فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله عوارض شکستگی ها

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله عوارض شکستگی ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

در اکثر شکستگی ها روند جوش خوردگی طبق انتظار پیش می رود به تدریج فونکسیون عضو آسیب دیده به وضع طبیعی بر می گردد و اگر نقص دائمی باقی بماند بسیار جزئی است اما همه شکستگی ها دارای چنین پیامد خوبی نیستند و ایجاد عوارض در تعدادی از آنها اجتناب پذیر می باشد که برخی خفیف، برخی شدید و ندرتاً فاجعه آمیز می باشد این عوارض می توان به دو گروه تقسیم نمود:
1)عوارض که مربوط به خود شکستگی می باشند.
2)عوارضی که مربوط به ضایعات همراه در نسوج دیگر
دوازده عارضه شکستگی که به دو گروه انترنسیک و اکسترنسیک تقسیم شده است.
عوارض مربوط به خود شکستگی عوارض مربوط به ضایعات همراه شکستگی
عفونت آسیب به عروق خونی بزرگ
تأخیر جوش خوردن ضایعات عصبی
جوش نخوردن ضایعات احشائی
نکروز آواسکوبر ضایعات تاندونی
بد جوش خوردن ضایعات و آسیب های پست تروماتیک مفصلی
کوتاه شدن آمبوس چربی

 


عفونت Infection
عفونت واقعاً فقط در شکستگی های باز (مرکب) دیده می شود که در آنها زخم توسط ارگانیسم هائی که از خارج بدن وارد می شود، آلوده می گردد به طور استثنائی ممکن است یک شکستگی بسته(ساده) هنگامی که با دخالت جراحی به یک شکستگی باز تبدیل می شود، دچار عفونت گردد.
گاهی عفونت زخم سطحی باقی مانده و استخوان گرفتار نمی شود اما حداکثر عفونت به استخوان نیز سرایت نموده و موجب استئومیلیت می گردد استئومیلیت یک عارضه جدی است زیرا هنگامیکه استخوان با ارگانیسم های پیوژتیک عفونی شد، عفونت تمایل به مزمن شدن پیدا می کند. عفونت عاملی قوی در تأخیر یا جلوگیری از جوش خوردن استخوان است.
پیشگیری از عفونت و علائم آن
تمام شکستگی های باز باید آلوده در نظر گرفته شوند، فیکساسیون داخلی شکستگی به روش جراحی خطر عفونت را افزایش می دهد. پرستار باید بیمار را از نظر نشانه های عفونت شامل حساسیت در لمس، درد، قرمزی، گرمی موضعی، تب، ترشحات چرکی کنترل کند. عفونت ها باید بلافاصله درمان شوند. برای پیشگیری از عفونت و درمان آن باید از داروهای آنتی بیوتیک مناسب با دوز کافی استفاده کرد.
درمان
عفونت حاد جدید:در عفونت های حاد استقرار یافته اهداف اصلی درمان عبارتند از:
1)درناژ کافی
2)دادن آنتی بیوتیک
زخم باز گذاشته می شود و حفره هائی که ممکن است چرک در آنها وجود داشته باشد با انسنریون یا اکسزیون مناسب برداشته می شود. و لازم نیست پانسمان مکرراً تعویض شود. غالباً بهتر است در فواصل بین پانسمان ها انسنریون یا اکسنریون مناسب برداشته می شود.
همیشه باید از آنتی بیوتیک استفاده شود ترکیبی از فلوگلوکز اسیلین و اسید فوسیدیک و یا اریترومایسین و اسید فوسیدیک اغلب مناسب است اما انتخاب آنتی بیوتیک باید بر مبنای حساسیت ارگانیسم های مهاجم صورت گیرد.
عفونت مزمن:اگر عفونت های استخوان مزمن شود (استئومیلیت مزمن) ترشح چرک ادامه پیدا کرده و ممکن است قطعاتی از استخوان مرده و به صورت سکستر جدا شوند. برای بهبودی دائمی در این وحله به جراحی رادیکال ترسی نیاز است.
تمام سکسترها باید برداشته شوند استخوانی را که با حفره های کوچک حاوی چرک به صورت لانه زنبور در آمده باید تراشیده گردد.
و گاهی منطقی است که تمام قسمت های عفونی شده استخوان را برداشت و به جای آن کرافت استخوان اسفنجی از استخوان ایلئوم قرار داد.

 


تأخیر در جوش خوردگی Delayed union
زمانی اصطلاح دیرجوش خوردن مطرح می شوند که فرایند التیام نسبت به نوع و محل شکستگی با سرعت کمتر از حد طبیعی پیشرفت کند این عارضه معمولاً همراه با عفونت های سیستمیک و تغذیه بد، بیماری دیابت و بیماری اتوایمیون و یا در اثر اعمال کشش غیر طبیعی روی قطعات شکستگی ایجاد می شود ولی در نهایت شکستگی التیام می یابد.
علل تأخیر در جوش خوردگی:
علل تأخیر در جوش خوردگی همان علل عدم جوش خوردگی است که به شکل خفیف تری عمل می کند.
درمان
در اکثر موارد درمان ابتدائی تأخیر در جوش خوردگی، منتظر ماندن است زیرا این امید وجود دارد که شکستگی در نهایت بدون دخالت جراحی، به طور رضایت بخشی جوش بخورد. معمولاً انتظار، نتیجه بخش است. اما ممکن است زمانی فرا رسد. شاید شش ماه یا بیشتر پس از شروع درمان که در صورت عدم پیشرفت در روند جوش خوردن مجبور به استفاده از درمان جراحی شویم در اغلب موارد استفاده از نوعی گرافیت استخوانی دارای بهترین چشم انداز در پیشرفت جوش خوردگی می باشد.
آسیب عروق بزرگ
هر شکستگی تا حدی به بافت های نرم اطراف خود آسیب می رساند بویژه به عضلات فاسیا و عروق خونی کوچک اما غالباً این آسیب ها همزمان با ترمیم شکستگی خود بخود ترمیم می یابد. گاهی در اثر عامل ایجاد کننده شکستگی (مثلاً گلوکز) یا توسط لبه تیز استخوان که در هنگام شکستگی یا پس از آن جا به جا شده شریان مهمی آسیب می بیند این عارضه می تواند عوارض وخیمی بدنبال داشته باشد در واقع ممکن است موجب از دست دادن اندام شود. اما خوش بختانه شایع نیست. ممکن است شریان به صورت عرضی قطع شود یا کنتوزیون پیدا کردن و به وسیله ترومبوز مسدود گردد، یا می تواند فقط به طور موقتی دچار اسپاسم شود نتیجة آسیب به عروق بزرگ می تواند به صورت های زیر باشد.
1)ایجاد آنورسیم تروماتیک
2)اختلال جریان خون در مناطقی که بوسیلة آن شریان تغذیه می گردد و در نتیجه گانگرن، فلج ایسکمیک اعصاب، یا کنتراکتور ایسکمیک عضلات (کنتراکتور ایسکمیک و لکمن) این نکته مهم را باید به خاطر سپرد که یک چنین انسداد شریانی ناگواری می تواند در اثر دم بافتی در داخل یک کمپارتمان فاسیائی بسته در ساعد یا ساق پا (سندرم کمپارتمان) در اثر سفت و محکم بودن گچ پا بانداژ، بویژه در دو روز اول پس از آسیب یا عمل جراحی که تورم به حداکثر می رسد ایجاد شود. مهمترین نمونه های آسیب شریانی بدنبال شکستگی ها و در رفتگی ها عبارتند از:
1)آسیب به شریان آگزیلاری در رفتگی شانه
2)آسیب به شریان براکیال در شکستگی سوبراکندیلار استخوان بازو یا در رفتگی آن
3)آسیب به شریان پوبلیتر در نتیجه در رفتگی زانو یا شکستگی همراه با جا به جائی انتهای فوقانی تیبیا
ویژگی های بالینی
پس از هر شکستگی در استخوان های بلند باید وضع سیرکولاسیون محیطی را دقیقاً و به طور مرتب ارزیابی نمود.
غالباً اولین علامتی که در ایسکمی جلب توجه می نمایند درد شدید است. بویژه درد به هنگام تلاش برای اکستانسیون پاسیو انگشتان دست یا پا. هیچگاه نباید این موضوع را نادیده گرفت.
کرختی یا از بین رفتن حس انگشتان نیز ممکن است وجود داشته باشد.
درمان:
هنگامیکه شکستگی با آسیب یک شریان بزرگ همراه باشد باید مورد را اورژانسی تلقی نمود زیرا به سرعت اثرات ایسکمی در اولین معاینه با بیمار وجود دارد
یا ثانویه (ایسکمی پس از جا انداختن و بی حرکت کردن شکستگی ظاهر می شود)
اگر انسداد عروقی پس از جا انداختن شکستگی و ثابت کردن آن در گچ آشکار شد، علت احتمالی آن اسپاسم شریانی است در اینگونه موارد نباید وقت را تلف نموده و پانسمان زیر آنرا باید در سراسر طول شکافت و درست تا سطح پوست گچ را باز کرد. در صورتیکه این کار در عرض نیم ساعت سبب برگشت جریان خون نشد باید شریان مبتلا با اکسپلور نموده و مراقبت را انجام داده
ضایعات عصبی
در شکستگی ها اعصاب محیطی بسیار بیشتر از شریان های بزرگ دچار آسیب می‌گرداند محل های شناخته شده ای که عصب در معرض آسیب است مثل شانه، استخوان بازو، استخوان فقرات (lumber spine) می باشد.
ضایعات عصبی را به سه دسته تقسیم می کنند. نورا پراکسی، آکسونوتمز، ونوروتمز در نورا پراکسی آسیب جزئی بوده و تنها موجب یک بلوک فیزیولوژیک موقتی می گردد ضایعه در عرض چند هفته خود به خود بهبود می یابد.
در آکسونوتمز ترکیب داخلی عصب محفوظ می ماند اما آکسون ها آن چنان به شدت آسیب می بیند که عصب دچار دژنرسانس محیطی می گردد. امکان دارد بهبودی خود بخود صورت گیرد ولی بستگی به دژنرسانس آکسونها داشته و ممکن است ماهها طول بکشد(سرعت معمولی دژنرسانس دو یا سه سانتی متر) در ماه است در نورتمز ساختمان عصب در اثر قطع شدن عصب یا پیدایش سکار شدید تخریب می گردد.
امکان بهبودی با برداشتن قسمت آسیب دیده و سوتور زدن انتها به انتها یا گذاشتن پیوند عصبی وجود دارد.
درمان:
در شکستگی های بسته معمولاً می توان فرض نمود که عصب امتداد خود را حفظ
کرده و با اطمینان می توان منتظر بهبودی خود به خود ضایعه ماند اگر اولین علائم بهبودی در ظرف مدت مورد انتظار ظاهر نشو اکسپلوراسیون توصیه ی شود.
اگر در اکسپلوراسیون مشخص شود که عصب قطع گردیده یا دچار اسکار شدید می‌باشد آنرا ترمیم نمود.
در شکستگی های باز ناشی از ضایعات نفوذ کننده باید فرض نمود که عصب قطع شده است. باید رخم را اکسپلور نمود و عصب را مشخص کرد. در صورتیکه عصب قطع شده باشد باید دو انتهای آنرا با یک دو سوتور به آرای بهم نزدیک کرد و ترمیم قطعی را تا بهبودی زخم به تعویق انداخت.
بهترین زمان برای ترمیم ثانویه عصب سه یا چهار هفته پس از آسیب است در این زمان می توان با دقت وسعت سکار و در نتیجه طول قسمتی را که باید برداشت تعیین کرد و از این گذشته، ضخیم شدن غلاف عصبی، از نظریه تکنیکی سوتور زدن زا آسان می نماید.
جوش نخوردن: Non- union
به عدم موفقیت در اتصال دو انتهای استخوان به یکدیگر گفته می شود.
اگر چندین ماه یک شکستگی جوش نخورد، تغییرات رادیولوژیک مشخص ایجاد می شود که نشانه احتمال عدم جوش خوردگی دائمی است. در محل شکستگی انتهاهای استخوان، گرد و متراکم می شوند. به طوریکه خط شکستگی واضح تر به نظر می رسد. از لحاظ پاتولوژیک، به نظر می رسد که فرآیند ترمیم پایان یافته و فعالیت برای پل زدن شکستگی توسط کال صورت نمی گیرد. به جای آن سنج فیبرو فاصله میان استخوان ها را پر می کند. گاهش ممکن است در داخل این پل فیبرو، حفره ای ایجاد شود که نشانه فعالیت برای تشکیل یک مفصل کاذب (سپودو آرتروز) است.
علل نان یونیون:
هر کدام از هشت علت زیر می تواند موجب عدم جوش خوردگی شوند:
1) عفونت استخوان
2) جریان خون ناکافی یک یا هر دو قطعه شکسته
3) حرکت جدا کننده بیش از حد بین قطعات شکسته
4) قرار گرفتن سنج نرم بین قطعات شکسته
5) از بین رفتن apposition(تقابل) بین قطعات(شامل جدا شد بیش از حد قطعات از یکدیگر در اثر کشش)
6) حل شدن هماتوم شکستگی در اثر مایع سینوویال (در شکستگی های داخل مفصلی)
7) وجود فلز ساینده در نزدیکی شکستگی
8) تخریب استخوان مثلاً در اثر تومور (در شکستگی های پاتولوژیک)
9) گاهی ممکن است دو یا چند عامل با هم عمل کنند. همین عوامل اگر شدت کمتری داشته باشند می توانند موجب تأخیر جوش خوردگی گردند.

 

درمان:
درمان عدم جوش خوردگی به محل شکستگی و میزان ناتوانی بستگی دارد. در برخی موارد مثل شکستگی های استخوان اسکافوئید ممکن است تنها ایراد مختصری باقی بماند که در این صورت بهتر است درمانی صورت نگیرد. با این وجود در اکثر موارد، عدم جوش خوردن شکستگی ناتوان کننده بوده و به درمان اجرایی نیاز دارد.
اغلب شکستگی های استخوان های بلند که جوش نخورده اند با گذاشتن گرافت استخوانی به خوبی درمان می شوند. در بعضی موارد، بویژه هنگامی که شکستگی در داخل یا نزدیک مفصل باشد ممکن است اعمال جراحی دیگری مانند اکسزیون یکی از قطعات یا گذاشتن پروتز به جای آن مناسب تر باشد. در موارد انتخابی، بویژه در مواردی که مقداری از استخوان از بین رفته باشد. انتقال استخوان زنده همراه با عروق آن، شانس موفقیت را بیشتر می کند. در مواردی که به طور غیر معمول به هر درمانی مقاوم می باشند می توان تحریک الکترومانتیتیک را نیز امتحان کرد.
گرافت استخوانی:
معمولاً گرافت های استخوانی از قسمت دیگری از بدن بیمار برداشته می شود(گرافت‌های اتوژن)
این گرافت ها معمولاً به صورت یخ زده یا با روش های شیمیایی در بانک استخوان نگهداری می شوند تا مورد استفاده قرار گیرند.
گرافت های حیوانی (گرافت های هتروژن) در سال های اخیر به میزان محدودی مصرف شده اند.
امتیاز این گرافت ها در این است که راحت بوده و در برداشتن گرافت اتوژن ناراحتی ایجاد نمی شوند.
استفاده از گرافت های اتوژن بسیار قابل اعتماد تر بوده و روش انتخابی می باشد. به علاوه استفاده از مواد آلوگرافت برای پیوند استخوان امروز به وسیله محدودیت های قانونی بانک های بافتی برای روش های پیوند که به بررسی افراد دهنده پیوند از نظر عفونت با ویروس ساپرس کننده ایمن انسانی (HIV) نیاز دارد محدوده شده است. هدف اصلی گذاشتن گرافت عبارت است از ایجاد یک چارچوب یا ایجاد یک پل موقتی که استخوان تازه بتواند بر روی آن بنشیند. در نهایت استخوان زنده جدید جای گرافت را می گیرد این جای گزینی به رواسکولاریزاسیون کافی گرافت متکی است بنابراین گرافتی که دارای بستر پر خونی است بیشتر ار گرافتی که توسط بافت های نسبتاً ایسکمیک احاطه شده دارای احتمال موفقیت می باشد.
در تکنیک گرافت استخوانی برای جوش نخوردگی های مقاوم پیشرفت جدیدی حاصل شده عبارت است از انتقال استخوان زنده و اسکولاریزه برای پر کرده فاصله بین قطعات اصلی استخوان شکسته. در این روش گرافت همراه شریان بزرگی که آن را مشروب میکند و وریدهای درناژ کننده برداشته شده و با کمک روش های جراحی میکروسکوپی عروق را در محل گیرنده به هم متصل می کنند. از آن جا که این گرافت های واسکولاریزه از استخوان زنده تشکیل شده اند انتظار می رود سریع تر از گرانت های آزاد بدون عروق در محل خود تثبیت شوند.
با روش جراحی قطعات شکستگی را می تراشند کانون های عفونی را در صورت وجود خارج می کنند و استخوان پیوندی در محل نقص استخوان قرار می دهند.
برای پیوند استخوانی از اتوگرافت(پیوند بافت از فرد اهدا کننده به خودش معمولاً از ستیغ خاصره) یا آلوگرافت (پیوند بافت از فرد اهدا کننده به فردی دیگر) استفاده می‌شود. پیوند استخوانی، فاصله بین دو انتهای استخوان را پر می کند، شبکه ای را برای نفوذ سلولهای استخوانی فراهم می کند و باعث فرآیند التیام می شود.
نوع استخوای که برای پیوند انتخاب می شود به عملکرد آن بستگی دارد(نوع متراکم برای استحکام ساختمانی، نوع اسفنجی برای استخوان سازی و نوع متراکم اسفنجی برای تقویت استخوان و تسریع جوش خوردن به کار می رود) پیوندهای استخوانی به شکل تراشه ای، گوه ای، بلوکها یا قطعات استخوانی و ماتریکس غیر معدنی استخوان تهیه می شوند. در بعضی از موارد، برای دستیابی به بهترین شرایط جوش خوردن و ترمیم شکستگی از ترکیب از استخوان آلوگرافت، اتوگرافت و ماتریکس غیر معدنی استخوان استفاده می شود. با استفاده از قطعات استخوانی اتوگرافت که دارای خونرسانی مستقل هستند، امکان ترمیم شکستگی ها به صورت اولیه فراهم می شود. مشکلاتی که اختصاصاً ر پیوندهای از نوع اتوگرفت با آنها مواجه مستقیم عبارتند از: محدودیت در تهیه استخوان برای پیوند، افزایش مدت زمان جراحی، افزایش میزان خونریزی، درد در محل برداشت استخوان، تشکیل هماتوم و عفونت.
پیوندهایی از نوع آلوگرافت عوارض نادر ولی خاص خود را دارن که عبارتند از پذیرش نسبی (عدم سازگاری بافتن بین اهداء کننده و گیرنده که باعث تأخیر در الحاص پیوند می شود)، رد پیوند(استخوان پیوندی به سرعت و به طور کامل جذب می شود) و انتقال بیماریها (نادر)
در صورت جوش نخوردن شکستگی، با استفاده از تکانه های الکتریکی می توان استخوان سازی را تحریک کرد. تأثیر درمانی تحریک الکتریکی به اندازه پیوند استخوان است. اگر فاصله بین قطعات زیاد باشد یا مفصل کاذب سینوویال تشکیل شده باشد این روش مؤثر خواهد بود. تحریک الکتریکی موجب تعدیل محیط بافت و ایجاد بار منفی الکتریکی می شود که به خود رسوب املاح و تشکیل استخوان را تسریع می کند.
در بعضی از بیماران، پین هایی را به عنوان کاتد از راه پوست در محل شکستگی قرار می دهند و تکانه های الکتریکی را به طور مستقیم و مداوم به محل شکستگی هدایت می کنند. در صورت وجود عفونت نمی توان از این روش استفاده کرد. روش غیر تهاجمی دیگر استفاده از میدان های القایی است. با قرار دادن سیم پیچ الکترومغناطیسی روی محل شکستگی، هر روز تقریباً به مدت 10 ساعت امواج میعان های مغناطیس را به طرف شکستگی هدایت می کنند. طی درمان با تحریک الکتریکی، اندام مصدوم باید کاملاً بی حرکت و به خوبی از آن حمایت شود.
تکنیک گذاشتن گرافت استخوانی:
استخوان لازم برای گذشتن را می توان به صورت یک لوحه سفت(slab grafts) یا به صورت تراشه های متعدد (silver grafts) و یا تکه های کوچک (chip grafts) تهیه نمود.
گرافت های لوحه ای:معمولاً این گرافت ها را از استخوان محکم کورتیکال می گیرند. یک محل شایع بای برداشتن این نوع گرافت ها قسمت زیر جلوی استخوان تیبا می باشد. این گرافت به صورت یک آتل داخلی و همین طور چارچوبی برای رشد استخوان جدید عل می نماید.
گرافت های تراشه ای: معمولاً این گرافت ها را در عمق پریوست قرار داده و با استفاده از سوتور زدن بافت های نرم روی آنها در جای خود ثابت می نمایند.
گرافت های تکه ای: این گرافت ها را نیز از استخوان به دست می آورند. غالباً از این گرافت ها جهت تقویت نمودن گرافت های لوحه ای یا تراشه ای و برای پر کردن حفرات استفاده می شود.
گرافت های واسکولاریزه: باید گرافت را به طور کامل یعنی همراه شریان یاورید آن برداشت. از آنجایی که عروق خونی فیبولاوکرات ایلیاک ثابت و بزرگ می باشند معمولاً از این دو استخوان استفاده می شود. در موارد مناسب می توان پوست و بافت زیر جلدی را نیز به همراه استخوان انتقال داد.
مداخلات پرستاری:
درمان عارضه جوش نخوردن با استفاده از تحریک الکتریکی به وقت زیادی نیاز دارد و معمولاً در اثر درمان طولانی مدت خسته می شود. بنابراین پرستار باید از نظر احساس بیمار را حمایت کند و او را برای تحمل برنامه درمانی تشویق کند. درباره بی حرکتی، عدم تحمیل وزن و به کارگیری روزانه محرک های الکتریکی (در صورت تجویز) آموزش های لازم به بیمار داده می شود. طراح ارتوپد با استفاده از پرتونگاری های دوره ای، پیشرفت فرآیندالتیام استخوان را ارزیابی می کند. پیگیریهای بعدی توسط جراح ازتوپد به بیمار گوشزد کند.
مسئولیت های پرستار در قبال بیمار دارای پیوند استخوانی شامل درمان درد، کنترل بیمار از نظر عفونت محل برداشت و کاشت پیوند و آموزش بیار است.
پرستار باید درباره اهداف پیوند استخوان، بی حرکت، عدم تحمیل وزن، مراقبت از زخم، نشانه های عفونت و اهمیت مراقبت از زخم، نشانه های عفونت و اهمیت مراقبت و پیگیری توسط جراح ارتوپد به بیار آموزش دهد. ماقبت پرستاری برای بیماری که محرک الکتریکی استخوانی دارد بر آموزش او مبنی بر بی حرکتی، محدود سازی تحیل وزن و استفاده روزانه از محرک طبق دستور متمرکز است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  44  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله عوارض شکستگی ها

دانلود مقاله درس روش تحقیق – ازدواج

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله درس روش تحقیق – ازدواج دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

تعریف عملیاتی واژه ها:
1-ازدواج (marriage) :
جفت گرفتن زن کردن – شوهر کردن – با یکدیگر جفت و قرین شدن
در این تحقیق منظور از ازدواج رابطه حقوقی است که برای همیشه به وسیله ی عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده است.

 

 

 

فصل اول
چکیده
ازدواج پیمان مقدسی است که در آن زن و مرد بر اساس یک تعهد قانونی،شرعی و عاطفی پیمان می بندند تا با تشکیل خانواده در یک زندگی مشترک ،نیازهای همدیگر را تامین و درنشیب و فرازها و تلخی و شیرینی های زندگی یار و غمخوار هم باشند.با این وجود،خانواده یکی از ارکان جامعه بشمار می رود و دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانو اده و تحقق خانواده سالم،مشروط به برخورداری معماران (زوجین)آن از سلامت روانی و داشتنرابطه ای مطلوب با یکدیگر است.دراین راستا،مطالعه حاضر به بررسی موانع ازدواج بین جوانان شهرستان اردکان که در کارخانه صدف این شهر مشغول به کارند می پردازدو آسیب ها و موانع اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی،خانوادگی و فردی از دیدگاه آنها مورد ارزیابی قرار میدهد.
روش: این مطالعه به روش توصیفی -تحلیلی و مقطعی انجام گرفت و در آن 50 نفر ازکارکنان این کارخانه در رده ها و مدرکهای مختلف به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ،انتخاب و با پرسشنامه ارزیابی قرار شدند. ابزار پژوهش در این مطالعه ،چهار حیطه کلی موانع (اقتصادی،اجتماعی-فرهنگی،خانوادگی و فردی)،را از مجموعه سوالات استخراج و تجزیه و تحلیل کرد. نتایج: در تجزیه و تحلیل نتایج این مطالعه مشخص شد که مهمترین موانع ازدواج به ترتیب اولویت:موانع اقتصادی،فرهنگی-اجتماعی ،فردی و خانوادگی بوده است.همچنین مهمترین موانع اقتصادی برای جوانان نداشتن شغل مناسب،نداشتن مسکن و مخارج ازدواج در برگزاری جشن عروسی،مهمترین موانع فرهنگی-اجتماعی:دوست پسر یا دوست دختر داشتن ،مشکلات اخلاقی بستگان عنوان شده است،همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین دیدگاه جوانان پسر و دختر در مورد موانع ازدواج در بعضی گزینه ها تفاوت آماری معناداری وجود دارد.این تفاوت ها در مورد وسواس در انتخاب شوهر مناسب،ترس ا شکست در ازدواج ،وضع نامطلوب اقتصادی طرف مقابل و سیگاری بودن فرد،به نفع دانشجویان دختر و در مورد :ترس از جواب منفی طرف مقابل (دختر)،مخارج سنگین ازدواج،برگزاری جشن عروسی و نداشتن شغل مناسب ،به نفع جوانان پسر بوده است. بحث: نظر به این که ازدواج موفق زمینه ساز خانواده ای سالم و در نهایت نویددهنده جامعهای سالم است،رفع موانع ازدواج مخصوصاً موانع شغلی با ایجاد شغل و فرصت های شغلی مناسب برای جوانان توسط متولیان و برنامه ریزان جامعه می تواند آسیب ها وموانع ازدواج را به حداقل ممکن برساند.
مقدمه
زندگی در قرن بیست و یکم همه چیزش متفاوت است. تولدش، بزرگ شدنش، کار کردنش و حتی ازدواجش. هر روز یک آمار جدید منتشر می شود که سن ازدواج بالا رفته است، جوانان تمایلی به ازدواج ندارند و..
از گذشته های بسیار دور، ازدواج و تشکیل خانواده در هر دین و مسلکی مورد قبول بوده است به اعتقاد بسیاری از فلاسفه و دانشمندان فقط از طریق ازدواج است که فرد به آرامش واقعی دست پیدا می کند همان مساله ای که در قرآن کریم هم به آن اشاره شده است.
بالا رفتن سن ازدواج یکى از معضلات مهم جوامع بشرى است; زیرا با افزایش سن ازدواج، جوانان از شیوه بهنجار ارضاى غریزه جنسى و آثار و فواید آن محروم مى شوند. در جوامع گذشته پسران و دختران با رسیدن به سن بلوغ، یا کمى بعد از آن اقدام به ازدواج مى کردند و مجرّد ماندن یک نقص اجتماعى محسوب مى شد. اما با پیچیده تر شدن جوامع و ایجاد خواسته ها و انگیزه هاى کاذب، ذائقه اجتماعى تغییر یافت و به تبع این تغییر ذائقه، نیاز طبیعى و غریزى به ازدواج سرکوب و این روند، تا جایى پیش رفته که امروزه در بعضى جوامع غربى، جوانان بکلى از ازدواج سرباز زده اند و آن را مانعى براى آزادى خود تلقّى مى کنند. تنها زمانى به ازدواج روى مى آورند که نشاط جوانى را از دست بدهند و نیازمند یک پرستار یا مراقب هستند. متأسفانه این فرهنگ اشتباه جوامع اسلامى از جمله جامعه اسلامى ما را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است، به گونه اى که افزایش رو به تزاید سن ازدواج در کشور، مشکلات فراوانى به دنبال داشته است. مشکلاتى همچون افسردگى و از بین رفتن نشاط در جوانان، ابتلا به وسواس زیاد در انتخاب همسر، مشکل آفرینى فرزندان بزرگ و ازدواج نکرده در خانه، افزایش اضطراب و نگرانى ـ بخصوص در دختران ـ بلاتکلیفى، از دست رفتن طراوت و زیبایى، ناامیدى و تصمیم به عدم ازدواج به خاطر کاهش میل به ازدواج، بى دقتى در انتخاب همسر، احتمال افزایش انحرافات، و ده ها مشکل از این قبیل که جوانان ما را، به چالش کشانده است.
این نکته ها بارها و بارها گفته شده است و کسی در صحت آنها شک ندارد، اما گاه مسائلی بوجود می آید که سن ازدواج را بالا می برد و تمایل افراد را به تشکیل خانواده و تداوم نسل کم می کند، عواملی که شاید روزی نبودند و حال وجودشان که قرار بود مایه آسایش انسان در دنیای تکنولوژی باشد دلیلی است تا بسیاری از جوانان از بزرگ ترین رویداد زندگی شان چشم بپوشند.

 

بیان مساله
زندگى در جوامع بشرى گذشته ساده‏تر بود و پیچیدگى و مشکلات امروز را نداشت و در نتیجه سن ازدواج پایین‏تر بود؛ ولى جوامع شهرنشین امروزى از پیچیدگى و مشکلات خاصى برخوردار است و همین امر باعث شده که جوان‏ها نتوانند به راحتى تشکیل خانواده دهند و در نتیجه سن ازدواج بالاتر رفته است. آخرین آمارى که در دست است سن ازدواج پسرها را حدود 27 سال و دخترها را حدود 24 سال نشان مى‏دهد (جوانان و ازدواج، ص 43).
ازدواج علاوه بر پاسخگویی به نیاز های جنسی و عاطفی فرد، نیاز های اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم می کند و به خاطر اهمیت و تاثیری که دارد، به عنوان هنجاری پذیرفته شده در تمامی کشور های دنیا به حساب می آید.

علاوه بر پیامد های یادشده، سن ازدواج می تواند تبعات اجتماعی و روانی نیز به همراه داشته باشد. ازدواج در سنین بالاتر به آن معنا است که جوانان باید دوره های طولانی تر را در خویشتنداری جنسی (الزام اخلاقی مالتوس) بگذرانند، که این خود باعث وارد شدن فشار روحی، روانی، افسردگی، اضطراب و به وجود آمدن بسیاری از امراض روانی دیگری در آنان می شود. ازدواج در سنین بالاعلاوه بر عوارض یادشده، باعث ایجاد فاصله بین والدین و فرزندان هم می شود. به موجب فاصله نسلی، شکاف و در مواردی تضاد نسلی به وجود می آید و همین امر همراه با بزرگ شدن بچه ها اختلاف سلیقه و نگرش های متفاوتی را در درون خانواده به ثمر می رساند.

اما افزایش سن ازدواج به افزایش سرمایه های اجتماعی منجر می شود و فرد با دیدی بازتر و اندیشمند تر همسر خود را انتخاب می نماید. می توان گفت که این تاخیر نقش مثبتی در زندگی فرد داشته است، ولی در بسیاری از مواقع افزایش بیش از حد سن ازدواج باعث سرخوردگی های عاطفی و روانی در فرد می شود که حتی توانمندی های فردی هم نمی تواند این سرخوردگی ها را درمان کند. در اصطلاح کلی می توان گفت که ازدواج فرد می بایست در سن مطلوب انجام شود نه آنقدر زود که صرفا مبتنی بر غرایز جنسی و یا اجبار های اقتصادی و اجتماعی باشد و نه آنقدر دیر که منجر به بروز اختلافات روانی و یا حتی آسیب های اجتماعی شود.

 

اهمیت و ضرورت تحقیق
امروزه یکی از معیارهای توسعه یافتگی جوامع بشری را وجود تحقیقات گسترده علمی – کاربردی در تمام سطوح اجتماعی – اقتصادی و صنعتی آن جامعه می دانند. و کشورهایی را توسعه یافته می دانند که به تحقیقات بهای کافی می دهند. امروزه ما شاهد هستیم که در کشور های توسعه یافته بخشی از درامد ناخالص خود را به امر تحقیفات اختصاص می دهند که متاسفانه در کشور ما نه تنها این امر تحقق نیافته است بلکه به تحقیقاتی که توسط محققان در گوشه و کنار این کشور به صورت جسته و گریخته انجام می شود نیز توجه کافی مبذول نمی شود و هرگز نتیجه این تحقیقات به کار گرفته نمی شود .
حال اگر ما معتقد به پیشرفت کشور خود هستیم باید نگرش خود را به امر تحقیق تغییر دهیم و این امر در بحث مهمی مانند ازدواج ضرورت بیشتری پیدا می کند.
اگر ما محور توسعه هر کشور را نسل جوان آن بدانیم و اگر به ازدواج به عنوان مهمترین عرصه زندگی نگاه کنیم ضرورت این تحقیق بیشتر بر ما آشکار می شود.
همچنین با تاملی بر آمار های ثبت شده مشخص می شود که تا چه اندازه جوانان در امر ازدواج سرگردانند و مشکلات و موانع موجود در سر راه آنها در به تأخیر انداختن سن ازدواج آنها مؤثر است .
بر اساس این آمار میانگین سن ازدواج مردان در ایران با تحول عمده ای روبه رو نبوده و همواره در اطراف سن 25 سال در نوسان است، ولی سن ازدواج زنان بین سال های 81- 1345 با افزایش تدریجی همراه بوده و این افزایش در یکی دو دهه اخیر شتاب بیشتری داشته است، به طوری که در سال 1381 بیش از یک چهارم دختران 29-25 ساله هنوز ازدواج نکرده بودند. همچنین سن متوسط ازدواج زنان در ایران طی سال های سرشماری (81-1345)، به تدریج افزایش یافته و از 4/18 سال به 2/23 سال رسیده در صورتی که سن متوسط مردان فقط از 25 سال به 9/25 سال رسیده است.
آمار های موجود در سالنامه آماری کشور نیز نشان می دهد که جمعیت افراد در سن ازدواج (مردان 34-24) و (زنان 29-15) در حال افزایش است، به گونه ای که از 19 میلیون و 848 هزار و 39 نفر در سال 81 به 21 میلیون و 421 هزار و 541 نفر در سال 83 رسیده است. در این آمار تعداد زنان در سن ازدواج بیشتر از مردان است.
حال با توجه به این آمار و ارقام در می یابیم تا چه اندازه تحقیق در مورد مسئله ازدواج مهم است زیرا این بالا رفتن سن ازدواج سبب می شود تا فساد و بی بند و باری در جامعه افزایش یابد و هرگاه نیروی جوان جامعه که کارامد ترین قشر جامعه می باشد دچار آسیب روانی شود جامعه رو به تباهی میرود.
پس واضح و مبرهن است که انجام تحقیقات در این زمینه – که البته کمتر کسی هم به سراغ آن رفته است – نه تنها مشکلات فردی را رفع می کند بلکه در ارتقای یک جامعه مؤثر است .

 


سؤالات تحقیق
1- بیکاری تا چه اندازه در به تأخیر افتادن سن ازدواج نقش دارد؟
2- مشکلات اقتصادی تا میزان سن ازدواج را بالا می برد؟
3- مشکل مسکن در به تعویق افتادن ازدواج تا چه اندازه اهمیت دارد؟
4- اشتغال به تحصیل تا چه اندازه مانع ازدواج جوانان می شود ؟
5- مخالفت والدین تا چه حد امر ازدواج را تحت تأثیر قرار می دهد ؟
6- آزادی روابط دختر و پسر در جامعه تا چه اندازه سن ازدواج را به تأخیر می اندازد؟
7- ترس از شکست در ازدواج در بالا بردن سن ازدواج چقدر مؤثر است ؟
8- نابرابری سطح تحصیلات پسر و دختر تا چه اندازه سن ازدواج را به تأخیر می اندازد؟
9- ازدواج ناموفق یکی از اعضای خانواده چه اندازه مانع ازدواج جوانان می شود؟
10- فقدان والدین تا چه میزان در بالا رفتن سن ازدواج تأثیر دارد؟
11- توقعات بیجا از همسر آینده در به تعویق افتادن ازدواج چقدر مؤثر است؟
12- ازدواج نکردن خواهران و برادران بزرگتر چه اندازه مانع ازدواج جوانان می شود؟

 

فرضیه های تحقیق
1- بیکاری یکی از مهمترین عوامل در به تأخیر افتادن سن ازدواج جوانا ن به شمار می رود.
2- مشکلات اقتصادی را می توان یکی از موانع مهم جوانان در بالا رفتن سن ازدواج تلقی کرد.
3- یکی از دلایل دیگر بالا رفتن سن ازدواج در جامعه مشکل مسکن است.
4- اشتغال به تحصیلات را از عوامل بالا رفتن سن ازدواج می توان به شمار آورد.
5- مخالفت والدین با تمایلات جوانان نسبت به ازدواج عاملی برای بالا رفتن سن ازدواج است.
6- یکی از دلایل بالا رفتن سن جوانان در ازدواج آزادی روابط پسر و دختر در اجتماع است.
7- ترس از شکست از عوامل دیگری است که در بالا رفتن سن ازدواج مؤثر است.
8- نابرابری سطح تحصیلات دختر و پسر در به تأخیر افتادن سن ازدواج مهم به شمار می رود.
9- یکی از دلایل بالا رفتن سن ازدواج در بین جوانان ازدواج نا موفق یکی از اعضای خانواده می باشد.
10-فقدان والدین می تواند در به تأخیر افتادن سن ازدواج جوانان مؤثر باشد.
11- توقعات بیجا از همسر آینده از عواملی می باشد که سن ازدواج جوانان را بالا می برد.
12- وجود خواهران و برادران مجرد بزرگتر در خانواده در بالا رفتن سن ازدواج جوانان مؤثر است.

 


فصل دوم
پیشینه تجربی تحقیق :
با بررسیهای گونان و مراجعه به سایتهای مختلف اینتر نت به این نتیجه رسیدیم که تا کنون در ایران تحقیقی تحت عنوان علت بالا رفتن سن ازدواج صورت نگرفته است.

 

ازدواج چیست؟
ازدواج، در جوامع انسانی یک رخداد ضروری و یکی از مهم‌ترین نیازهای اجتماعی است که در عین سادگی، گاهی با فراز و نشیب‌های بغرنج و پیچیده‌ای همراه می‌شود.
مفهوم ازدواج، در طول قرون و اعصار و تحت تأثیر تحولات اجتماعی، دگرگون شده است و در یک مسیر تکاملی، ضمن حفظ ارزش‌های این پیوند، نوع نگرش مردان و زنان نسبت به آن نیز تحول یافته است.
ازدواج مجموعه ترتیبات همسرگزینی است که مورد تایید جامعه باشد. اگر روابط زناشویی میان زوجین به صورت نهادینه آغاز شود، ازدواج نقطه آغاز این روابط تلقی می‌شود. بنابراین ازدواج می‌تواند نقطه عزیمت زندگی یک زن یا یک شوهر در قالب خانواده باشد. این مفهوم ضرورتاً روابط زن و شوهر را متمایز از سایرپیوندهای بیرون از حریم خانواده می‌کند .
بنابراین روابط فاقد نیت ازدواج و فرزندپروری، نمی‌تواند ازدواج تلقی شود. یک‌سری تعاریف هم در دوره جدید مطرح شده‌اند، این تعاریف می‌گوید؛ ازدواج روابط قانونی و رسمی بین یک زن و مرد بالغ به شکل نهادینه است که حقوق و تکالیفی را متوجه همدیگر می‌کند. این مفهوم از دیدگاه فمینیستی از مفهوم صیغه‌گری و مشابه آن یا زندگی‌های رفاقت‌آمیز که به‌تازگی در غرب باب شده، متمایز است و در مجموع بستگی به جامعه‌ای دارد که روابط را چگونه تلقی می کند.
در ازدواج برای فردی که تازه وارد جامعه شده است یک جایگاه قانونی تعریف می‌کنیم تا ببینیم از لحاظ توارثی، حقوقی و منزلت به چه کسی وابسته است و جایگاه واقعی‌اش کجاست؟ انتقال حقوق هریک از طرفین زن و شوهر در ازدواج اتفاق می‌افتد، یکی حق محل سکونت، حق استفاده جنسی از طرف مقابل، حق استفاده از خدمات خانگی طرفین و حق استفاده از دارایی مشترک، که همان مایملک است.
در ازدواج به لحاظ اقتصادی یک‌جور پشتوانه مشترک مالی ایجاد می‌شود، که فرزندان می‌توانند به آن تکیه کنند تا بعدها بتوانند وارد جامعه بشوند. ازدواج یک‌جور ایجاد نظام خویشاوندی هم هست یعنی فرد تعیین می‌کند با چه اقدامی و با کدام خصوصیات اجتماعی می‌خواهد وصلت کند.
لزوماً ازدواج باید به تایید عمومی برسد و مشروعیت بیابد. برخورد جامعه با این واقعه با زمانی که فرد مجرد است، متفاوت می‌باشد. از نظر فمنیست‌ها کارکرد ازدواج متفاوت است. آنها می‌گویند، هویت جدیدی که برای زن متاهل ایجاد می‌شود، او را به عنوان جنس دوم در پایگاه فروتری تعریف می‌کند.
ازدواج یک ایدئولوژی و یک نظم تاریخی است که با یک رابطه ناهمنجس‌خواهانه بین زن و مرد اتفاق می‌افتد. زن از طریق دادوستدش و بده بستانش نظم خویشاوندی را حفظ می‌کند و این یک ترتیب تاریخی است که اتفاق می‌افتد. این ایدئولوژی و ترتیب تاریخی سبب شده که در دوره جدید نهادهای سیاسی تلقی نادرستی از ازدواج داشته باشند .

پیشینه عملی تحقیق

 

عنوان فارسی: مطالعه کیفی - کمی بر روی موانع ازدواج و عوامل تهدید کننده آن
عنوان لاتین:
تاریخ ارائه: 1382
محل دستیابی: دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
نوع تحقیق:
مقالات تحقیق
موضوعات مرتبط

 

مجری (مجریان): اشرف السادات موسوی استادیار دکتری تخصصی روانشناسی , سایر آثار
مقالات تحقیق:
کتابهای تحقیق:
محل اجرا: - علوم بهزیستی و توانبخشی - معاونت پژوهش

 

کلید واژه:
چکیده: تحقیق حاضر موانع ازدواج و عوامل تهدید‌کننده آن را در دختران و زنان شهر تهران بررسی کرد. این تحقیق در سه مرحله و در قالب سه مطالعه مجزا انجام شد. مطالعه اول اولین مطالعه با هدف بررسی موانع ازدواج در دختران شهر تهران در رابطه با تحصیلات و اشتغال بود. روش جمع‌آوری اطلاعات گروه متمرکز و مجموعا در 8 جلسه و با شرکت دختران تحصیل‌کرده و شاغل، دختران دیپلمه و شاغل، دختران تحصیل‌کرده و غیرشاغل، و دختران دیپلمه و غیرشاغل اجراء گردید. مطالعه اول نشان داد که تمام دختران جامعه ایرانی تقریباً با موانع مشابهی (پیدا نکردن فرد مناسب؛ مخالفت و سختگیری خانواده با خواستگاران و یا فرد مورد نظر دختر؛ و داشتن تجربه شکست در رابطه قبلی چه به صورت عقد،نامزدی و یا دوست پسر) در امر ازدواج مواجه هستند. انتظار از ازدواج در طول سال‌های اخیر تغییر کرده است ولی راهکار مناسبی برای رسیدن به ازدواج موفق توسط خانواده وجامعه به نسل جوان ارائه نشده است. ناهمگنی در این امر به موانع ازدواج و نیز ازدواج‌های ناپایدار ختم می‌شود. مطالعه دوم در مطالعه دوم که با هدف بررسی میزان رضایت از زندگی زناشوئی و عوامل تهدید‌کننده ازدواج در رابطه با اشتغال و تحصیلات در زنان متاهل تهران بود. 100 زن متاهل (از ازدواج آنها کمتر از 5 سال گذشته)، تحصیل‌کرده و شاغل، با 100 زن دیپلمه و شاغل ،و100 زن تحصیل‌کرده و خانه‌دار، و100 زن دیپلمه و خانه‌دار تهرانی مقایسه شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها ی این مرحله، از پرسشنامه‌های رضایت زناشوئی گلومبوک-راست و پرسشنامه رضایت زناشوئی انریچ هم ‌زمان استفاده گردید. نتایج نشان داد که تحصیلات و شغل زن نه تنها در امر ازدواج تاثیر منفی ندارد بلکه رضایت زناشوئی در زنان را افزایش می‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهمیت سن در ازدواج
سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی .
1) جنبه روانی: انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت می باشد. روان شناسی کودک با روان شناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یک نوجوان با ویژگی های روانی یک فرد سالخورده در اکثر زمینه ها قابل مقایسه نیست. بنابراین ازدواج یک مرد پنجاه یا شصت ساله با یک دختر 18 ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به انتظار مرگ شوهر کهنسال خود روزشماری می نماید؛ یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد کهنسال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود. و در مجالس و محافل ممکن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگیرند و همه جا مجبور است وضعیت خود را توجیه کند. او برای کسب رضایت همسرش ، چنانچه ثروتمند باشد به خریدن جواهرات و لباس های گران قیمت و خانه و اتومبیل متوسل می شود و چنانچه عالم باشد کتاب ها و آثار خود را به او تقدیم می کند؛ ولی هیچیک از اینها او را ارضا نمی نماید. عکس این حالت یعنی ازدواج زن پیر با مرد جوان نیز همین وضع را خواهد داشت. بنابراین کسانی که قصد ازدواج دارند نباید تحت تأثیر پول، مقام اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند.
2) جنبه فیزیولوژیکی: علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. پیرمردی که توانایی عمل جنسی او کاهش یافته و ازدواج وی با یک همسر جوان بیشتر جنبه ی صحبت و دیدار دارد، قادر نیست به غرایز جنسی همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدی " نزن جوان را تیری بر پهلو ، به که پیری !". واقعیت امر چنین است جوانی که در کنار پیری نیاز به ارضای غرائز جنسی دارد (و او توانایی این کار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگی در ازدواج چیز دیگری نصیبش نمی شود. بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.

 


سن مناسب برای ازدواج
سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است؛ یکی از نظرروانی و دیگری از نظرفیزیولوژیکی. انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی کودک با روانشناسی جوان قابل مقایسه نیست.بنابراین ازدواج یک مرد پنجاه یا شصت ساله با یک دختر 18 ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به انتظار مرگ شوهر کهنسال خود روزشماری می نماید، یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد کهنسال برای ارضای نیازهای همسرجوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود بنابراین کسانی که قصد ازدواج دارند نباید تحت تاثیر پول، مقام اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند. دوم از جنبه فیزیولوژیکی که علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد وانحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.
سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است. معمولا در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پایین تر و در مناطق سرد و کوهستانی بالاتر است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود،مهم این است که دختر و پسر احساس کنند از نظر فیزیولوژیکی وروانی نیاز به ازدواج دارند. تشخیص زمان مناسب ازدواج از سوی دختر و پسر تازه بالغ مشکل است. در این مورد راهنمایی پدر و مادرو مشاوره با مشاور خانواده ضروری است. معمولا چون دختران از نظررشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است، زودتربالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین علت در اسلام سن تکلیف دختران نه سال و پسران 15 سال می باشد.در اینجا ذکر این نکته لازم است که چون اسلام دین جهان شمولی است، بنابراین حداقل سن تکلیف برای تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص شده؛ یعنی روی زمین مناطقی هست که دختر در 9سالگی بالغ است ولی این بدان معنا نیست که این دختر 9 ساله باید حتما ازدواج کند. ازدواج زمانی واجب است که شرایط آن از نظر فیزیولوژیکی،روانی، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه بیفتد. در ایران به طور عرف اکثر دختران بین 18 تا 25 سال ازدواج می کنند. پسرها نیز در روستاها در سنین پایین تر و در شهرها بین 25 تا 30 و گاه تا 35 سالگی ازدواج می کنند. تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است.

 

 

 


سن ازدواج در گذر ایام
هر جامعه ای درمورد شکل پیوند جنسی، قوانینی دارد. از جمله این قوانین سن ازدواج است. سن ازدواج، سنی است که افراد در آن سن به زندگی زناشویی قدم می گذارند . طبق بررسی های به عمل آمده، عامل تعیین کننده آن در گذشته و حال تغییریافته است.
در پایان زمان ماقبل صنعتی و در ابتدای مرحله صنعتی شدن، مردان در سنین بالا تری ازدواج می کردند. علت اصلی تاخیر در ازدواج، به عدم آمادگی اقتصادی افراد برمی گردد، به این صورت که آماده شدن افراد برای ازدواج از نظر اقتصادی به زمان بیشتری نیاز دارد.
در نیمه دوم قرن بیستم و در آستانه قرن بیست و یکم، تنوع و ناهمانندی هنجاری های اجتماعی سبب شد تغییرات چشمگیری در نگاه یک فرد به همسرگزینی و شرایط پذیرش ازدواج رخ بدهد به طوری که این ناهمسانی ها تاثیرات خود را بر جوامع جهان سومی هم گذاشت و در نگاه این جوامع هم تغییراتی به مرور زمان به وجود آمد.
اما در ایران؛ سن ازدواج را در ایرانیان باستان دو یا سه سال پس از سن عادی بلوغ در نظر می گرفتند و سن عادی بلوغ در هر دو جنس مرد و زن، پانزده سالگی بود که در این سن کمربند مقدس به دختر و پسر اهدا می شد و آنان به این گونه پای به اجتماع می گذاشتند. سن ازدواج در ایرانیان باستان، هجده و نوزده سالگی بود. البته درهمان روزگاردر بعضی خانواده ها، پدران و مادرانی وجود داشتند که درباره ازدواج فرزندان خود که هنوز به دنیا نیامده یا خردسال بودند، به گفت وگو می پرداختند و این رسم گاهی اوقات موجب مرافعه و دعوا می شد...
از منظر قانونی هم اکنون سن ازدواج در ایران ۱۳ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران است. ولی آمار و ارقام بیانگر این است که ازدواج زنان و مردان در ایران در گستره سنی ۳۵ - ۱۲ سال برای زنان و 40-15 سال برای مردان اتفاق می افتد.
براساس تحقیقات انجام شده در سال 1325، پسران در بیست سالگی ازدواج می کردند و دختران در نوزده سالگی، در سال 1345، سن ازدواج پسران به بیست و چهار سالگی و این سن در دختران به هجده سالگی کاهش یافت. پس از سال 1375، سن ازدواج مردان به بیست وشش سالگی و زنان به بیست ودو سالگی رسید و اکنون سن ازدواج مردان به میانگین 29-28 و سن زنان به 25-24 سال افزایش یافته است.

 

 

 

 

 


افزایش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقی جوانان
افزایش سن ازدواج و نقش آن در گسترش بی بند و باری های جنسی جوانان در سال های اخیر هرزگی، بی بند و باری جنسی، روابط دختر و پسر، حاملگی نامشروع، و دیگر انحرافات اخلاقی در میان جوانان افزایش چشمگیری یافته است. تبیین هایی که از انحرافات اخلاقی و بی بند و باری های جنسی جوانان شده، به ندرت محتوا و شرایط سنّی آنان را در نظر گرفته اند; اکثر مؤلفان انحرافات اخلاقی جوانان را از نظر نوع انگیزه با انحرافات اخلاقی بزرگسالان یکسان و مشابه دانسته اند. در این رویکرد، برخی به بررسی تأثیر انواع مشکلات خانوادگی، مشکلات روانی، آموزشی، و مسائل اقتصادی و اجتماعی اشاره نموده اند. آنان بر این عقیده اند که الگوی انحرافات اخلاقی در جوانان تفاوتی با الگوی بزرگسالان ندارد. انحرافات اخلاقی و اجتماعی جوانان از نظر نوع انگیزه با بزرگسالان تفاوت اساسی دارد.
افراد بزرگسال و کسانی که نقش آنان تا حدودی در خانواده و جامعه احراز شده، اگر اقدام به عمل خلاف می کنند و ـ مثلا ـ دست به خودکشی، خانه گریزی، و روابط جنسی با دیگران می زنند، ممکن است به خاطر مشکلات اقتصادی، عدم رضایت از زندگی و فزون خواهی باشد، اما بخش عمده انحرافات اخلاقی جوانان ریشه در نیازهای واقعی عاطفی و جنسی آن ها دارد که به خاطر محرومیت و فراهم نبودن شرایط ارضای مناسب و مشروع آن به جستوجوی راه های دیگر برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهای خود برمی آیند.
بر اساس آموزه های دینی، اگر این غریزه به صورت شرعی و معقول و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد عاطفی، تأمین سلامت روانی و نیز استمرار حیات بشر می شود، و اگر امکان ارضای صحیح آن فراهم نیاید به صورت انحرافات جنسی، کامجویی بدلی، هم جنس گرایی و بی بند و باری جنسی ظاهر خواهد شد که سلامت روانی و جسمی فرد و جامعه را بر هم زده، عواقب ناگواری را به همراه خواهد داشت.
مهاجمان فرهنگی با شناخت دقیق از شرایط و ویژگی های سنّی، عاطفی و روانی جوانان و نوجوانان و نیز شناخت شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه، سعی کرده اند از این نیاز طبیعی انسان، حداکثر سوء استفاده را برای تحقق اهداف خویش به عمل آورند.
یکی از مشکلات جوانان تجرّد و فراهم نبودن زمینه برای ازدواج است که به نوبه خود باعث انواع انحرافات و بی بند و باری های اخلاقی در جامعه و به ویژه در بین جوانان شده است. هرچند، تحقیق مستقلی در این زمینه انجام نشده، اما گزارش های ضمنی و مواردی که به طوری جانبی به این موضوع پرداخته اند، نشان دهنده رابطه مثبت بین افزایش سن ازدواج و انحرافات اخلاقی است. تأثیر افزایش سن ازدواج در انحرافات اخلاقی جوانان به قدری وسیع و گسترده است که تحقیقی مستقل و جداگانه ای را می طلبد. زمینه یابی ها و یافته های فراتحلیلی نشان می دهند که حتی در مواردی که به ظاهر هیچ ارتباطی با این موضوع ندارند نیز محرومیت از ازدواج و کامروایی های جنسی خارج از چارچوب خانواده، عامل اصلی است. بنابراین، گرچه نمی توان همه انحرافات اخلاقی و بی بند و باری های جنسی جوانان را ناشی از افزایش سن ازدواج دانست، اما به یقین بخش عمده ای از انحرافات اخلاقی جوانان، ریشه در این مسئله دارد.
راهکارها همان گونه که در طول این بررسی تأکید شد، افزایش سن ازدواج تنها یکی از عوامل انحرافات اخلاقی است که باید اقدامات پیشگیرانه درباره آن انجام شود.
قدر مسلّم این است که اقدامات پیشگیرانه در زمینه انحرافات اخلاقی و برنامه ریزی برای ازدواج در زمان مناسب، در قدم اوّل به خود جوانان مربوط می شود که با پی روی از دستورات اسلامی مبنی بر اقدام به موقع برای ازدواج و مقاومت در برابر وسوسه، از خطرات احتمالی پیشگیری کنند. در مرحله بعد، خانواده ها و سازمان های اجتماعی، به ویژه دولت، در مورد ازدواج جوانان نقش و مسئولیت خطیری را بر عهده دارند.

 

 

 

افزایش سن ازدواج و نقش آن در گسترش بی بند و باری های جنسی جوانان

 

در سال های اخیر هرزگی، بی بند و باری جنسی، روابط دختر و پسر، حاملگی نامشروع، سقط (کورتاژ) غیرقانونی و دیگر انحرافات اخلاقی در میان جوانان افزایش چشمگیری یافته است.
تبیین هایی که از انحرافات اخلاقی و بی بند و باری های جنسی جوانان شده، به ندرت محتوا و شرایط سنّی آنان را در نظر گرفته اند; اکثر مؤلفان انحرافات اخلاقی جوانان را از نظر نوع انگیزه با انحرافات اخلاقی بزرگسالان یکسان و مشابه دانسته اند. در این رویکرد، برخی به بررسی تأثیر انواع مشکلات خانوادگی، مشکلات روانی، آموزشی، و مسائل اقتصادی و اجتماعی اشاره نموده اند. آنان بر این عقیده اند که الگوی انحرافات اخلاقی در جوانان تفاوتی با الگوی بزرگسالان ندارد. اما کوهن (1982) معتقد است انحرافات اخلاقی و اجتماعی جوانان از نظر نوع انگیزه با بزرگسالان تفاوت اساسی دارد.16بر اساس یافته های او، افراد بزرگسال و کسانی که نقش آنان تا حدودی در خانواده و جامعه احراز شده، اگر اقدام به عمل خلاف می کنند و ـ مثلا ـ دست به خودکشی، خانه گریزی، و روابط جنسی با دیگران می زنند، ممکن است به خاطر مشکلات اقتصادی، عدم رضایت از زندگی و فزون خواهی باشد، اما بخش عمده انحرافات اخلاقی جوانان ریشه در نیازهای واقعی عاطفی و جنسی آن ها دارد که به خاطر محرومیت و فراهم نبودن شرایط ارضای مناسب و مشروع آن به جستوجوی راه های دیگر برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهای خود برمی آیند.
بر اساس آموزه های دینی، اگر این غریزه به صورت شرعی و معقول و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد عاطفی، تأمین سلامت روانی و نیز استمرار حیات بشر می شود، و اگر امکان ارضای صحیح آن فراهم نیاید به صورت انحرافات جنسی، کامجویی بدلی، هم جنس گرایی و بی بند و باری جنسی ظاهر خواهد شد که سلامت روانی و جسمی فرد و جامعه را بر هم زده، عواقب ناگواری را به همراه خواهد داشت.
مهاجمان فرهنگی با شناخت دقیق از شرایط و ویژگی های سنّی، عاطفی و روانی جوانان و نوجوانان و نیز شناخت شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه، سعی کرده اند از این نیاز طبیعی انسان، حداکثر سوء استفاده را برای تحقق اهداف خویش به عمل آورند.
توجه به آمارهای ارائه شده در زمینه انحرافات اخلاقی جوانان، راز تأکید ائمّه(علیهم السلام) مبنی بر ازدواج به موقع را برملا می سازد و ما را بیشتر به این نکته رهنمون می سازد که چرا در روایات توصیه شده که پدران و مادران در امر ازدواج فرزندان خود اقدام کنند.
یکی از وظایف و مسئولیت های والدین در برابر فرزندان برنامه ریزی برای ازدواج آن هاست. در روایات متعدد، بر به موقع شوهر دادن دختران تأکید گردیده و گوشزد شده که اگر به موقع در این زمینه اقدام نشود، از گمراهی و فساد ایمن نخواهند بود: «والاّ لم یُومَن علیهن الفتنة.»17
برای آنکه بیشتر به نقش و تأثیر افزایش سن ازدواج در اشاعه و گسترش انحرافات اخلاقی جوانان پی ببریم، به برخی تحقیقات انجام شده در این زمینه اشاره می کنیم:

 

الف. افزایش سن ازدواج و خودکشی

 

آمارهای ارائه شده درباره خودکشی در شهرهای ایران حکایت از آن دارند که در گذشته میزان خودکشی در میان گروه های سنّی بالا بیشتر بود، اما در 20 سال اخیر این الگو به هم خورده و میزان بالای خودکشی به سمت گروه های سنّی جوان تر گرایش پیدا کرده است.18 بر اساس پژوهش های جهانی و نیز برخی تحقیقات انجام شده در ایران، اکثر اقدام کنندگان به خودکشی را جوانان مجرد تشکیل می دهند.19
طبق نظریه «روان تحلیلگری» فروید، میان پدیده خودکشی و ناکامی در عشق، رابطه قوی وجود دارد. تحلیل او درباره جوانانی که اقدام به خودکشی می کنند این است که آنان در ارضای نیازهای جنسی خود ناکام شده و در اثر محرومیت و نومیدی از خواسته های خود اقدام به خودکشی می کنند. این تحلیل فروید اگرچه عمومیت ندارد، اما به یقین موارد بسیاری از خودکشی های جوانان به خاطر مشکلات ازدواج، و به ویژه در دختران به خاطر ماندن بیش از حد در خانه و احساس ناامیدی از ازدواج است.
در تحقیقی که به منظور بررسی عوامل اقدام به خودکشی بر روی 500 مورد انجام شد، این نتیجه به دست آمد که یکی از عوامل اصلی و عمده اقدام به خودکشی در جوانان، فراهم نشدن زمینه برای ازدواج آنان است.20
در مطالعه ای دیگر که بر روی 690 پرونده مربوط به خودکشی انجام گردید، آشکار شد که میزان خودکشی در سنین جوانی (16ـ30 سالگی) بسیار بالاست و بخش قابل توجهی از افرادی که اقدام به خودکشی کرده اند، در ازدواج ناموفق بوده یا از آن ناکام مانده اند. همچنین درپژوهشی که درسال1383به منظور بررسی علل خودکشی در شهر کرمانشاه انجام شد، این نتیجه به دست آمد که ازدواج در کاهش میزان خودکشی مؤثر است.21

 

ب. افزایش سن ازدواج و خانه گریزی دختران
فراز از خانه یکی از معضلات حاد اجتماعی است که عوامل مختلفی در آن دخالت دارند. نسبت دخترها و پسرها در فرار از خانه تقریباً مساوی است، اگرچه دخترها بیش از پسرها دستگیر می شوند. طبق گزارش خبرگزاری ایسنا در سال 1380، 4 هزار و 73 جوان و نوجوان فراری شناسایی شدند که بیشتر آنان را دختران تشکیل می دادند و 72 درصد دختران فراری بین 16 تا 25 سال داشتند.22
تجزیه و تحلیل ها نشان می دهند که در کنار موارد اختلافات خانوادگی، خشونت والدین، بی سرپرستی، فقر و پایین بودن سطح فرهنگ خانواده، درصد قابل توجهی از دختران فراری کسانی هستند که علی رغم نیاز شدید آن ها به ازدواج و داشتن خواستگارهای متعدد، والدین آن ها با ازدواجشان مخالفت کرده اند.

 

در یکی از پژوهش ها، تأثیر نقش والدین بر فرار 20 دختر جوان مورد بررسی قرار گرفت. از 20 مورد که با آن ها مصاحبه شده 16 نفر به اتفاق، کارکرد ناسالم خانواده را عامل فرار خود از خانه می دانند. با توجه به اظهارات این دختران، آن ها پیش از فرار، به نوعی درگیر یافتن یک حامی بوده اند که بتواند آن ها را دوست بدارد یا حمایت کند; مثل دوست شدن با یک یا چند پسر به قصد ازدواج، اما به علت مخالفت والدین، درگیری های خانوادگی شدت یافته و دختران نیز به دلیل اینکه نسبت به موقعیت خود اعتراض آگاهانه داشتند و خود را مستحق ظلم والدین نمی دانسته اند، به قصد رسیدن به رهایی و آرزوی ازدواج، راه فرار در پیش گرفته اند.23 در پژوهش دیگر نیز کارکرد ناسالم خانواده، عدم ارضای نیازهای عاطفی و بی توجهی والدین به ازدواج فرزندان به عنوان یکی از عوامل زمینه ساز بی بند و باری های اخلاقی و خانه گریزی دختران، یاد شده است.24

 

مسلماً این دختران نیاز شدید به یک منبع قدرت قابل اعتماد دارند تا از آنان حمایت کند. بر اساس این احساس و نیاز درونی است که هر یک خود را به شکلی تابع و تسلیم یک قدرت قابل اعتماد (از دیدگاه خودشان) کرده اند.
با توجه به اظهارات این دختران می توان چنین نتیجه گرفت که کارکرد ناسالم خانواده و مخالفت یا بی توجهی والدین به ازدواج فرزندان در فرار دختران تأثیر دارد.
در نهایت، این نکته را باید یادآور شد که به اعتقاد پژوهشگر، نوعی معصومیت خاموش در پشت این چهره های به ظاهر سرکش و ماجراجو، که تعدادشان هم کم نیست، وجود دارد و بسیاری از دختران و پسران جوان که در خیابان ها پرسه می زنند، کسانی هستند که به دلیل نداشتن شرایط مساعد خانوادگی و عدم حمایت های لازم از سوی نهادهای اجتماعی، نقش هایی را که در جامعه می توانستند به عنوان همسر و مادر یا پدر داشته باشند، به دست نیاورده اند.

 

ج. افزایش سن ازدواج و خودفروشی دختران
یکی دیگر از پیامدهای افزایش سن ازدواج و بی توجهی والدین به مسائل جوانان، به ویژه دختران جوان، انحرافات اخلاقی از نوع خودفروشی و روسپیگری است.
بر اساس یکی از تحقیقات انجام شده در این زمینه، از نظر توزیع فراوانی و درصدی مراجعان «مرکز مداخله در بحران و ستاد پذیرش و قرنطینه شمال بهزیستی استان تهران»، سن اکثر موارد ارجاعی این مرکز بین 16 تا 21 سالگی است.25 در تحقیقی که به منظور بررسی «عوامل زمینه ساز تن دادن زنان به روسپیگری» بر روی 147 زن و دختر روسپی انجام شده، نشان داده شده است که 62% سن آغاز به این کار، 13 تا 20 سالگی، یعنی دوران نوجوانی و سال های اولیه جوانی، بوده و 3/69% این دختران، فراهم نبودن شرایط ازدواج و بی توجهی و مخالفت والدین با ازدواج آن ها را علت این اقدام دانسته اند. به عبارت دیگر، این دختران به خاطر فراهم نشدن شرایط ازدواج، مجبور به ارضای نیازهای خود از راه های غیرمشروع شده اند.
ارتباط تنگاتنگ افزایش سن ازدواج یا به تعبیر دیگر، بی توجهی مسئولان و خانواده ها نسبت به ازدواج جوانان با بی بند و باری جنسی نه تنها در این تحقیق، بلکه در تحقیقات دیگر نیز گزارش شده است.26
علل افزایش سن ازدواج
با پیچیده تر شدن جوامع، انتقال از دوره کودکى به بزرگ سالى دشوارتر و مستلزم کسب آموزش ها و مهارت هاى بیشترى گردیده است. فاصله میان بلوغ جنسى و بلوغ اجتماعى ـ اقتصادى در جوامع جدید، محسوس تر گشته و خود را در طولانى شدن دوره نوجوانى و افزایش سن ازدواج نشان داده است. به هر تقدیر، سن ازدواج در هر جامعه اى بر حسب شرایط محیطى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خاص آن جامعه تعیین مى گردد. سن ازدواج نه تنها در جوامع گوناگون متفاوت است، بلکه در جامعه اى واحد نیز در طول زمان، ثابت نمى ماند و بر طبق شرایط یاد شده، کم و زیاد مى شود.
کارشناسان امور اجتماعى عوامل زیادى براى افزایش سن ازدواج عنوان کرده اند که ما این عوامل را در سه بخش عمده، مطرح مى کنیم:

 

الف. عوامل اجتماعى
زندگى اجتماعى گرچه یکى از ضروریات حیات انسان است، به گونه اى که بشر بدون اجتماع قادر به ادامه زندگى نیست، ولى با این حال، اگر در برنامه ریزى و سیاست گذارى جامعه، دقت کافى نشود، مشکلات زیادى به وجود مى آید. برخى از عوامل افزایش سن ازدواج به مسائل اجتماعى برمى گردد:
1. افزایش جرایم و آسیب هاى اجتماعى و خانوادگى: بالا رفتن جرایم و آسیب هاى اجتماعى و خانوادگى مانند: اعتیاد، بى بند و بارى، همسرآزارى، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافیان و مانند آن، نه تنها موجب از هم پاشیدگى خانواده ها شده، بلکه موجب سلب اعتماد جوانان از ازدواج گردیده و سبب شده است جوان امروز به ازدواج به عنوان عامل خوش بختى، نگاه نکند و سرنوشت خود را به کسانى که در دام این آسیب ها گرفتار شده اند، تشبیه کند. وقتى جوان به اطراف خود مى نگرد و ازدواج هایى را مى یابد که پس از مدت کوتاهى دچار بحران مى شوند و هر یک از پسر و دختر اظهار پشیمانى مى کنند که چرا زود خود را در این دام انداختند، انگیزه خود را از دست مى دهد و اجازه نمى دهد آزادى او به خاطر این سنّت اجتماعى به خطر افتد. بخصوص در مواردى که افراد در ازدواج شکست بخورند، نسبت به دوستان مجرّد خود احساس مسئولیت مى کنند و سعى مى نمایند آنها را از دچار شدن به سرنوشت خود باز دارند. در این وضعیت، طبیعى است که برخى دختران و پسران جوان تحت تأثیر قرار گیرند و نسبت به ازدواج بدبین شوند.
2. طولانى بودن تحصیلات دانشگاهى: طولانى بودن مدت تحصیلات دانشگاه و افزایش نسبت دختران به پسران، که طبق بعضى آمارها تنها 35/43 درصد کسانى که در کنکور شرکت مى کنند، پسر هستند، سبب شده است اولا، اغلب پسران و دختران تا پایان تحصیلات و بعد هم تا هنگام اشتغال، از ازدواج سرباز زنند. ثانیاً، دختران به علت داشتن تحصیلات دانشگاهى، حاضر به ازدواج با پسران پشت کنکور مانده نباشند و درصد بالایى از آنان بدون همسر بمانند، یا به ازدواج ناخواسته تن بدهند; چنان که امروز شاهد این معضل هستیم.
در جوامع سنّتى، بیشتر فنون و مهارت ها در خانواده و به صورت غیر رسمى به نسل جدید آموخته مى شد و کودکان غالباً وقتى به سن نوجوانى مى رسیدند، مهارت شغلى خود را فراگرفته بودند و نیازى نبود پس از بلوغ نیز سالیانى را صرف یادگیرى فنون و مهارت هاى مورد نیاز کنند. اما جوامع جدید چنان پیچیده شده اند که داشتن یک زندگى قابل قبول و متناسب با توقّعات جامعه در این گونه جوامع، اغلب مستلزم گذراندن یک دوره بلندمدت لى است. کسب مدارک تحصیلى موجب اعتبار اجتماعى و اقتصادى افراد مى گردد و زمینه استخدام آسان تر آنان را در مراکز ادارى، کارخانه ها و مانند آن فراهم مى کند. بنابراین، جوانان براى اینکه بتوانند در آینده از موقعیت اجتماعى و اقتصادى بهترى برخوردار شوند، ناگزیرند دهه سوم زندگى خود را نیز براى تحصیل صرف کنند. اشتغال به تحصیل امکان ازدواج بسیارى از جوانان را از بین مى برد; زیرا جوانانى که از امکانات خوبى برخوردار نیستند، نمى توانند همراه با تحصیل، هزینه یک خانواده را تأمین کنند. تحصیلات عالى براى زنان بیشتر از این نظر اهمیت دارد که موقعیت اجتماعى آنان را افزایش مى دهد. زنانى که تحصیلات بالاترى دارند، معمولا مى توانند با مردانى ازدواج کنند که از موقعیت اجتماعى و اقتصادى بالاترى برخوردارند.
3. به هم خوردن توازن دختر و پسر آماده ازدواج در روستاها: طبق آمارها، به علت مهاجرت پسران روستایى به شهرها براى جستجوى کار، جمعیت دختران روستایى آماده ازدواج دو برابر گذشته شده است. بنابراین، مشکل قبلى، یعنى عدم توازن پسر و دختر، در جوامع روستایى نمود بیشترى دارد. از سوى دیگر، پسران شهرى نیز تمایلى به وصلت با خا

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله درس روش تحقیق – ازدواج

دانلود مقاله دیابت (قند خون)

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله دیابت (قند خون) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


دیابت چیست ؟
طبق برآورد فدراسیون بین المللی دیابت ,درسال ‏2003 ‏,‏194 ‏میلیون دیابتی درسراسرجهان زندگی می کنند و تخمین زده می شودکه درسال ‏2025 ‏این تعدادبه ‏333‏میلیون نفربرسد‏.‏ باتوجه به اینکه دیابت برای سلامتی جهانیان یک تهدیداست,می توان گفت که بالغ بر‏6/3 ‏درصدازجمعیت جهان بادیابت زندگی می کنند‏.‏
درحال حاضردیابت چهارمین علت مرگ ومیردربیشترکشورهای توسعه یافته است ‏.‏ دیابت یک بیماری مزمن است که وقتی پانکراس (لوزالمعده ),انسولین تولید نمی کندیاوقتی که بدن نمی تواندازانسولین تولیدشده استفاده موثرکنداتفاق می افتد‏.‏ توقف تولیدانسولین یااستفاده نکردن ازانسولین هردو باعث افزایش گلوکز درخون می شود‏.‏
دیابت دونوع اصلی دارد:
افرادی که دیابت نوع اول دارند یعنی مقدارخیلی کمی انسولین تولیدمی کنند و یا اصلا انسولینی در بدنشان تولید نمی شود و لازم است که برای ادامه زندگی انسولین تزریق کننداین نوع دیابت بیشتردرکودکان و نوجوانان است ‏.‏
نوع دوم دیابت افرادی هستندکه نمی توانندازانسولین استفاده موثرکنند آنها می توانند بیماریشان را تنها با تغییر روش زندگی کنترل کنندومعمولا بیشتربه داروهای خوراکی نیازدارند و کمت ربه انسولین ‏.‏ نوع سوم دیابت دربعضی مواردحاملگی اتفاق می افتد, اما معمولاپس از حاملگی برطرف می شود‏.‏ قابل ذکراست ,طبق آماربیش از‏90 ‏درصدازموارددیابت درجهان دیابت نوع دوم است ‏.‏
علایم دیابت نوع اول
تشنگی بیش ازحد,گرسنگی دایمی ,تکررادرار,کاهش وزن ناگهانی ,خستگی مفرط وتاری دیدمیباشد‏.‏
ممکن است افراد مبتلا به دیابت نوع دوم علایم مشابهی داشته باشند, امااین علایم کمتر ظاهر شود, اکثرا افراد مبتلا به این نوع دیابت علایمی ندارندو فقط بعدازچندسال به واسطه بیماری دیگری متوجه آن می شوند‏.‏ دیابت بیماری مزمنی است که درطول زندگی فردبایددقیقاکنترل شود,بدون مراقبت صحیح ,قندخون می تواندبالابرودکه این امردردرازمدت به بدن آسیب می رساندوباعث اختلال دربافت هاواندام های مختلف بدن می شود‏.‏ درکوتاه مدت وبلندمدت عوارض دیابت شامل بیماری قلبی وعروقی ,بیماری کلیه (نفروپاتی دیابتی ),بیماری اعصاب (نوروپاتی دیابت )وبیماری چشم (رتینوپاتی دیابتی)می گردد‏.باتوجه به اینکه بیماریهای قلبی وعروقی ناشی ازدیابت شامل آنژین صدری , حمله قلبی ,ایست قلبی وسکته مغزی می باشد,می توان گفت که بیماری های قلبی و عروقی بیشترین موردمرگ ومیردرافراددیابتی وعلت اول مرگ درکشورهای صنعتی است ‏.‏
همچنین نتیجه افزایش وپیشروی آرام پروتیین درادرار,عاقبت منتج به نارسایی کلیه می شود‏.‏
این اتفاق معمولاسال هابعدازاولین تشخیص دیابت رخ می دهد و اگر فشار خون وقندخون درست کنترل شوداین اتفاق به تاخیرمی افتد‏.‏ دربیشترکشورهای توسعه یافته درحال حاضردیابت علت بیشترین مواردنارسایی کلیه ,وابستگی به دیالیزباپیوندکلیه است ‏.‏ بااشاره به اینکه دیابت می تواندعامل صدمه زدن به رشته های اعصاب شود, می توان گفت که کرخی وبی حسی پاهاشایع ترین علامت بیماری اعصاب بوده که در اثرآسیب به اعصاب پاایجادمی شود‏.‏ نوروپاتی یابیماری های اعصاب درپاره ای ازمواردمی تواندبه دردهای شدید منجرشودامابیشترمواقع بدون دردپیش می رود‏.‏درنتیجه نبودعلایم نوروپاتی دیابتی احتمال زخم پا یا قطع عضو وجود دارد‏.‏ همچنین دیابت بیشترین علت نابینایی درافراد جوان و کارآمد درجهان توسعه یافته نیزمی باشد‏.‏ به نظرمی رسدعوامل خطردرابتلابه دیابت نوع اول دوعامل ژنتیکی ومحیطی باشد,عوامل محیطی مانندویروس هاوبرخی موادغذایی می توانندعاملی برای ابتلابه دیابت نوع اول باشند اگرچه اثرآن ها کامل ابه اثبات نرسیده است ‏.‏ عوامل خطر در ابتلا به نوع دوم دیابت نیزاضافه وزن وچاقی ,بی تحرکی,رژیم غذایی باچربی بالاو فبیرکم ,نژاد,سابقه فامیلی ,سن ووزن کم هنگام تولد است ‏.‏ هر چه بیشتر فردی عامل خطرداشته باشدبیشتردرمعرض خطرابتلابه دیابت می باشد‏.‏ گفتنی است ,خطرابتلابه دیابت درمردهاوزن هاهمراه باافزایش وزن به شدت روبه افزایش است ‏.‏ افزایش شیوع دیابت نوع دوم درهمه دنیابخصوص درکشورهای درحال توسعه گروه های خاص وکودکان نوعی اعلام خطراست که اغلب ناشی ازاضافه وزن است ‏.‏ روزجهانی دیابت که ‏21‏آبان ماه امسال برگزارمی شودبراضافه وزن وچاقی متمرکزشده ,که یکی ازعوامل اصلی خطردربروزدیابت نوع دوم می باشد‏.‏ هدف ازاین فعالیت انتقال ساده وارزان پیام تغییرروش زندگی است ,مثل افزایش فعالیت جسمی وعادت های غذایی صحیح که خودمی توانددرمقابله با عواقب جدی فردی واجتماعی دیابت بسیارموثرباشدودرنهایت ازشیوع دیابت جلوگیری کند‏.
علل شایع شیوع دیابت نوع 2 عبارتند از:
ناکافی‌ بودن‌ انسولین‌ تولید شده‌ از لوزالعمده‌ برای‌ حفظ‌ کار طبیعی‌ سلول‌های‌ بدن‌ ،اختلال‌ در استفاده‌ از انسولین‌ در سلول‌های‌ بدن‌ به‌ علل‌ نامعلوم‌ .عوامل افزایش دهنده این بیماری عبارتند از:چاقی‌ در بزرگسالان‌ ،استرس‌ ،حاملگی‌ ، استفاده‌ از بعضی‌ از داروها، مثل‌ قرص‌های‌ ضدبارداری‌، داروهای‌ ادرارآور از نوع‌ تیازیدی‌، کورتیزول‌ یا فنی‌توئین‌

 

در چه شرایطی بیمار می بایستی به پزشک مراجعه کند:
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ دیابت‌ شیرین‌ را دارید.
اگر یکی‌ از موارد زیر هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
ـ ناتوانی‌ در فکر کردن‌ همراه‌ با تمرکز
- ضعف
- تعریق
- رنگ‌ پریدگی
- تند شدن‌ ضربان‌ قلب
- تشنج
- اغما (ممکن‌ است‌ نشان‌دهنده‌ پایین‌ افتادن‌ قندخون‌ باشند). بلافاصله‌ کمک‌ بخواهید.
ـ بی‌حسی
- سوزن‌ سوزن‌ شدن
- یا درد در پاها یا دست‌ها
ـ عفونتی‌ که‌ در عرض‌ 3 روز خوب‌ نشود.
ـ درد قفسه‌ سینه‌
ـ بدتر شدن‌ علایم‌ اولیه‌ علی‌رغم‌ پایبندی‌ به‌ درمان
علت ایجاد مرض قند
دلایل مختلفی برای کاهش تولید انسولین توسط لوزالمعده شناخته شده است و هر بیماری ممکن است به یکی از این دلایل دچار مرض قند شده باشد. این دلایل عبارتند از: وارثت (ژنتیک)، ابتلا به بیماریهای عفونی، شرایط محیطی و استرس.
عوامل ارثی
محققینی که بر روی دوقلوهای یکسان و خانواده بیماران مبتلا به مرض قند تحقیق می کنند کشف کرده اند که نقش عوال ارثی در ابتلای به هر دو نوع مرض قند اهمیت دارد. در دوقلوهای یکسان در صورتی که یکی از آنها به مرض قند نوع 1 دچار باشد، 50 درصد احتمال دارد که دیگری نیز به مرض قند مبتلا شود. اما در مورد مرض قند نوع 2، اگر یکی از دوقلوها به این بیماری دچار شود، دیگر حتماً به بیماری مبتلا خواهد شد. بسیار مشکل است که پیش بینی کنیم که چه کسی بیماری را به ارث می برد. در تعدادی از خانواده ها این بیماری شدیداً بین افراد خانواده شایع است و این افراد استعداد زیادی در ابتلاء به این بیماری دارند. دانشمندان در این خانواده ها موفق به پیدا کردن چندین ژن شده اند که احتمالاً مسئول ایجاد این لوزالمعده را شروع کند که چندین سال بعد اثر خود را نشان دهد.

 

 

 

شرایط محیطی
افرادی که به مرض قند نوع 2 مبتلا می شوند اغلب رژیم غذایی غیر متعادلی داشته و چاق هستند. بطور قابل توجهی، افرادی که از کشورهایی که مرض قند در آنجاها زیاد شایع نیست به کشورهایی مهاجرت می کنند که این بیماری در آنجا شیوع بیشتری دارد، آنها نیز در معرض خطر بیشتری برای ابتلای به این بیماری قرار می گیرند. تغییرات عمده در نحوه زندگی نیز می تواند احتمال ابتلاء یک شخص به دیابت را افزایش دهد. یک مثال خوب در این مورد، افراد جزیره نائورو می باشد. وقتی در این جزیره معادن فسفات کشف شد، مردم این جزیره پول یادی بدست آوردند و ثروتمند شدند. در نتیجه رژیم غذایی آنها نیز تغییر نمود و اضافه وزن پیدا کردند و بیشر از گذشته مستعد ابتلاء به مرض قند شدند.
تمام این موارد به اهمیت ارتباط بین رژیم غذایی، محیط زندگی و ابتلاء به مرض قند اشاره دارند. با اینحال هیچ ارتباط دقیقی بین بروز مرض قند و مصرف قند و شیرینی دیده نشده است.
مرض قند ثانویه
تعداد کمی از افراد هم وجود دارند که بروز مرض قند در آنها بعلت ایجاد بیماری دیگری در لوز المعده می باشد. برای مثال بیماری پانکراتیت (التهاب لوزالمعده) می تواند باعث تخریب قسمت بزرگی از لوزالمعده شود. بعضی از افرادی که به بیماریهای هورمونی دچار هستند مثل سندرم کوشینگ (افزایش تولید هورمون استروئید در بدن) یا آکرومگالی (افزایش تولید هورمون رشد در بدنت) ممکن است به عنوان یک عارضه جانبی از بیماری اصلی شان، به مرض قند نیز مبتلاء شوند. همچنین لوزالمعده می تواند بر اثر مصرف زیاد و طولانی مدت الکل نیز دچار آسیب شود.

 

استرس ها
گرچه بسیاری از افراد، وقوع ابتلاء به مرض قندشان را به بروز وقایع استرس زایی مثل تصادفات یا سایر بیماریها ربط می دهند اما اثبات یک ارتباط مستقیم بین استرس و مرض قند دشوار می باشد. توضیح این مسئله ممکن است در این حقیقت نهفته باشد که افراد، پزشکشان را به دلیل بعضی از وقایع استرس زا ملاقات می کنند و در همین ملاقات ها است که تصادفاً مرض قندشان تشخیص داده می شود.
بعضی از داروهای گیاهی انسولین ساز و بعضی دیگر پایین آورنده میزان قند خون هستند که به اختصار به چند مورد اشاره می کنیم.
نسخه شماره 1 –
دارو : کدو
مقدار مصرف 50 گرم در روز باعث ساخت انسولین در بدن می شود و قند خون را به میزان چشم گیری پایین می آورد
طریقه مصرف : به صورت جوشانده در آب و یا مصرف به صورت پودر
نسخه شماره 2 -
دارو : تخم یا تمام گیاه شنبلیله (Trigonella foenum – graecum)
مقدار مصرف : 1 تا 2 گرم
طرز تهیه : مقدار فوق را که از قبل کوبیده شده است در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف کرده روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید.
نسخه شماره 3 –
دارو : برگ توت سیاه (nigra morus)
مقدار مصرف : 3 تا 6 گرم
طرز تهیه : مقدرا فوق را که از قبل کوبیده شده است در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف کرده روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید.
نسخه شماره 4 –
دارو : برگ اکالیپتوس ( Eucalyptus globules )
مقدار مصرف : 5 تا 10 گرم
طرز تهیه : مقدرا فوق را که از قبل کوبیده شده است در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف کرده روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید.

 

نسخه شماره 5 –
دارو : پوست دانه لوبیا ( Phasseolus vulgaris )
مقدار مصرف : 7 تا 25 گرم
طرز تهیه : مقدرا فوق را که از قبل کوبیده شده است در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف کرده روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله دیابت (قند خون)

دانلود مقاله بررسی نگرش دبیران و دانش اموزان دختر مقطع متوسطه

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله بررسی نگرش دبیران و دانش اموزان دختر مقطع متوسطه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه :
انسان خلیفه الله در زمین می باشد، از آنچه خداوند به عنوان امانت در اختیار انسان قرار داده است، فطرت اوست که نیازهای اساسی انسان را در بر دارد. از جمله نیازهای انسان که در روانشناسی و علوم اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است نیاز زیبادوستی انسان است.
در عصر حاضر که جهانیان در تلاشند در عرصه ی تعلیم و تربیت بهترین نسل را به دنیا عرضه کنند و بسیاری دیگر نیز در تلاشند فرهنگ های دیگر را مسخ و فرهنگ و تمدن خود را بر جهان مسلط سازند و به عبارتی دیگر در این عرصه که تهاجم فرهنگی بیداد می کند و استعمارگران در هر حال کوشش های بی ثمری داشته و نتوانسته اند مستعمرات از دست رفته ی خود را بازیابند، دست به تلاش های جدید می زنند تا اذهان جوانان و نوجوانان را به سوی خود و جلوه های کاذبشان جذب کنند.
یکی از مقاصد استعمار فرهنگی در کشورهای استعمارزده و از جمله در کشور ما ایجاد انحراف در بین جوانان می باشد که از طریق نفوذ در تار و پود افکار، عادات، آداب و رسوم زندگی ملت های تحت سلطه و بخصوص قشر جوان سعی می کنند تا جامعه را از اندرون در جهت مطلوب خویش پیش ببرند و فرهنگ اصیل آن ها را با انواع دسیسه ها و طراحی ها و هزاران حیله از دست آنان بگیرند و فرهنگ خاص خود را جایگزین آن نمایند تا بتوانند این قشر را به زیر سلطه ی فرهنگی خویش درآورند. از جمله مسائلی که در پایه های فرهنگی اصیل یک ملت می تواند مؤثر باشد، سبک پوشش آن ملت است که این موضوع خود در جامعه ی ما چشمگیر است. (غلامعلی حداد عادل، 1372، ص 7)
در مسئله ی پوشش باید فرهنگ ایرانی و اسلامی احیا شود و نوجوانان و جوانان که سازندگان آینده کشور هستند باعث جاودان ماندن عقاید ایرانی و اسلامی باشند. نیاز به نوجویی و نوخواهی در کودک و نوجوان کاملاً مشهود است و ایشان برای ابراز شخصیت و جلب توجه دست به هر کاری می زنند که گاهی در همه جا و مخصوصاً محیط مدرسه مناسب نیست. وظیفه ی اولیای مدرسه است که بهترین الگوی انسانی را ترویج دهند و برای آن راه های مختلفی وجود دارد.
انسان اسلام خود را شریف تر از آن می داند که به جسمش شناخته شود و وظیفه ی خود را خطیرتر از آن می بیند که تنها به بدن نمایی و آرایش جسم بپردازد.
انسان، در همه ی بینش های معنوی و از جمله در اسلام، برای آن لباس به تن نمی کند که تن را عرضه کند، بلکه لباس می پوشد تا خود را بپوشد. لباس برای او یک حریم است. به منزله ی دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می دارد و کرامت او را حفظ می کند.
لباس برای آن است که تحریک جنسی را کم کند، نه آنکه بر قدرت تحریک بیفزاید. لباس «پوست دوم» انسان نیست بلکه «خانه ی اول» اوست.
انسان اسلام، کمال خود را در آن نمی بیند که تن خویش را چون کالایی تزیین کند و به راه اندازد و بفروشد، بلکه به جای آنکه تن خود را به خلق بفروشد، جان خود را به خدای خویش می فروشد.
برپایه ی همین رابطه ی تنگاتنگ فرهنگ و لباس است که می گوییم: لباسی باید بر تن نمود، که نمودار فرهنگ و بینش ما باشد و در تناسب و هماهنگی کامل با اعتقاد و ایمانمان. لباسی که نمایشگر استقلال فرهنگی ما و مظهر وفاداری و سرسپردگی ما به عقیده و آرمانمان و پرچم حرّیت و آزادگی مان باشد. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 15 و 16)
در این پژوهش سعی می شود با توجه به محدودیت ها نگرش دبیران و دانش آموزان آن ها نسبت به اجرای طرح لباس متحد الشکل در مدارس متوسطه مورد بررسی قرار گیرد تا با اجرای این طرح در مدارس و نادیده گرفتن تفاوت های طبقاتی، مدارس جبهه ی مبارزه با تهاجم فرهنگی و پیشبرد دانش آموزان در جهت اهداف آنان و همچنین اهداف نظام آموزش و پرورش باشد.

بیان مسئله
ریشه ی بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابه لای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آن چنان که باید راهنمایی نشده است، و از این نظر فوق العاده نیازمند است.
اگر مشکلی در رهنمایی این مسئله باشد بیشتر در فهمیده زبان و منطق او و رو به رو شدن با او با منطق و زبان خودش است. و در این وقت است که هر کسی احساس می کند این نسل، بر خلاف آنچه ابتدا به نظر می رسد، لجوج نیست و آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد. (مرتضی مطهری، 1370، ص 13)
هدف آموزش و پرورش نخست پرورش الگوهای اخلاقی برگزیده و صفات پسندیده ی انسانی بر مبنای فطرت انسان است و پوشش و لباس یکی از مظاهر فطرت انسان است که انسان، به ویژه نوجوان خود را به این وسیله بروز می دهد و خودنمایی می کند.
از آن جا که طبع و سلیقه ی همه ی انسان ها یکی نیست برای ابراز غریزه ی زیبادوستی، طرق مختلفی را برمی گزینند و جنسیت، پایگاه اجتماعی، امکانات، بودجه و... را در طرز لباس پوشیدن مد نظر قرار می دهند.
زمانی از زندگی نوجوان و جوان در محیط آموزش و پرورش مدرسه می گذرد، باید دید چگونه فرهنگ خانواده، اجتماع، اوضاع اقتصادی، سن، جنسیت، پایگاه اجتماعی- اقتصادی در انتخاب لباس مؤثر هستند؟
همچنین لباس چه تأثیری بر آموزش و بر نفوذ فرهنگ بیگانه دارد؟
در اسلام همیشه لباس ساده و مناسب برای بیرون از منزل سفارش شده است. شاید یکی از دلایل آن جلوگیری از انحراف زن و مرد و همچنین اسراف و هرج و مرج و فاصله ی طبقاتی باشد زیرا نیاز انسان به زیبایی و لذت انسان از زیبایی سیری ناپذیر است.
آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط اگر درس می خوانند دختران بدن خود را بپوشند و هیچگونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟
حقیقت این است که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می افتیم از مختصات جامعه های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتایج سوء پول پرستی و شهوت رانی های سرمایه داران غرب است، بلکه یکی از طرق و وسایلی است که آن ها برای تحذیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و درآوردن آن ها به صورت مصرف کننده ی اجباری کالاهای خودشان به کار می برند. (مرتضی مطهری، 1370، ص 93)
با توجه به تفاسیر فوق و با توجه به خصوصیات و صفات جوانان و نوجوانان و اینکه این قشر فعال و حساس باید در امر تحصیل هم کوشا باشند، گاهی کوچکترین مسئله، مشکل حدی در ادامه ی تحصیل آنها می باشد.
در این تحقیق با توجه به نظرسنجی از دانش آموزان دختر و دبیران آنها سعی می شود این مسائل مورد بررسی قرار گیرد که به چه دلیل گاهی اوقات ارزش های اجتماعی و اسلامی مورد پذیرش یا مسامحه قرار می گیرد و این مطلب را روشن نماید:
طرح لباس متحد الشکل چه مسائلی را در بر خواهد داشت و چه چیزهایی بر آن تأثیر خواهد گذاشت؟
آیا اجرای طرح لباس متحدالشکل، افت تحصیلی و همچنین ناراحتی های مربوط به موضوع را که برگرفته از پایگاه اجتماعی و اقتصادی می باشد برطرف خواهد کرد یا نه؟
آیا بین طرز لباس پوشیدن دانش آموزان و سن آنان تفاوت وجود دارد؟
آیا دبیران و دانش آموزان با اجرای طرح لباس متحد الشکل موافقند؟
شاید یافتن پاسخ این سئوال کمکی به دست اندرکاران آموزش و پرورش بکند تا از میزان انحرافات اخلاقی و جنسی دانش آموزان کاسته شده و با اجرای این طرح در مدارس و نادیده گرفتن تفاوت های طبقاتی، مدارس جبهه ی مبارزه با تهاجم فرهنگی و محل کسب دانش باشد.

اهمیت و ضرورت مسئله ی پژوهش
اگر در ساعات تعطیلی مدارس به دانش آموزان دختر و پسر مخصوصاً دبیرستان با دقت نگاه کنیم، دانش آموزان را با لباس های متفاوت و رنگ ها و مدل های گوناگون می توان مشاهده کرد، و گاهی اوقات تشخیص دانش آموز از غیر دانش آموز در محدوده ی آموزشگاه غیرممکن است.
ضرورت ایجاب می کند کسانی که می خواهند الگوسازی را ایجاد یا هدایت نمایند، روش موفق الگوسازی را بشناسند. الکسیس کارل فیزیولوژیست معروف فرانسوی پس از توضیحاتی درباره ی کیفیت پیدایش سلول نطفه مرد و تخمک زن و اشاره به اینکه وجود ماده برای تولید نسل ضروریست در آخر فصل می گوید: «نبایستی برای دختران جوان نیز همان فکر و همان نوع زندگی و تشکیلات فکری و همان هدف ایده آلی را که برای پسران جوان در نظر می گیریم، معمول داریم. متخصصین تعلیم و تربیت باید اختلافات عضوی و روانی جنس مرد و زن و وظایف طبیعی ایشان را در نظر داشته باشند و توجه به این نکته اساسی در بنای آینده تمدن ما حائز اهمیت است. (مرتضی مطهری، 1369، ص 195)
لازم به ذکر است یکی از نهادهایی که در واقع پس از خانواده نقش الگوسازی را دارد، آموزش و پرورش است، حال چه از نظر مسائل آموزشی در مدرسه باشد و چه از لحاظ دبیران که این خود تأثیر چشمگیری در دانش آموز دارد و از آن جا که دانش آموز حرف شنوی خاصی نسبت به دبیر خود دارد و ظاهر او را مورد توجه قرار می دهد، لذا در دوره دبیرستان احساسات دانش آموز تأثیر خاصی بر وی می گذارد پس با این وجود، دبیر باید به جایگاه خود آگاهی کامل داشته باشد و دانش آموز حواسش باشد تا هر چیزی را به عنوان ارزش قرار ندهد و در واقع ارزش های جامعه خود را بشناسد. آموزش و پرورش می تواند با تغییر و اصلاح نگرش و ارائه ی الگوهای مفید تأثیر مسائل اجتماعی را کم رنگ تر و حتی آن را حل نماید.
حال با توجه به مسایل فوق این تحقیق می تواند زمینه ای باشد برای این که جوانان دبیرستانی ما ارزش خود را در جامعه بیابند و باور کنند و دبیران نیز نقش الگویی خود را از یاد نبرند. و باید باور کنیم که جوانان محصل و حتی غیرمحصل ایرانی از باهوش ترین ها هستند. جوانان محصل ما صاحب ایده و تفکر هستند و نباید اجازه دا دکه دیگران افکارشان را به آن ها تزریق نمایند. اگر همه ی جوانان ایرانی ارزش خود را بیابند و در مرحله ی دوم ارزش های جامعه اسلامی خود را، دیگر فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی خود را با فرهنگ غرب عوض نخواهد کرد و آینده سازانی خواهند شد که خود الگوی برای نسل دیگر باشند.
تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و تا انسان با فرهنگ خود وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند. تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد لباس آنان را به تن نمی کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که «هرکه خود را شبیه به گروهی سازد، هم از آن گروه است»
لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و به آن اعلام می کند که از کلام فرهنگ تبعیت می کند. همچنانکه هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها، معتقد و دلبسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 12)
قرآن کتاب هدایت انسان به سر منزل سعادت و نیکبختی در دنیا و آخرت است. در این کتاب انسان ساز آیات متعددی در ارتباط با حدود و احکام حجاب و پوشش اسلامی و نحوه اختلاط و ارتباط زنان و مردان آمده است. بخشی از آیه ی 31 سوره ی نور:
و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و مقنعه های خود را بر سینه ی خود افکنند، و زینت خود را آشکار نسازند (ستار هدایتخواه، 1375، ص 174)
پوشیدن لباس در رنگ های زننده و جلب نظر کننده در اجتماع، برای خانم ها چه صورت دارد؟
حضرت آیت الله اراکی:
بسمه تعالی. پوشیدن هر لباسی که جلب نامحرم کند حرام است.
حضرت آیت الله خامنه ای:
بسمه تعالی. هرگونه لباسی که بدن زن را از نامحرم بپوشاند کافی است ولی باید از انتخاب رنگ با شکلی که باعث جلب نظر و انگشت نما شدن است خودداری نماید. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 272)
صادق آل محمد (ص) می فرماید:
«لباس ظاهر نعمتی است از حضرت حق به سوی انسان که با آن عیوب و عورات آدمی پوشیده می شود و این لباس ظاهر «کرامت الهی» است که فرزندان آدم را به آن گرامی داشته، کرامتی که غیرآدمی زاد را به آن آراسته نفرموده است و این لباس برای مردم مؤمن «وسیله ی ادای واجبات» خداست.
به هر حال شکر نعمت ایجاب می کند که: اولاً لباسی بپوشیم که خداوند فرمان داده، ثانیاً آنگونه باشیم که او می پسندد و ثالثاً در آن راه که مورد رضای اوست، یعنی در راه طاعت و فرمانبرداری او مورد استفاده قرار دهیم. (مرتضی عطایی، 1373، ص 32- ص 35)
با توجه به اهمیت این موضوع، و سفارش زیادی که در اسلام به آن شده است، در این پژوهش نظرسنجی که از دبیران و دانش آموزان دختر به عمل خواهد آمد در زمینه اجرای طرح لباس متحدالشکل در مدراس می باشد زیرا تحقیقات پیرامون مد و مدگرایی، حجاب و... زیاد انجام شده است اما در رابطه با لباس مورد نظر جوانان و نوجوانان دختر تحقیقی ارائه نشده است. شاید با در نظر گرفتن سیاست لباس متحدالشکل در مدارس بتوان، یکسان و یکنواخت نگریستن نظام آموزش و پرورش نسبت به همه ی افراد را محقق تر و بعضی از دانش آموزان را از ناراحتی های روانی رها ساخت. (در مقررات انضباطی دانش آموزان آمده است) استفاده از کفش، لباس، جوراب ساده، اصلاح موی سر متناسب با شئون دانش آموزی برای پسران و رعایت حجاب مناسب برای دختران 2) رنگ مانتو، شلوار و مقنعه دانش آموزان دختر باید ضمن توجه به شرایط سنی و جغرافیایی از میان رنگ های مناسب انتخاب شود 3) لباس دانش‌آموزان باید از نظر دوخت و رنگ ساده و دارای ظاهری آراسته و متناسب با محیط آموزشی مدرسه باشد. (آئین نامه اجرایی مدارس، 1379، ص 43)

اهداف پژوهش
الف) هدف کلی
از آن جا که نظام آموزش و پرورش رایگان برای همه وجود دارد و همه به فراخور خود از آن بهره می گیرند و گاه مسائلی از قبل اقتصاد بالا یا پائین، شغل، درآمد و... باعث مشکلاتی در امر آموزش می باشد که شاید یکی از آن ها طرز لباس پوشیدن یا نوع لباس باشد، هدف از این پژوهش «بررسی نگرش دبیران و دانش آموزان دختر مقطع متوسطه نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل در شهرستان نیشابور» می باشد.
ب) اهداف جزئی
زمانی در مدارس مسائلی هرچند کوچک اتفاق می افتد که امر آموزش را تحت تأثیر قرار می دهد، به عنوان مثال به علت پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایین در خانواده، دانش آموز از شخصیت متناسب برخوردار نیست و حتی خود را دست کم از دیگران می گیرد، شاید این امر خود یکی از دلایل افت تحصیلی باشد و برعکس دانش آموز دیگر، با پایگاه اجتماعی و اقتصادی سطح بالا تحت تأثیر همین امر خود را از دیگری برتر می داند و مشغولیت ذهنی او نسبت به طرز و نوع لباس پوشیدن مشکلاتی را در برخوردها و ارتباط ها و حتی مسائل تحصیلی ایجاد می کند، و این امر ممکن است مشکلات روانی در حال یا آینده بر فرد و جامعه وارد سازد. با توجه به این مطلب هدف های جزئی زیر بیان می شود:
1) بررسی تأثیر دانش آموزان در نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
2) بررسی تفاوت موجود بین نگرش دانش آموزان با رشته و پایه ی تحصیلی متفاوت در زمینه اجرای طرح لباس متحدالشکل
3) بررسی تأثیر رشته ی تحصیلی دبیران در نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
4) بررسی رابطه ی موجود بین سابقه ی خدمت دبیران و نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
5) بررسی تأثیر میزان تحصیلات دبیران بر نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل

فرضیه های پژوهش
با توجه به مسائلی که قبلاً در بیان مسئله، اهمیت آن و همچنین اهداف پژوهش مطرح گردید، حال فرضیه های زیر را در این رابطه (اجرای طرح لباس متحدالشکل) مطرح می نماییم:
1) بین پایه ی تحصیلی دانش آموزان و نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
2) بین نگرش دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی در مورد اجرای طرح لباس متحدالشکل تفاوت وجود دارد.
3) بین سن دانش آموزان و نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
4) رشته ی تحصیلی دبیران در نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل مؤثر می باشد.
5) میزان تحصیلات دبیران در نگرش‌آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل تأثیر دارد.
6) بین سابقه خدمت دبیران و نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
7) بین سن دبیران و نگرش آنان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل رابطه وجود دارد.
8) اجرای طرح لباس متحدالشکل تشخیص وضعیت اقتصادی دانش آموزان را دشوار می سازد.
9) وضعیت اقتصادی (میزان درآمد ماهیانه خانواده) در نگرش دانش آموزان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل مؤثر است.

نامگذاری متغیرهای موجود در فرضیه و انواع آن
متغیرمستقل (تأثیرگذار) متغیر وابسته (تأثیرپذیر)
1) پایه ی تحصیلی
پایه ی تحصیلی از نوع کیفی- گسسته- چند ارزشی و خصیصه ای می باشد. 1) نگرش دانش آموزان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
2) رشته ی تحصیلی
کیفی- گسسته- چند ارزشی- خصیصه ای می باشد. 2) نگرش دانش‌آموزان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
3) سن دانش آموزان
کمی- پیوسته- چند ارزشی- خصیصه ای (البته در تعریف عملیاتی گسسته بیان شده است) 3) نگرش دانش آموزان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
4) رشته تحصیلی دبیران
کیفی- گسسته- چند ارزشی- خصیصه ای 4) نگرش دبیران نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
5) میزان تحصیلات دبیران
کیفی- گسسته- چند ارزشی- خصیصه ای 5) نگرش دبیران نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
6) سابقه خدمت دبیران
کمی- گسسته- چند ارزشی- خصیصه ای 6) نگرش دبیران نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
7) سن دبیران
کمی - گسسته- چند ارزشی- خصیصه ای 7) نگرش دبیران نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی
8) اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی- فعال 8) تشخیص وضعیت اقتصادی دانش آموزان
کیفی- گسسته- دو ارزشی
9) وضعیت اقتصادی
کمی- گسسته- چند ارزشی- خصیصه ای 9) نگرش دانش آموزان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
کیفی- گسسته- چند ارزشی

 


متغیرهای تعدیل کننده
متغیر تعدیل کننده یک متغیر ثانوی است که از نوع متغیر مستقل می باشد و محقق میل دارد آن را کنترل و دستکاری کند تا مشخص شود آیا این متغیر روابط میان متغیر وابسته و مستقل را تحت تأثیر قرار می دهد یا نه؟ (خسرو رمضانی، 1381، ص 130)
در این تحقیق وضعیت مذهبی، اجتماعی و اقتصادی متغیر تعدیل کننده در نظر گرفته شده است، البته مهم ترین متغیر تعدیل کننده جنسیت می باشد.
متغیر مزاحم
متغیرهای مزاحم که محقق از کنترل آن عاجز است شامل نوع مدارس با توجه به امکانات، تأثیر شیوه ی تربیتی معلمان بر نگرش دانش آموزان خود، عقاید، افکار و اندیشه های حاکم بر رفتار نوجوانان و جوانان و...

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای فرضیه
الف) تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای مستقل
1) پایه ی تحصیلی
پایه: هر یک از طبقات چیزی که بر آن بالا روند چون طبقات نردبان، درچه، پله، مقام، رتبه
(دکتر محمد معین، 1375، ص 695)
تحصیلی: دانش آموزی، اندوختگی، جمع آوری (محمد معین، 1375، ص 1038)
در این تحقیق منظور کلاسی است که دانش آموز با توجه به رشته ی تحصیلی از نظر درجه و میزان علمی در آن تحصیل می کند. (کلاس اول- دوم- سوم)
2) رشته ی تحصیلی
رشته: امور یا اشیای به هم پیوسته و متوالی، هر یک از شاخه های مختلفی که در زمینه ی درسی و شغلی وجود دارد مثل روانشناسی، معماری و... (حسن انوری، 1382، ص 3629)
در این پژوهش رشته های تحصیلی دانش آموزان به 4 گروه ادبیات و علوم انسانی، ریاضی و فیزیک، علوم تجربی و کارودانش تقسیم شده است.
3) سن دانش آموزان
سن: مقداری که از عمر شخص گذشته باشد، تعداد سالهایی که از عمر یک فرد می گذرد. (محمد معین، 1376، ص 1924)
در این پژوهش منظور تعداد سال هایی است که از عمر یک دانش آموز دبیرستانی می گذرد که با گزینه سن در فرم نظرخواهی، قابل سنجش است و شامل 4 گزینه ی 15- 16- 17و 18 سالگی است.
4) رشته ی تحصیلی دبیران
رشته تحصیلی: زمینه خاصی که فرد در آن زمینه علم آموخته و می آموزد و فن مربوط به آن زمینه یا رشته را فرا می گیرد. (کاظم بنی اسدی، 1382، ص 8)
در این پژوهش منظور محقق از رشته ی تحصیلی دبیران رشته های الهایت، علوم اجتماعی، ادبیات فارسی، انگلیسی، شیمی، فیزیک، ریاضی، تربیت بدنی، الکترونیک و کامپیوتر می باشد. که در فرم نظرخواهی از آنان خواسته شده است.
5) میزان تحصیلات دبیران
میزان: mizan- مقیاس- مقدار- اندازه (محمد معین، 1375، ص 4493)
تحصیلات: جِ تحصیل- میزان سواد یا دانش شخص را میزان تحصیلات گویند. (کاظم بنی اسدی، 1382، ص 8)
در این تحقیق منظور محقق از میزان تحصیلات دبیران میزان سواد و دانش آنان با توجه به مدرک می باشد که به 3 سطح لیسانس، فوق لیسانس و فوق دیپلم تقسیم شده است.
6) سابقه خدمت دبیران
سابقه: مؤنث سابق- پیشین- مجموعه ی اعمال گذشته ی شخص. (محمد معین، 1376، ص 1782)
خدمت: کار کردن برای کسی- مأموریت- سابقه خدمت: مدت خدمت گذشته ی کارمندان و خدمتگزاران دولت (محمد معین، 1375، ص 1402)
در این پژوهش منظور سنوات خدمت دبیران است که مشغول به کارند و با گزینه سابقه خدمت در فرم نظرخواهی دبیران بررسی و مشخص می شود.
7) سن دبیران
سن: یعنی تعداد سال هایی که از عمر یک فرد می گذرد. (کاظم بنی اسدی، 1382، ص 9)
در این پژوهش منظور از سن دبیران، مقداری است که از عمر آن ها می گذرد که حداقل سن دبیران 25 و حداکثر سن آن ها 50 سال در نظر گرفته شده است.
8) اجرای طرح لباس متحدالشکل
اجرا: ejra- روا کردن امری به مرحله ی عمل گذاشتن حکمی که قطعیت یافته است، از گفتار به کردار آمدن (محمد معین، 1375ب، ص 147)
طرح: tarh- پهن کردن- نقشه ی اولی چیزی را کشیدن، مطرح شدن لایحه ی قانونی، به میان درافکندن سخنی یا مسئله ای را. (محمد معین 1376، ص 2219)
لباس: lebas- آنچه که بر تن پوشند، جامه ی پوشاک، شرم (محمد معین، 1375، ص 3554)
متحدالشکل: یکی شونده ظاهر، به هم پیوسته، یکسان از نظر ظاهر (محمد معین، 1375، ص 3791)
در این پروژه منظور پیاده کردن نقشه و طرح لباس یکسان (اونیفرم) در مدارس متوسطه است. در این پروژه منظور از لباس متحدالشکل در مورد دانش آموزان دختر مقطع متوسطه، لباسی است که تنوع رنگ نداشته (فقط رنگ های مشکی، قهوه ای، سورمه ای) و حداقل اندازه ی آن تا روی زانو باشد. این طرز پوشش الگوی مناسب پوشش ایرانی و اسلامی را رواج داده یعنی پوشش تمام بدن به جز وجه و کفین که مقنعه، مانتو و شلوار مد نظر است.
9) وضعیت اقتصادی
وضعیت اقتصادی: موقعیت اقتصادی، منظور میزان درآمد در طی ماه، روز، هفته (کاظم بنی اسدی، 1382، ص 8)
در این تحقیق منظور از وضعیت اقتصادی، میزان درآمد ماهیانه هر خانواده در طی ماه است که به 4 سطح (کمتر از 200هزار تومان/ بین 350-200 هزار تومان/ بین 500-350 هزار تومان/ بیش از 500 هزار تومان)
ب) تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای وابسته
1) نگرش دانش آموزان نسبت به اجرای طرح لباس متحدالشکل
نگرش: نظر، نگاه (غلامحسین صوری افشار، 1381، ص 3354)
دانش آموزان: d-amuz. دانش آموزنده، آنکه علم آموزد، شاگرد دبیرستان (محمد معین، 1376، ص 1490)
اجرای: از گفتار به کردان آوردن، به مرحله ی عمل گذاشتن حکمی که قطعیت یافته است. (محمد معین. 1375، ص 147)
طرح: انداختن، گستردن، به میان درافکندن سخنی یا مسئله ای را، نقشه ی اولی چیزی را کشیدن (محمد معین، 1376، ص 2219)
لباس متحدالشکل: برای متحدالشکل در زبان فارسی اصطلاح معین و خاصی وجود ندارد ولی در اصطلاح عمومی عنوان «اونیفرم» در مواردی که گروهی با لباس مشابه و هماهنگ ظاهر می گردند به کار برده می شود.
این مسئله امروزه هماهنگ کردن لباس های سربازی، آموزشگاه ها، مدارس و... و یا برحسب اقتضای انواع مشاغل و حرفه های مختلف در جهان عمومیت دارد.
اونیفرم به لباس یکسان و متحدالشکلی اطلاق می شود که گروهی، قشری، یا صنفی از مردم آن را به تن کرده است. (کاظم بنی اسدی، 1382، ص 20)
سیاست در مدارس است که با توجه به سئوالات پرسش نامه قابل سنجش و بررسی می باشد.
در این پژوهش منظور از دانش آموزان، محصلین مقطع متوسطه دبیرستان های دخترانه شهرستان نیشابور می باشد که در رشته های مختلف تحصیل می کنند.
در این پروژه منظور ازلباس متحدالشکل، لباس یکسان و مشابه در مورد دانش آموزان دختر دبیرستانی است، لباسی که تنوع رنگ نداشته و حداقل اندازه ی آن تا روی زانو باشد. این طرز پوشش الگوی مناسب پوشش اسلامی یعنی پوشش تمام بدن به جز وجه و کفین را رواج می دهد و شامل مقنعه، مانتو و شلوار است.
سایر متغیرهای وابسته نیز همین تعاریف را دارند.
در اینجا لازم می دانم تعریفی از لغات زیر ارائه دهم:
دبیر: آنکه در دبیرستان تدریس می کند، معلم متوسطه: دبیر ریاضی، شیمی و... (حسن انوری، 1382، ص 3009)
درآمد ماهیانه: مقرری و وظیفه ای که هر ماه یک بار به خدمتگزار و کارمند دهند، شهریه (محمد معین، 1375، ص 3743)
تشخیص: tasxis تمیز دادن چیزی را از دیگری، بازشناختن (محمد معین، 1376، ص 1085)
مد: mod: روش و طریقه ی موقت که طبق ذوق و سیلیقه ی اهل زمان طرز زندگی، لباس پوشیدن و... را تنظیم کند. (محمد معین، 1375، ص 3957)

فصل دوم
ادبیات تحقیق (پیشینه ی تحقیق)
الف) پیشینه ی نظری
ب) پیشینه ی عملی

جامه های مهیج، پوشش اسرای شهوت است و پوشش دینی لباس آزاد زنان همیشه تاریخ بوده است. تو نیز عطر حجاب بر تارک تاریخ بیفشان که فرشته های حجاب طلایه داران پاکی و نجابتند.

مقدمه
حجاب و به عبارت دیگر رعایت شئونات اسلامی از جمله مسائل و موضوعات مهم فرهنگی است که در تمام ادیان آسمانی بدان توصیه و در مکاتب و اندیشه های غیردینی نیز به فراخور از آن سخن به میان آمده است. امروزه جامعه ی اسلامی با تأسف بسیار- شاهد بروز اندیشه های ظاهر فریب- حساب شده و مخربی است که با تجهیز و به کارگیری امکانات فرهنگی، تبلیغی، سیاسی، اجتماعی و... تلاش در از هم گسستن این اصل و باور اجتماعی دارند.
تردیدی نیست که بد حجابی زنان و مردان نیز نه تنها ره آورد نواندیشی نبوده که کانالی است در انتقال ضد ارزش ها و نابهنجارهای دیکته شده ی دشمنان این باور اصولی به جامعه ی اسلامی.
واقعیت این است که منشور جاویدان اسلام که گویای جامعیت اصول ارزشی انسانی است، حجاب و پوشیدگی را به عنوان دژی محکم در مواجه با مفاسد، انحرافات و بی بند و باری های اخلاق و جنسی معرفی و مسلمانان را خصوصاً و جامعه ی ارزشی انسانی را عموماً به این مهم ترغیب و توصیه نموده است.
شکی نیست که بی اقبالی و عدم رعایت این اصول و ارزش های انسانی در معاشرت های اجتماعی، زمینه فروپاشی ارزش های انسانی، اجتماعی، خانوادگی، شخصیتی و ده ها اصل ارزشی دیگر را فراهم خواهد آورد.
حقیقتاً اسلام به عنوان جامع ترین ادیان آسمانی، اهتمام فراوان به امکانات بالقوه ارزشی در فرد و جامعه داشته و رهنمودهای متقن و لازم را در این خصوص بیان و با زبان مفسرین معصوم وحی گویا و آشکار ساخته است به اعتقاد آزاداندیشان اندیشمند، توجه و عمل به این منشور الهی می تواند زمینه تکامل و وصول به کمالات الهی انسانی را فراهم آورد. (ستار هدایتخواه، 1375، ص1)
جای بسی تأسف است که اکثریت قریب به اتفاق بنگاه های خبری اعم از خبرگزاریها، مطبوعات، ماهواره ها و... در اختیار این طیف از شیادان و دشمنان فضیلت های انسانی است که برای بر هم زدن این بنیان، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند و در واقع تردید، شک و تعلل در پوشش و حجاب اسلامی و ده ها توجیه نابخردانه، ثمره ی این انجمن نامیمون جهانی است و این زنگ خطری است که سال هاست به صدا درآمده و این باور را زیر سئوال برده است. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 2)
فلسفه و ضرورت های پوشش و حجاب اسلامی
به رغم پندار برخی ساده اندیشان، گرایش به لباس و پوشیدگی، عملی صرفاً تفننی که برخاسته از غریزه ی تنوع طلبی آدمیان باشد، نبوده و نیست بلکه ریشه در حکمت ها و مصالح فردی، اجتماعی، خانوادگی، روحی و روانی و اعتقادی فراوانی دارد.
1) لباس پوشیدن از اختصاصات انسان ها است:
در میان تمامی حیوانات تنها حیواناتی که از بدو آفرینش و آغاز زندگی بر روی کره خاکی خویشتن را مستور داشته و لباس بر تن نموده، انسان بوده است.
قرآن کریم و سایر متون دینی نیز موید این نظریه است که آدم ابوالبشر و همسرش حوا، چه آن هنگام که در بهشت به سر می بردند، و پس از هبوط بر روی زمین، لباس بر تن داشتند.
تحقیقات تاریخی و باستان شناسی، نشان می دهد که آدمیان نخستین نیز همواره نوعی لباس از برگ درختان یا پوست حیوانات و... بر تن داشته اند.
بدین ترتیب می توان ادعا کرد که یکی از وجوه تمایز انسان با سایر حیوانات و یکی از ویژگی های آدمی پوشیدن لباس بوده «و می توان لباس پوشیدن را شأنی از شئون انسانی دانست، که به اندازه ی طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه ی جغرافیایی امروزین گسترش داشته و دارد.» (غلامعلی حداد عادل، 1372، ص 5)
هماهنگونه که مسکن گزیدن نیازی ضروری برای آدمیان بوده، «لباس پوشیدن» نیز از نیازهای اولیه ی او بوده است. از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده مسلم شده که لباس، دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است: یکی اینکه او را از سرما، گرما و برف و باران حفظ می کند، دیگر اینکه در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک می کند و بالاخره به او آراستگی، زیبایی و وقار می بخشد.
لباس آدمی را می توان از یک لحاظ به مسکن او تشبیه کرد، آن را می توان خانه ی اول هر کسی دانست. لباس، خانه ی اختصاصی تر انسان است. چون هر فرد نخست در لباس خود سکونت دارد و بعد در خانه اش و از این قرار است که می توان گفت همه ی ما به جهت لباسی که بر تن داریم، خانه بوشیم. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 6)
2) لباس و پوشش خواسته ی فطری آدمیان است:
میل به پوشیدگی ریشه در فطرت آدمی دارد و حجابگرایی بازگشتی به فطرت اصیل انسانی خویش است.
معیار «فطری بودن یا نبودن عملی، انطباق یا عدم انطباق، با مسیر کمال الهی است.» (حسن صدر، 1342، ص 53)
هر خواسته و گرایشی که آدمی را در این مسیر یاری رساند و او را به جانب مرتبه ی کمال و قرب الهی سوق دهد گرایشی فطری است و حجاب گرایی، بی تردید از چنین ویژگی برخوردار است.
قرآن کریم در تبیین جریان خلقت و ترسیم چهره ی زندگی آدم و حوا در بهشت به آیه ی شریفه ی «... چون از آن درخت تناول کردند، زشتیهاشان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند. اعراف آیه 22
به موجب این بیان، خوردن میوه ی ممنوعه توسط آدم و حوا، صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش نخستین تحولی که در آن ها به وجود آورد، این بود که آن ها را در حرم «ستر» و «عفاف» ، با حقیقت «برهنگی» روبه رو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت شروع به پوشیدن خود نمودند. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 3)
3) لباس نعمت، کرامت و وسیله ی طاعت است:
یکی از پرارزش ترین نعمت هایی که خداوند به انسان ها عطا فرموده و در آیات متعددی با ذکر این نعمت بر‌آدمیان منت نهاده است، نعمت لباس و پوشش تن است. نعتمتی که چون بنی آدم در آن غرق است همچون سایر نعمت ها قدرش را نمی شناسد. نعمتی که در میان موجودات خاکی تنها به انسان اختصاص یافته است و آدمی با آن خود را از آفات و سرما و گرما حفظ نموده و آن را مایه ی زینت و زیبایی خویش قرار داده، و به وسیله ی آن عفت و عورت خویش را پاس داشته است.
خداوند در آیه ی 81 سوره ی نحل از جمله نعمت هایی که به قصد «تسلیم و اطاعت» بندگان، بدانها انعام فرموده است، لباس هایی که بدن را از سرما و گرما و آفات جنگ محافظت می نماید، برمی شمارد. و در سروه ی اعراف آیه 26 در مقام امتنان بر آدمیزادگان می فرماید:
«ای فرزندان آدم، ما بر شما لباسی که زشتیها و عورت شما را بپوشاند، و زینت بخش شما باشد، فرو فرستادیم.»
راستی با توجه به وصغی که انسان دارد و با توجه به موقعیتی که در میان موجودات زمین و بلکه موجودات عالم، انسان دارد، اگر از نعمت لباس ظاهر محروم بود چه می کرد؟ و چه صحنه ای در زندگی داشت؟
جریان حیات ارزشمند و اصیل او به کجا می کشید؟
لحظه ای فکر کنید و بگویید! که اگر میدان زندگی که دارای همه چیز است، تنها از لباس ظاهر خالی بود مسئله ی پاکی ها و فضایل چه می شد؟ و آیا نسیم تربیت جای وزیدن داشت؟
یک بار دیگر در این آیات و روایات دقت کنیم! و بیندیشیم که تاکنون با لباس هایی که در اختیار ما قرار گرفته چه برخوردی داشتیم و از آن ها در چه راهی استفاده کردیم، برای چه به دست آوردیم و برای که پوشیدیم و برای چه به تن کردیم؟ آیا به لباس خود به عنوان نعمت حضرت دوست نظر کردیم، آیا به خاطر او به دست آوردیم و به خاطر او پوشیدیم؟ و در مقام قدردانی و تشکر از او برآمدیم، و این لباس ظاهر را مقدمه ی به دست آوردن لباس باطن قرار دادیم. و در این مدت به تواضع حرکت کردیم، یا دچار کبر و خوشحالی زودگذر شدیم؟
به هر حال شکر نعمت ایجاب می کند که: اولاً لباسی بپوشیم که خداوند فرمان داده ثانیاً آنگونه بپوشیم که او می پسندد و ثالثاً در آن راه که مورد رضای اوست یعنی در راه طاعت و فرمانبرداری او مورد استفاده قرار دهیم. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 4- ص6)
4) تأثیر لباس بر باطن انسان
«ظاهر آدمی همواره دست اندرکار نقش زنی بر باطن اوست، بسیاری از حالات باطنی سایه اند، و صاحب سایه، دست و پا و حرکت و نگاه و صوت و سخن و سایر امور ظاهری آدمی است. هر بذری در پوست خود کشت کنید، ثمرش را در دل خواهید چید. هر رفتار یا گفتاری که بر جوارح آدمی نمودار شود، آهنگ باطنی خواهد انگیخت»
یک نوع لباس ممکن است در آدمی حالت خشوع و خضوع پدید آورد، و لباس دیگری، حالت کبر و غرور را برانگیزد. لباسی ممکن است مایه ی «غفلت» شود و لباس دیگری عامل «تذکر».
توصیه های مکرری که در روایات و تعالیم دینی به دقت در انتخاب نوع و جنس و اندازه و رنگ لباس شده است، در همین راستا است.
صادق آل محمد (ص) در بیان بهترین و برترین نوع لباس می فرماید:
«و بهترین لباس تو، لباسی است که ترا از خداوند عزیزت غافل ننماید، بلکه لباس وسیله ای باشد، که ترا بنده ای شاکر و ذاکر و مطیع قرار دهد، و مایه ی تقرب تو به درگاه دوست گردد.» (ستار هدایتخواه، 1375، ص 6- ص 8)
5) لباس هر کس معرف فرهنگ اوست:
نحوه و گونه ی «لباس پوشیدن» هر کس، نشانگر نحوه ی «اندیشیدن» اوست. نوع و کیفیت لباسی که هر فرد بر تن می پوشد، در ارتباط مستقیم با نوع و نحوه ی تفکری است که در سر می پروراند. چرا که همواره تن از سر فرمان می گیرد و رفتارهای برونی، نشأت گرفته از «باورهای درونی» افراد است.
ازاین روی می گوییم لباسی که هر کس بر تن می کند با طرز نگرش او به عالم و آدم، تناسب و همخوانی دارد. پوشش ظاهری هر انسانی، بیانگر اعتقاد درونی اوست و حتی در میان معتقدان به یک فرهنگ، می توان میزان اعتقاد هر کس را از روی لباسش حدس زد.
لااُبالیگری در لباس نشانه ی لاابالیگری در «عقیده» و «عمل» است و بر عکس تقید و تعبّد در نحوه لباس پوشیدن، نشانه ی تقید و تعبّد به مبانی دینی و عقیدتی است.
در هر جامعه نوع و کیفیت لباس زنان و مردان، علاو ه بر آنکه تابع شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی آن جامع است قویاً تابع جهان بینی و ارزش های حاکم بر فرهنگ آن جامعه و حتی مبین و آئینه ی آن جهان بینی است.
رابطه لباس و فرهنگ به اندازه ای قوی است که وقتی که خارجی غربی وارد محیطی می شود، نخستین علامتی که او را می شناساند، همان لباس اوست، گویی انسان ها با لباس خود با یکدیگر صحبت می کنند و هر کس به زبان لباس خویش، خود را معرفی می نماید که من کیستم، از کجا آمده ام، و به چه دنیایی و چه فرهنگی تعلق دارم...»
لباس انسان تابع فرهنگ جامعه ی اوست و سپس سلیقه ی خود او. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 10)
6) حجاب و آرامش روانی
«دل» آدمی همواره در گرو دیدنی های «دیده ی» اوست. آنچه را که دیده می بیند، دل نیز یاد می کند و در پی به دست آوردنش، طرح می ریزد و برنامه اجرا می کند.
بسیاری از خیالپردازی های روح و گاه پریشان حالی و آشفتگی درون آدمی، ناشی از مشاهدات عینی اوست، گاه با یک نگاه، پرنده ی هوسران خیال از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریده و سر از ناکجاآباد در می آورد. بی جهت نبوده که برخی خواسته اند، خنجری پولادینش بسازند و بر دیده زنند تا دل از قید و بند خیالات نابجا و ناصواب، آسوده و آزاد گردد. از آن طرف، دل آدمی در مقابل نادیده ها و ناشنیده ها و امور مستور از سمع و بصر، بی تفاوت و غافل است و پرنده ی خیال آسوده در جایگاه خویش آرمیده است.
بر پایه ی این تجربه ی ساده و همه کس آزموده می گویم که پوشیدگی زن و حجاب داری او آرامش روانی و آسودگی خیال مردان را در پی دارد و در هر جامعه ای که چنین آرامشی حاکم شود، زمینه ی سعادت و تعالی افراد فراهم تر خواهد بود. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 22- ص 23)
7) حجاب و فعالیت های اجتماعی
در همه ی جوامع هرگاه زنان خواسته اند به طور جدی در صحنه ی فعالیت های اجتماعی وارد شوند «سادگی» و «پوشیدگی» را به عنوان دو نیاز اساسی در این راستا درک کرده اند و خودآرایی و برهنگی را که زمینه ساز چشم چرانی و هوس پروری و مزاحمت آفرینی مردان هرزه بوده است به عنوان مانع کار و فعالیت جدی خویش تشخیص داده و به شدت از آن پرهیز داشته اند. اصولاً یک اصل عرفی و عقلی است که برای حضور فعالانه در صحنه ی کار و عمل باید لباس کار که از سادگی و پوشیدگی لازم برای محافظت بدن در برابر آسیب های طبیعی و غیرطبیعی برخوردار است بر تن نمود و پوشیدن لباس های فاخر و پر زرق و برق و سر و وضع آرایش کرده، با کار و فعالیت جدی و ثمربخش منافات دارد. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 33)
8) حجاب امانت خدا و حق الهی است:
برخلاف تصور و پندار کوته بینان و ساده اندیشان، رعایت حجاب و پوشش اسلامی از حقق شخصی و فردی نیست تا فرد آزادانه و بی هیچ قید و بندی هرگونه که خواست لباس بپوشد، بلکه حجاب حقی از جانب خدا بر گردن زنان و مردان است، چرا که سرمایه ی عفت و گوهر نجابت امانتی است که خداوند نزد زنان و نیز مردان به ودیعت نهاده، بر این اساس زنان امینان الهی هستند، که بایستی نهایت دقت و همت را در حفظ این امانت مبذول دارند، مردان نیز باید آنان را در نگاهبانی و حراست از این امانت الهی، یار و مددکار باشند. (ستار هدایتخواه، 1375، ص44- ص45)
9) حجاب تضمین کننده ی سلامت اخلاقی جامعه:
پوشیدگی و حجاب زنان تأثیری مستقیم بر سلامت روحی و اخلاقی جامعه دارد. به هر میزان که در جامعه گرایش به سمت حجاب شدت و فزونی داشته باشد، به همان میزان جامعه از نظر اخلاقی رو به سلامت و پاکی می رود، و بالعکس هر اندازه از حجاب و پوشش و عفت روی گردان شوند، به همان اندازه سلامت اخلاقی جامعه به مخاطره می افتد. به تعبیر دیگر حجاب و پوشیدگی زنان با مفاسد و بیماری های اخلاقی نسبت عکس دارد یعنی هر قدر فرهنگ حجاب داری و حجاب گرایی گسترش یابد، دامنه ی مفاسد و انحراف های اخلاقی کوتاه تر و محدودتر می شود. «زن با پذیرش حجاب اسلامی، بزرگترین و ارزنده ترین خدمات را به خانواده، وجدان ما و بالاخره جامعه می کند. زیرا اخلاق و پاکی و فضیلت را رونق و رواج می بخشد»
(دکتر بهشتی، 1376 ، http://www.daneshname.roshd.ir )
10) ضرورت حجاب و پوشیدگی از دیدگاه روانشناسی:
این تنها دین و احکام دینی نیست که رعایت حجاب و پوشش را برای زنان لازم می شمرد، بلکه دانش نوین بشری پس از قرن ها، نیز پی به حقانیت این قانون الهی برده و بر لزوم و ضرورت آن مهر صحت و تأیید زده است.
یکی از روانشناسان در این زمینه می گوید:
«صرف نظر از فرهنگ، دین یا محیط اجتماعی، مستوری زنان ریشه ای عمیق در روان آدمی دارد و بسیار بیش از آن چه در سلامت اخلاقی دیگران مؤثر باشد، با فطرت زنان هماهنگ و برای بلوغ روانی و تعیین هویت کامل انسانی آنان ضروری است. کسانی که علت تفاوت در پوشش مردان و زنان را نشانی از برتری جویی مردان یا دلیل نابرابری حقوق زن و مرد، و یا نشانه ای از اسارت زنان می دانند، ازاین حقیقت غفلت کرده اند که ضروریات بلوغ روانی مردان و زنان در مرحله ای از یکدیگر جدا شده و برخلاف تبلیغات عمومی «پوشش» مناسب برای زنان به تفاوت مراحل رشد روانی آنان باز می گردد و ریشه در فطرت انسان دارد.
متأسفانه بی توجهی به این حقیقت قبل از همه بیشترین خسارت را متوجه زنان می کند و آنان را از رشد به مرحله ی بلوغ انسانی و تعیین هویت باز می دارد. اما تأمین اغراض سیاسی و منافع سوداگرانه، گویا مصلحتی غیر از سود و سیاست نمی شناسد» (ستار هدایتخواه، 1375، ص 56)
11) حجاب و جذابیت زن:
رسول گرامی اسلام در تمثیل زیبایی زن را به شاخه ی گلی تشبیه فرمودند: «المرئه ریحانه» یک معنای این تشبیه این است که همان سان که گل تا زمانی که در پوششی چون کاسبرگ از انظار قلدران مستور است، از دستبرد گل چینان و سایر حوادث نیز محفوظ می ماند، و به علاوه طراوت و شادابی خویش را حفظ می کند. ولی هرگاه از این پوشش به درآمد و در رهگذر عابرین به خودنمایی پرداخت، در معرض انواع و اقسام حوادث و آفات و آسیب های طبیعی و غیرطبیعی قرار خواهد گرفت و دیری نمی پاید که طراوت و شادابی خود را از کف داده و بر اثر دست به دست شدن و سایر عوامل رو در پژمردگی و پرپرشدن با بهنگام می نهد. زن نیز موجودی است که آفریدگار حکیم لطافت ها و ظرافت های گل گونه را در او به ودیعت نهاده است و به تعبیر پیامبر اکرم (ص) شاخه ای گل است مادام که در پوشش حجاب قرار گیرد، طراوت و شادابی و طبعاً جذابیت خویش را نیز پاس می دارد، اما آنگاه که این پوشش و محافظ را از خویش فرو نهد، دست های تجاوزگر به سوی این گل ها دراز می شود و چه بسا در عنفوان جوانی به پژمردگی و بی نشاطی بگراید. (ستار هدایتخواه، 1375، ص 64- ص 65)
12) حجاب سدی استوار در برابر استعمار:
استعمارگران برای تسلط بر هر ملتی نخستین کارشان تغییر بیرونی ترین لایه ی فرهنگ آن ملت یعنی تغییر لباس و پوشش آن ملت بوده است.
در تاریخ استعمار می خوانیم که برای ورود به کشورها می کوشیدند تا از طریق عوامل سرسپرده یا فریب خورده ی خود نخست مردم آن کشور را از لحاظ لباس و ظاهر همرنگ خویش نموده، آنگاه سایر برنامه های استعماری خویش را به اجرا درآورند.
در این میان کسانی که به مبارزه علیه سلطه ی بیگانه و حضور نامشروع استعمارگران برخاستند، همان ها بودند که حاضر نشدند لباس بیگانه بر تن کنند، و کسانی که تن به سلطة بیگانه دادند و بلکه مروّج آن بودند، همان ها بودند که قبل از همه لباس بیگانه بر تن کردند. فرانتس فانون در کتاب انقلاب الجزایر می نویسد:
«هر چادری که دور انداخته می شود، افق جدیدی را که بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او می گشاید و بدن الجزایری را که عریان شده است، تماماً به او نشان می دهد، و پس از دیدن هر چهره ی بی حجابی، امیدهای حمله ور شدن اشغالگرده برابر می شود. هر چادری که می افتد و هر چهره ای که به نگاه نامحرم اشغالگر عرضه می گردد، برگردان این معنی است که الجزایر به انکار وجود خویش آغاز کرده و هتک ناموس را از جانب اشغالگر پذیرفته است».
آنگاه در زمینه ی نقش حجاب در استعمارزدایی می نویسد:
«زنی که بیرون را می بیند و خود دیده نمی شود، خود به خود محرومیتی را بر استعمار تحمیل می کند.»
و دلیل آن را چنین ذکر می کند:
«این دیدن یک طرفه است؛ و طرف مقابل، نمی تواند او را ببیند، و زنی که دیده نمی شود، تسلیم نمی گردد و خود را عرضه نمی کند.» (ستار هدایتخواه، 1375، ص69، ص70)
13) حجاب فرمان خداوند و نشانه ی تقوا است:
اگر هیچ حکمت و مصلحتی در پوشیدگی زن نبود، و اگر هیچ ضرورتی رعایت حجاب را ایجاد نمی نمود، تنها فرمان خداوند کافی بود تا مؤمنان معتقد را به رعایت دقیق این فرضیه برانگیزد. زیرا اطاعت خداوند همواره برترین

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی نگرش دبیران و دانش اموزان دختر مقطع متوسطه

دانلودمقاله بهینه سازی ترکیبی

اختصاصی از فی فوو دانلودمقاله بهینه سازی ترکیبی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


بهینه سازی ترکیبی
بهینه سازی ترکیبی شاخه ای از بهینه سازی در ریاضیات کاربردی وعلوم کامپیوتر می باشد که مرتبط با عملیات تحقیق ،تئوری الگوریتم وتئوری پیچیده محسباتی میباشد که فصل مشترک بسیاری زمینه های شاما هوش مصنوعی ،ریضیات ومهندسی نرم افزار می باشد.الگوریتم های بهینه سازی ترکیبی نمونه هایی از مسائل را که در کل سخت پنداشته می شوند ،توسط کشف فضای راه حل معمولا بزرگ این نمونه ها حل می کند.الگوریتم های بهینه سازی ترکیبی توسط کاهش سایز موثر این فضا وکشف فضای موثر این روال را به انجام می رسانند.مطالعه ای بر تئوری پیچیدگی محاسبه ای به فعال سازی بهینه سازی ترکیبی کمک می کند.
الگوریتم های بهینه سازی ترکیبی به طور نمونه با مسائلی مرتبط هستند که NP-hard هستند.اینگونه مسائل
در کل به طور موثر حل شدنی به نظر نمی رسند. اگرچه ،شباهت های متنوعی ازتئوری پیچیدگی پیشنهاد می دهند که برخی نمونه ها از این مسائل می توانند موثرا حل شوند.این در واقع خود مسئله است ،و چنین نمونه هایی اغلب دارای انشعابات کاربردی مهمی هستند.
تشریح غیر رسمی
دامنه بهینه سازی ترکیبی مسائل بهینه سازی می باشند در جایی که سری راه حل های محتمل گسسته باشند و
قابل کاهش به عنوان جدای دیگری باشند ،وهدف یافتن بهترین راه حل ممکن می باشد.
تشریح رسمی
یک نمونه از مسئله بهینه سازی ترکیبی می تواند از راه رسمی به عنوان چند تایی (X,P,Y,f,extr)
درجاییکه
• X فضای راه حل می باشد.(f and p تشریح شده اند)
• P امکان مسندی بودن است
• Y سری راه حل های محتمل می باشد.
• F تابع هدف می باشد.
• Extr حد نهایی می باشد(معمولا کمینه یا بیشینه است).
مسائل نمونه
• مسئله فروشنده دوره گرد
• مسئله کمینه درخت پوشا
• برنامه نویسی خطی
• معمای هشت ملکه
• مسئله کوله پشتی
روش ها
روش های جستجوی ابتکاری (الگوریتم های فوق ابتکاری )همان گونه که در زیر لیست شده اند برای حل مسائل از این نوع استفاده شده اند :
• جستجوی عمومی
• بازپخت شبیه ساخته
• بازپخت کوانتومی
• GRASP
• هوش انبوه
• جستجوی تابو
• الگوریتم های زنتیک
• بهینه سازی کلنی مورچه ها
• جستجوی دوباره فعال شده
مسئله واگذاری
مسئله واگذاری یکی از مسائل بهینه سازی ترکیبی ابتدایی در شاخه بهینه سازی یا جستجوی عملکردها در ریاضیات می باشد.. شامل یافتن بیشینه وزنی که در گراف هم بازی هم وزنی می شود.
در فرم کلی ،مسئله این چنین دنبال می شود:
تعدادی عامل ومسئولیت وجود دارد.هر عامل می تواند هر کدام از وظایف را انجام دهد،که
در بردارنده مقداری هزینه است که ممکن است بسته به وظایف آنها تغییر کند.مورد نیاز است
تا همه وظایف توسط یک عامل از طریقی که هزینه کلی به کمترین مقدار خود برسد ،انجام شود.
اگر تعداد عاملین و وظایف برابر هستند وهزینه کلی برای همه وظایف برابر جمع هزینه های هر عامل است
،پس "مسئله وظایف خطی " نامیده می شود.به طور معمول ،وقتی از مسئله وظایف بدون هیچ شرایط اضافی صحبت میکنیم ،منظور همان مسئله وظایف خطی می باشد.

 


الگوریتم ها وتعمیم ها
الگوریتم مجارستانی یکی از بسیار الگوریتم هایی است که ساخته شده است برای حل مسائل وظایف خطی با محدودیت زمانی با اصلاح چند جمله ای از تعداد عاملین.مسئله وظایف مورد خاص مسئله کمترین هزینه جاری می باشد، که در عوض مورد خاص برنامه خطی می باشد.از آنجایی که حل هر کدام از این مسائل با استفاده از الگوریتم سیمپلکس ممکن است ،هر تخصیص سازی الگورتم های موثر بیشتری دارد که طراحی شده اند تا از ساختار ویزه آن بهره مند شوند.اگر تابع هزینه شامل عدم صلاحیت های درجه دوم شود "مسئله وظایف درجه دوم " نامیده می شود.
تنگراه مسئله فروشنده دوره گرد
تنگراه مسئله فروشنده دوره گرد مسئله ای در بهینه سازی ترکیبی یا گسسته می باشد.اینگونه مطرح می شود که :چرخه همیتونی را در یک گراف دارای وزن با کمترین وزن از لبه بیشترین وزن چرخه بیابید.مسئله NP-hard شناخته شده است.نگارش مسئله تصمیم گیری این مورد ، "برای طول داده شده x ،آیا چرخه همیتونی در گراف g با لبه بلندتر از x وجود دارد؟ "،آیا NP کامل است؟.در مورد نامتقارن ،مواردی در جایی که وزن از گره A به B متفاوت از وزن از گره B به A باشد ،وجود دارد .مورد اقلیدسی یا سطحی آن
مسئله ای است با فاصله اقلیدسی.مسئله هنوز NP-hard باقی مانده است، اگرچه بسیاری مبتکران بهتر کار می کنند.یک مثال می تواند فروشنده ای باشد که با قطار ویزه مسافرت می کند که برای هر تعداد سفربین دو شهر تا یک مسافت معین آزاد می باشد .هر چقدر مسافت نهایی طولانی تر باشد فروشنده قصد سفر دارد ،حال بلیط هر چقدر هزینه بردارد.مانند TPS همه شهر ها با هم در ارتباط هستند.فروشنده ما حالا تلاش می کند تا قیمت بلیط را با یافتن راهی که همه شهرها یکباره در بر بگیرد به حداقل برساند و کمترین مسافت حد نهایی را داشته باشد .در نظر بگیریدکه فروشنده بخواهد مسافت سفر را به جای قیمت کاهش دهد ،ما TPS
اصلی را خواهیم داشت .از متعلقات NP که در بالا به آ آن اشاره شد ادامه می دهیم که افزایش کوچکی در تعداد گره های گراف تا نتیجه را با افزایش قابل توجهی در محاسبه زمان مورد نیاز برای حل مسئله در نظر بگیریم.به این دلیل است که ابتکارات استفاده می شوند اگر یک مسیر جستجو شده باشد-آنها یک مسیر را با احتمال بالای نزدیک بودن به بهینه در زمان بسیار کمتر ،ارایه می دهند.

 

 

 

شعبه و برش

 

 

 

شعبه وبرش روشی از بهینه سازی ترکیبی است برای حل برنامه های خطی صحیح ،در جاییکه برخی یا
همه مجهولات محدود به ارزش های صحیح شده اند .روش یک هیبرید از روش های شعبه و مرز وصفحه برش می باشد.این روش برنامه خطی بدون محدودیت صحیح با استفاده از الگوریتم سیمپلکس منظم حل می کند.وقتی یک راه حل بهینه به دست می آید ،واین راه حل هیچ گونه ارزش غیرصحیح برای متغیری که صحیح فرض شده است ندارد ،یک الگوریتم صفحه برش برای یافتن محدودیت های خطی بعدی که با همه موارد صحیح محتمل مکفی می شوند استفاده میشود اما با راه حل اخیر کسری شکسته می شود.اگر چنین
عدم تساوی یافت شود، به برنامه خطی افزوده می شود ،چنان که حل آن یک راه حل متفاوت ارایه می دهد که
امیدوارانه "کمترکسری " باشد.این پردازش آنقدر تکرار می شود تا یک راه حل صحیح یافته شودیا اینکه هیچ صفحه برش دیگری یافت نشود.در این مورد ،قسمتهای مرز و شعبه الگوریتم شروع به کار می کنند .مسئله به 2 بخش تقسیم می شود ،یکی با محدودیت اضافه شده که متغیر بزرگتر یا مساوی عدد صحیح بعدی وبزرگتر از نتیجه میانی باشد،و یکی در جایی که این متغیر کمتر یا مساوی عدد صحیح کمتر بعدی باشد.با این روش متغیر های جدیدی در اساس با توجه به تعداد متغیر های پایه که در راه حل میانی غیر صحیح هستند معرفی می شوند اما آن هایی که با توجه به محدودیت اصلی عدد صحیح هستند.برنامه های جدید خطی بعدا با استفاده از روش سیمپلکس حل می شوند و پردازش تا وقتی که یک راه حل همه محدودیت های اعدادصحیح را بیابد ادمه پیدا می کند.در طی پروسه شعبه ومرز ،برش های صفحه ای می توانن از هم جدا شوند ،که ممکن است برش های جهانی باشند ،و برای همه راه حل های محتمل اعداد صحیح یا برش های عمومی معتبر بوده ،بدین معنا که آنها با همه راه حل های پر کننده این محدودیت ها از زیر درخت مرز .شعبه فرض شده پ.شش داده می وشند.

 

 

 

مسئله برش ذخیره

 


مسئله برش ذخیره ازبسیاری کاربردهای فیزیکی رد صنعت منشأ می گیرد .فرض کنید که شما در ماشین کاغذسازی کار میکنید،و شما مدیر بخش برش کاغذ هستید.شما تعدادی رل کاغذ با عرض معلوم دارید منتظر بریده شدن هستند ،و تولید کنندگان متفاوت نیاز به رل های کاغذ با سایز عرضی متفاوت دارند.شما چگونه می خواهید این رل ها را ببرید که کمترین هدر رفتگی کاغذ را داشته باشید؟

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  23  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بهینه سازی ترکیبی