او سرعت و کارآیی سوخت ماشینها را افزایش داد. کارآیی برای فرد یک جنبه تجارتی داشت. او خط تولید و اسمبلی را توسعه داد تا تولید ماشینها را سریعتر و اقتصادی‌تر کند. در طی جنگ‌های جهانی اول و دوم، ماشین فورد در جنگ برای ساختن تجهیزات استفاده می‌شد. در طی آخرین دورة زندگی هنری فورد، او به عنوان رئیس بنگاه فورد، که یک مؤسسه خیریه بود خدمت می‌کرد. هنری فورد در هفتم آوریل 1947 درگذشت.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   102 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله هندسه نااقلیدسى و نسبیت عام اینشتین