فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی فوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد برنامه ریزی

اختصاصی از فی فوو تحقیق در مورد برنامه ریزی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد برنامه ریزی


تحقیق در مورد برنامه ریزی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه:53

 

 

 

 

 فهرست مطالب

 

تعریف برنامه ریزی:

سرشت برنامه ریزی

  • غرض ها یا ماموریت ها:
  • هدف:
  • راهبردها:
  • سیاست های کلی را برای توضیح نداشت
  • روش های کار:
  • دستورها:

برنامه

  • بودجه ها:

مراحل برنامه ریزی:

گام دوم(تعیین هدف ها)

گام سوم(پدید آوردمن فرض ها)

گام چهارم(تعیین گزینه ها)

گام پنجم(ارزیابی گزینه ها)

گام ششم(برگزیدن یک راه):

گام هفتم(صورت بندی برنامه های پشتیبانی)

گام هشتم(عددی کردن برنامه ها با بودجه بندی)

 

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک:

رویکرد برنامه ریزی استراتژیک:

فرایند برنامه ریزی استراتژیک

مرحله چهارم ارزیابی محیط خارجی:

مرحله ششم: شناسایی مسایل استراتژیکی سازمان:

مرحله پنجم: ارزیابی محیط داخلی:

مرحله ی هفتم: تدوین استراتژی برای مدیریت مسایل:

مزایای برنامه ریزی استراتژیک

محدودیت ها

نتیجه گیری

 

 

مقدمه

برنامه ریزی یعنی آنکه از میان گزینه های گوناگون به برگزیدن راه های کنش آینده سازمان به گونه ی کلی پرداخته شود و برای هر یک از بخش های سازمان نیز چنین گزینشی صورت بگیرد. این کار مستلزم برگزیدن هدف های سازمان و مقاصد هر بخش و تعیین راه های دستیابی به آن هاست . از این رو برنامه ها برای دستیابی به هدف های از پیش تعیین شده روشی عقلایی فراهم می آورند. برنامه ریزی همچنین بر نو آفرینی مدیریت سخت دلالت دارد.

برنامه ریزی میان جایی که هستیم با جایی که می خواهیم بدان جا برویم پلی می سازد و موجب می شود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل  نمی گیرد پدید آید. با آنکه به ندرت می توانیم آینده ای درست پیش بینی کنیم و با آنکه عامل های بیرون از نظارت ما می توانند با بهترین برنامه های تهیه شده معارض گردند. تا زمانیکه ما به برنامه ریزی بپردازیم پیش آمدها را به بخت وا می گذاریم . برنامه ریزی فکری دشوار است که لازم می سازد کنش را تعیین کنیم و تصمیم های خود را بر پایه هدف شناخت و برآوردهای سنجیده استوار سازیم.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد برنامه ریزی

دانلود پروژه شروط ضمن عقد

اختصاصی از فی فوو دانلود پروژه شروط ضمن عقد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پروژه شروط ضمن عقد


دانلود پروژه شروط ضمن عقد

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات47

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه
فصل اول: تعاریف
مبحث اول : تعریف شرط
مبحث دوم: تعریف شرط ضمن عقد
مبحث سوم: شرط ضمنی
مبحث چهارم: رابطه شرط با عقد
مبحث پنجم: التزام به انجام شرط
مبحث ششم: شرایط صحت ضمن عقد
فصل دوم: شروط باطل غیرمفسد عقد
بخش اول: تقسیم شروط
مبحث اول: شروط باطل غیرمبطل
گفتار اول : شرط نامقدور
گفتار دوم: شرط بی فایده
گفتار سوم: شرط نامشروع
بخش دوم: آثار بطلان شرط
فصل سوم : شروط باطل مفسد عقد
بخش اول: شروط باطل و مبطل
مبحث اول : شروط مجهول
مبحث دوم: شرط خلاف مقتضای عقد
مبحث سوم: شرط خلاف مقتضای ذات عقد
مبحث چهارم: شرط خلاف مقتضای اطلاق عقد
فصل چهارم: شروط صحیحه
بخش اول: اقسام شروط صحیحه
مبحث اول : شرط صفت
گفتار اول : شرط صفت ناظر به کیفیت
گفتار دوم: شرط صفت ناظر به کمیت
مبحث دوم: شرط نتیجه
مبحث سوم: شرط فعل
گفتار اول: شرط دادن رهن
گفتار دوم: شرط دادن ضامن
بخش دوم: آثار فسخ عقد اصلی
فهرست منابع اصلی

مقدمه
در زبان فارسی کلمه حقوق بدو معنی استعمال می‌شود الف: مجموع مقرراتی که بر افراد یک جامعه در زمان معین حکومت می‌کند. انسان موجود عاقلی است و از آغاز کار به خوبی تشخیص داد که تمام اجتماع او با هرج و مرج و زورگویی امکان ندارد و بناچار باید قواعدی بر روابط اشخاص از این جهت که عضو جامعه‌اند حکومت کند و ما امروز مجموع این قواعد و مقررات را حقوق می‌نامیم. خصوصیت قواعد حقوقی در این است که اجرا آن از طرف جامعه تضمین شده و هیچکس یارای تجاوز به آن را ندارد و از همین جا تفاوت اساسی حقوق و اخلاق نیز ظاهر می‌گردد. حقوق را به معنایی که گفته شد حقوق ذاتی هم می‌نامند.
ب. برای تنظیم روابط مردم و حفظ نظم در اجتماع حقوق موضوعه برای هر فرد امتیازاتی در برابر دیگران می‌شناسد و توانایی خاصی به او اعطا می‌کند که حق می‌نامند و جمع آن حقوق است و حقوق فردی نیز گفته می‌شود. سپس حق حیات، حق مالکیت، حق ابوت، نبوت و حق زوجیت و امثال آن به اعتبار معنی اخیر است ولی کلمه حقوق به معنی اول همیشه به جمع استعمال می‌شود و برای نشان دادن مجموعه نظامات و قوانین است: از قبیل حقوق ایران حقوق مدنی، حقوق بین المللی، حقوق اسلام.
درحقیقت روابط بین افراد در اجتماع همواره بر مقررات و قواعدی استوار است که جامعه به آنها بنظر احترام می‌نگرد. آن مقررات و قواعد، موارد عوامل عدیده و اجتماعی است که بسیاری از آنها در ادوار متمادی مورد عمل قرار گرفته و در اثر تکرار عمل، افراد که به آن انس پیدا نموده و رعایت احترام آن را لازم می‌دانند. درجه احترامیکه جامعه به هر یک از مقررات و فوائد اجتماعی می‌گذارد متناسب با قوه تاثیر عاملی می‌باشد که موجب پیدایش آن شده است. مولود عوامل اجتماعی مزبور بر سه دسته‌اند:
عادت، مذهب، اخلاق
مقررات هر یک از آنها دارای کیفر و جزایی است متناسب با عاملی که موجب پیدایش آن شده که در صورت تخلف افراد از آن مقررات، دچار کیفر مزبور می‌گردند چنانکه مقررات عادت و اخلاق دارای جزا و جزائی است که تخلف از آن احساسات افراد جامعه را برعلیه متخلف بر می‌انگیزد و مقررات مذهبی دارای جزاء دنیوی و اخروی است که در حکومت‌های مذهبی جزای دنیوی آن اجرا می‌شده و در جامعه‌های سیاسی کنونی در اثر نبودن اقتدارات دینی متروک مانده است و پیروان مذهب به راهنمایی روح ایمان و بیم از مجازات اخروی آن مقررات را می‌نمایند. در جامعه‌های سیاسی به منظور برقراری نظم اجتماعی مقرراتی وضع می‌شود و برای متخلفین از آن جزاء کیفری و مدنی معین می‌گردد و به کمک حکومت‌های خود آن را اجرا می‌کنند اینگونه قوانین سرچشمه خود را عموماً از عادات و اخلاق و مذهب می‌گیرند و تأثیر آنها در قوانین موضوعه حتمی می‌باشد و مقنین هر چه بخواهند خود را ازتاثیر آنها دور دارند موفق نمی‌شوند زیرا مقننین خود تربیت شده عوامل محیط هستند و افکارشان خواه ناخواه تحت تاثیر واقع شده و به آنها خوگرفته است. در موارد بسیاری عوامل اجتماعی دیگری مانند عوامل اقتصادی، بهداشتی، سیاسی، تجاری و بالاخره احتیاجات موجب وضع قوانین می‌گردد. در تمامی موارد نظریات علمی حقوق راهنمای تضمین می‌باشد و تاثیر آن گاه چندان است که مقنین را از رعایت اصول مسلمه اجتماعی باز می‌دارد قوانین مصوبه به صورت مجموعه‌هایی در آمده و در دسترس افراد گذاشته می‌شود تا طبق آن قوانین عمل کنند و دادرسان در مورد بروز اختلافات بین افراد طبق آن دعاوی را حل و فصل بنمایند.
اصطلاح حقوق مدنی از رومیان اقتباس شده است در این دولت حقوق مدنی مخصوص اتباع رومی بود و خارجیان حق استفاده از آن را نداشته ولی حقوق بشر به هر انسانی، قطع نظر از تابعیت و ملت او تعلق داشت.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پروژه شروط ضمن عقد

دانلود مقاله سیره،اندیشه و شخصیت دکتر بهشتی

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله سیره،اندیشه و شخصیت دکتر بهشتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

تشریح ابعاد شخصیتی و سیاسی،سیره و اندیشه شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی در گفتگو با اسدالله بادامچیان

خبرگزاری شبستان: هفتم تیر یادآور یاد و خاطره سید شهیدان انقلاب، شهید مظلوم آیت‌الله دکتر محمد حسین بهشتی (ره) و هفتادو دو تن از بهترین یاران انقلاب اسلامی و یاوران حضرت امام (ره) است که در آتش کینه‌ی دشمنان انقلاب و اسلام در سال 60 در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.
شهیدان فاجعه هفتم تیر جمعی از مقامات قضایی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضاء کابینه دولت و فعالان سیاسی و مذهبی بودند که در راس آنان شهید آیت‌الله دکتر بهشتی قرار دارد.
دکتر بهشتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در نقش طراح اصلی کشور در کنار امام خمینی(ره) در افکار مردم جامعه شناخته شد در این میان قدرت استدلال و منطق، بیان نافذ و شیوا، اجتهاد پویا و بهره‌گیری از دانش روز از بهشتی شخصیتی جامع‌نگر و جامع‌الاطراف ساخته بود.
دکتر بهشتی معتقد بود میدان عمل با تمامی گفتارها و شعارها متفاوت است، تنها تلاش را می‌طلبد و دیگر هیچ، در نهایت هم به این اعتقاد درونی‌اش دست یافت که بهشت را به بها دهند و نه به بهانه.
دکتر اسدالله بادامچیان، دکترای روابط بین‌الملل و فوق‌لیسانس علوم سیاسی است، از دوران نوجوانی در حوادث سیاسی 50 سال گذشته حضور فعال داشته و تاریخ زنده رویدادهای سیاسی 5 دهه گذشته است، وی از عناصر کلیدی مبارزه در راه استقلال، آزادی و حکومت اسلامی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتهایی مانند دبیر اجرایی حزب جمهوری اسلامی، معاون سیاسی و مشاوره امور اجتماعی رئیس قوه قضاییه، عضو موسس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی را بر عهده گرفته است.
او که در جوانی همراه دکتر بهشتی بود و با ابعاد شخصیتی و مدیریت سیاسی شهید دکتر بهشتی آشنایی شهودی دارد معتقد است شهید بهشتی عالمی آگاه، آینده‌نگر و برنامه‌ریز است که برای شکل‌گیری پایه‌های نظام وتقویت آن تربیت نیروهایی متخصص و کارآمد را سرلوحه‌ی کارهای خویش قرار داده بود.
مطالبی که می‌خوانید گفتگوی شبستان با دکتر بادامچیان جهت تشریح ابعاد شخصیتی و مدیریت سیاسی دکتر بهشتی است.
جناب آقای بادامچیان به نظر شما تشریح ابعاد شخصیتی و مدیریت سیاسی افرادی چون دکتر بهشتی برای نسل سوم انقلاب که مدیران آینده‌ی نظام هستند باید به چه صورت انجام شود تا به عنوان الگویی تمام عیار برای جوانان قرار گیرند؟
با امید به اینکه بتوانیم شکرگزار عملی این انسانهای وارسته باشیم که با همه وجود در مسیر سازندگی یک جامعه نمونه ‌اسلامی برنامه‌ریزی کردند و در این راه جان خود را فدا کردند تا نسل آینده و فعلی ما زندگی سعادتمند دنیوی و اخروی اسلامی را داشته باشد باید عرض کنم، نسل جدید با نام دکتر بهشتی و عنوان انقلاب اسلامی آشنایی دارند اما آشنایی آنها حضوری و عمیق نیست، چراکه در دوران کنونی نسل جوان تنها خاطرات و تاریخ گذشته را مطالعه می‌کند و این طبیعی است که خاطره و تاریخ جای درک علمی و حضوری و شهودی را نگیرد. در حال حاضر باید ذکر شخصیت و ابعاد زندگی اشخاصی همچون دکتر بهشتی به گونه‌ای باشد که نسل جوان ما بتواند از آنها الگوبرداری و اسوه‌سازی کند تا راه آنهایی را که قصد بنای یک جامعه‌ی نمونه‌ی اسلامی را داشتند، ادامه دهند. بنابراین هدف و منظور از طرح این مسائل که در سالروز این بزرگواران این است که ما چراغی فراراه کارهایمان داشته باشیم.
کدام بعد شخصیتی شهید بهشتی مغول مانده است؟
بهشتی در بعد علمی مجتهد حوزوی بود به طوری که اگر در حوزه علمیه می‌ماند به حتم جزء مراجع بزرگ تقلید می‌شد. از طرفی شهید بهشتی یک عالم روشن و آگاه و آینده‌نگر بود که برای آینده برنامه داشت؛ بسیاری از انسانها برای زندگی خود برنامه‌ای ندارند این در حالی است که آنها عالم یا استاد دانشگاه هستند اما بهشتی انسانی بود با برنامه. دکتر بهشتی آینده‌شناس، برنامه‌ریز و طراح بود و به سادگی برنامه‌ای تنظیم می‌کرد که در آن نقطه‌ی مطلوب موقعیت کنونی کجاست، وضعیت موجود چگونه است و چگونه باید از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب رسید و برای اینکه به آن وضعیت مطلوب برسیم چه موانعی بر سر ما وجود دارد و ما با چه امکاناتی به حل این موانع می‌رویم. این ویژگیهای بارز شخصیتی شهید مظلوم دکتر بهشتی بود.
با توجه به این خصیصه آیت‌الله دکتر بهشتی، ایشان از چه زمانی بر لزوم تربیت کادر متخصص برای نظام تاکید کرد و چگونه به این هدف رسید؟
بعد از کودتای 28 مرداد دکتر بهشتی وشهید مطهری و عده‌ای دیگر از علما و بزرگان به بررسی این مسئله پرداختند که چرا حکومت اسلامی گرفتار دکتر مصدق و امثال او شده است؟ چرا که افرادی مانند مصدق عناصر مذهبی نبودند که بخواهند با رسیدن به مسئولیت حکومتی، اسلام را در جامعه پیاده کنند و دلیل این امر عدم زمینه‌سازی برای تربیت کادر مدیریتی آینده نظام ارزیابی کردند که معلول مخالفت رژیم شاه و خط استعماری انگلیس و آمریکا و عدم توجه و آگاهی توده‌ی مردم بود. دکتر بهشتی بعد از این حادثه نیاز به برنامه‌ریزی آموزشی جهت تربیت کادر متخصص را حس کرد و برای استحکام پایه‌های انقلاب برنامه‌ریزی دقیقی را انجام داد، ایشان در زمان رژیم طاغوت مدارس اسلامی غیرانتفاعی در سطح مبتدی و پیشرفته تاسیس کردند مثل مدارس علوی، رفاه، روشنگر، دوشیزگان برای اینکه از میان این مدارس بهترین‌ها آموزش داده شوند و عناصری با استعداد برای آینده‌ی نظام تربیت شوند. رژیم پهلوی مخالف این کار بود برای جلوگیری از شکل‌گیری این اهداف، فردی را از سوی خود در راس این حرکت گذاشت که جزء انجمن حجتیه بود و در عین حالی که انسانی پرکار و مذهبی بشمار می رفت، رژیم شاه از وجود او احساس خطر نمی‌کرد، دکتر بهشتی و یارانشان هم در این مجموعه سعی کردند از این خصوصیت او استفاده کرده و بینش مذهبی افراد را در داخل مدرسه و بینش سیاسی آنها را بیرون از مدرسه تامین کنند و این، کار بسیار مشکلی بود که تنها می توانست توسط یک عالم حوزوی چون دکتر بهشتی صورت بگیرد. دکتر بهشتی بدون شتاب‌زدگی و با برنامه برای تربیت نیروهای مستعد نظام در زمان رژیم پهلوی تلاش کرد که نشان‌دهنده‌ی آینده‌نگر این عالم حوزوی است. او کسی بود که ضمن نگرش به آینده، آینده‌شناس هم بود و 20 سال آینده کشور را پیش‌بینی می‌کرد. او براساس یک برنامه‌ریزی حساب شده و منظم بدون هرگونه اصطکاک غیرضروری با استکبار و رژیم شاه با یک برنامه‌ اساسی و زیرزمینی، پایه‌های ارکان نظام اسلامی را بنا نهاد.
فعالیت سیاسی دکتر بهشتی به شکل رسمی از چه زمانی آغاز شد؟
وقتی حزب موتلفه اسلامی تشکیل ‌شد دکتر بهشتی با عضویت در شورای روحانیت این حزب که بنابر اساس‌نامه‌ی آن که در سال 42 نوشته شد، فعالیت اصلی‌اش را شناساندن اسلام و عمل به دستورات آن وایجاد یک جامعه‌ی نمونه اسلامی معرفی می‌کند. فعالیت سیاسی حزب موتلفه با این اساسنامه از سوی رژیم بدون مشکل بود. چرا که در این اساس‌نامه سخنی از فعالیت سیاسی به چشم نمی‌خورد لذا عاملان شاه نمی‌توانستند دکتر بهشتی را محکوم کنند و این امر نشان از آینده‌نگری، آینده‌شناسی، مدیریت و تدبیر این عالم حوزوی بود.

 


*رابطه دکتر بهشتی با روشنفکران دانشگاهی در کنار مردم عادی چگونه بود؟
دکتر بهشتی احساس می‌کرد یک بخش عمده جامعه‌ی ما دانشگاهی و تحصیلکرده هستند پس عالمی که در آینده باید در این کشور مدیریت کند باید دانشگاهی و دانشجو و تحصیلکرده این جامعه را کاملاً بشناسد، فرهنگ او را بفهمد و درک کند تا بتواند وارد جمع آنها شود. وی معتقد بود همانطور که توده‌ی مردم مسلمان ایران او را از خود می‌دانند قشر دانشگاهی و تحصیلکرده نیز باید چنین حسی نسبت به او داشته باشد، لذا شهید بهشتی تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه داد تا هم عالم حوزوی و هم عالم دانشگاهی باشد به طوری که امروز هم اساتید و تحصیلکرده‌های دانشگاه او را از جامعه‌ی دانشگاهی می‌شمارند و هم حوزویان او را جزء علمای برجسته می‌دانند و این هنر دکتر بهشتی بود که توانست، هر دو مجموعه را در مسیر هدایت الهی پیش ببرد و البته برای اینکه این موضوع در حد نظری و تئوری باقی نماند و در کنار استادی دانشگاه و عالم حوزوی بودن وارد عرصه‌های حکومتی نظام ‌شد. رابطه شهید بهشتی با سایر اقشار چگونه بود؟
دکتر بهشتی در قم مدرسه دین و دانش را تاسیس می‌کند تا نسبت به نسل جوان دانش‌آموز و آموزش و پرورش جدید آشنایی عملی و درک شهودی پیدا کند. از طرف دیگر در دانشگاه تدریس می‌کند در مجامع دانشگاهی مشغول بحث می‌شود و ارتباط نزدیک با دانشجویان و قشر روشنفکر جامعه برقرار می‌کند،ْ در کنار آشنایی با این گروه از جامعه، ارتباط خود را با توده‌ی مردم حفظ می‌کند و در بین هیاتهای دینی، اصناف، کشاورزان و کارگران حاضر نیز می‌شود. دکتر بهشتی با سفر به کشورهای خارجی و شناخت فضای جهان خارج از ایران و ایرانیان شاغل در آنجا توانست در زمان بازگشت ایرانیان در حال تحصیل در خارج از کشور از آنها در رسیدن به اهداف نظام استفاده کند. او بحثهای مربوط به آموزش و پرورش را با کسبه و بازاریان مطرح می‌کرد چرا که اعتقاد داشت انجام کار فرهنگی برای جامعه نیازمند آگاهی از نیازهای مردم جامعه است. دکتر بهشتی فردی بود که در درون توده‌های مردم خود را از مردم و مردم را از خود می‌دانست و لذا فاصله‌ای باقی نمی‌گذاشت پس می‌توانست در این شرایط امامت کند.

 


منظور شما از امامت چیست؟
امامت یک رهبری ویژه است که از درون توده های مردم، همپای مردم، در جهت رشد و رسیدن به اهداف بلند شکل می‌گیرد. به عنوان مثال امام خمینی (ره) از درون مردم، با مردم، همراه مردم، همپای مردم و بدون هیچگونه فاصله‌ای برخاست و انقلاب را به پیروزی رساند.
این جمله بنیاگذار انقلاب که "بهشتی یک ملت بود برای ملت ما" به چه معناست؟
مجموعه عواملی که ذکر شد، از بهشتی انسانی جامع‌الاطراف ساخت که امام در تعریف و توصیف خود از دکتر بهشتی فرمودند: "بهشتی یک ملت بود برای ملت ما"، یعنی روحانی آینده باید دارای همین ویژگیها باشد. اگر گفتیم در ابتدای انقلاب فریاد برآوریم، ایران پر از بهشتی است این بدین معناست هر که می‌خواهد بهشتی‌گونه پیش برود، این ویژگیهای شخصیتی را لازم دارد و اکنون نیز می‌توان از همین ویژگی‌های این شهید مظلوم در جهت سازندگی نظام در زمینه‌های مختلف بهره‌برداری کرد. برای تربیت کادر متخصص جهت مدیریت نظام از تعداد زیادی از افراد، تنها افراد معدودی انتخاب می‌شوند و این هم در همه جای دنیا به همین صورت است همانطور که افراد بسیاری به دانشگاه‌ها می‌روند ولی تعداد انگشت‌شماری دانشمند می‌شوند و تعداد بسیار اندکی از آنها دانشمند، اندیشمند، نظریه پرداز می‌شوند و حال از بین این دانشمنداناندیشمند نظریه‌پرداز تعداد بسیار کمی مردمی می‌مانند.
به نظر شما آیا شهید بهشتی همه این مراحل را گذراند و توانست یک عالم اندیشمند نظریه‌پرداز مردمی باشد یا نه؟
خب زمانی که انسان سطوح علمی را طی می‌کند یک فضایی بین او و مردم پدید می‌آید و این امر کاملاً طبیعی است چون مردم عادی زمانی که با یک فرد عادی برخورد می‌کنند از خود رفتاری متفاوت‌ با آنچه که هنگام برخورد با یک دکتر و مهندس نشان می‌دهند، بروز می‌دهند و این نشان از ایجاد فاصله بین مردم و تحصیلکرده‌های دانشگاهی است، اما اگر کسی این فاصله‌ی ایجاد شده را بهشتی‌وار پر کند موفق می‌شود. به عنوان مثال امام خمینی (ره) هیچ فاصله‌ای با مردم نداشت، مگر نه اینکه او رهبر و حاکم کشور بود، ولی می‌بینیم که چه در قبل از پیروزی انقلاب که اداره‌ی سیاسی کشور را بر عهده داشت و چه بعد از آن هیچ فاصله‌ای با مردم نداشت و همه‌ی توده‌های مردم اعم از دانشجو، دانش‌آموز، معلم، کشاورز و ... به امام عشق می‌ورزیدند چراکه امام به گونه‌ای در جامعه حرکت کرد که جامعه امام را از خود و در قلبش می‌دانست؛ البته نباید فراموش کنیم که این یک رابطه دوطرفه است و نمی‌شود در قلب مردم جای گرفت ولی به آنها عشق نورزید و شهید بهشتی شاگرد این مکتب بود.
با توجه به شاگردی آیت الله بهشتی در محضر امام راحل(ره) مدیریت سیاسی در یک نظام مکتبی چگونه بود؟
دکتر بهشتی در مدیریت سیاسی به مانند امام خمینی (ره) یک آیت‌الله و مرجع تقلید است اما با مردم یکی است و مردم فاصله‌ای را بین او و خود حس نمی‌کنند. این سیاست همان سیاستی است که حضرت ابراهیم (ع) در دعوت ستاره‌پرستان به اسلام اجرا کرد. حضرت ابراهیم برای دعوت آنها به اسلام در درون ستاره‌پرستان قرار می‌گیرد و به مانند آنها می‌گوید این ستاره خدای من است همه‌ی ستاره‌پرستان گرد او جمع می‌شوند و به صحبتهای او گوش فرا می‌دهند آن حضرت با ایجاد محبوبیت در میان ستاره‌پرستان، زمانی که ستاره غروب می‌کند به ایشان می‌‌فرمایند: من این افول‌کنندگان را دوست ندارم. سپس در مرحله‌ی بعد یعنی زمانی که ماه مشاهده می شود، می‌فرماید: این ماه خدای ماست چرا که هم نورانی‌تر است و هم بزرگتر، بعد از این مرحله نیز زمانی که ماه غروب می‌کند و خورشید سر بر می‌آورد، این مخلوق خدا را آفریدگار خود می‌نامد. به همین ترتیب حضرت ابراهیم بااستدلال و با توجه به فهم جامعه برنامه‌ریزی می‌کند و خدای واقعی را به جامعه ستاره‌پرستان معرفی می‌نماید این همان مدیریت امامت‌گونه سیاسی که از آیات قرآن استفاده می‌شود و شهید بهشتی و البته در‌ اعلا امام خمینی (ره) از آن درس گرفته و بدان عمل می‌کردند. مدیریت سیاسی دکتر بهشتی مدیریتی هدفمند و برنامه‌دار بود چراکه او با توجه به آینده و شناخت آن با تدبیر و تعلیق و نظم و ترتیب جامعه را مدیریت کرد. امام خمینی (ره) در سال 42 یک چشم‌انداز 20 ساله را به مسئولان نشان می‌دهد که سراسر شهادت و رنج و زندان و تبعید و محرومیت است بعد می‌فرماید: هر که عاشق است وارد این عرصه شود؛ این همان مدیریت آینده‌نگر است که به اتفاقات20 سال آینده آگاه است. پس یک مدیریت سیاسی باید در چارچوب نظام و مکتبی شکل بگیرد مخلوطی از نظامهای گوناگون مانند روشنفکری، سنتی، دانشگاهی، مذهبی، لاابالیگری نباشد و از نظر دیدگاهها؛ یک مقدار اسلامی، یک مقدار سوسیالیستی، یک مقدار مارکسیستی، یک مقدار کاپیتالیستی، یک مقدار لیبرالیستی نباشد چراکه جمع همه این دیدگاهها در یک شخصیت؛ از آن شخصیتی شتر، گاو، پلنگ می‌سازد که سر از ناکجاآباد در خواهد آورد که دکتر شریعتی از چنین افرادی تعبیر به الینه و استاد مطهری از آنها تعبیر به انسانهای خود باخته می‌کند، درحالی که یک شخصیت سیاسی باید مستقل و در یک چارچوب صحیح شکل بگیرد و آن چارچوب را حفظ بکند.
نمونه هایی هم از این افراد را می توانید مثال بزنید؟
بله، بسیاری کوشیدند از امام خمینی (ره) یک رهبر و یک چهره‌ی سیاسی بسازند اما امام (ره) تا پایان عمر به فرموده خویش یک طلبه باقی ماند و بر آن تاکید داشت زیرا او در این چارچوب مدیریت اسلامی بر طلبه بودن خود افتخار می‌کرد. امام (ره) یک مرجع دینی بود که هیچگاه از حد مرجعیت پایین نیامد تا رهبر سیاسی یا رهبر حزب و یا یک جریان شود چرا که وظیفه او در دارا بودن چنین شخصیتی بود. دکتر بهشتی نیز همینطور بود. مردم دکتر بهشتی را به عنوان مجتهدی فداکار در راه خدا می‌شناسند که در میدان سیاست، تشکیلات و حزب انجام وظیفه کرد. اما آیا بهشتی تنها عبا و عمامه بود؟ نه این شهید مظلوم شخصیتی جامع و اسلامی بودکه دیدگاههایی نو بر مبنای اسلام داشت با تقوای اسلامی؛ هیچکس، هیچگاه از او یک نقطه ضعف ندید.
کمی در رابطه با فشارها و تبلیغاتی که بر علیه او مشد توضیح دهید.
دکتر بهشتی خانه‌اش را از درآمد آموزش و پرورش ساخته بود. در زمان جنگ تحمیلی در زمان جیره‌بندی، مواد غذایی منزل خود را از همان جیره‌ها را تامین می‌کرد و از قدرت خود در جهت تامین نیازهای مادی استفاده نمی‌کرد، شب شهادت دکتر بهشتی، برای پذیرایی از میهمانان جیره قند و شکر داخل خانه میهمانان کافی نبود و دوستان از دفتر حزب موتلفه اسلامی برای پذیرایی مهمانان شهید بهشتی به منزل او قند و شکر و چای فرستادند. این افتخار بهشتی است که در راس قدرت، همان کوپنی را مصرف می‌کرد که در دورافتاده‌ترین نقاط کشور از آن استفاده می‌شد.
آیا کارگزاران کنونی نظام نیز از این خصوصیات برخوردار هستند؟
هنگامی که فسادها و آلودگیها، سران نظامهای جهانی را دربرگرفته بود؛ در کشور ما فردی به مانند دکتر بهشتی به عنوان رئیس قوه قضاییه انتخاب می‌شود که در سلامت کامل رفتار شخصی و روابط کاری بود و این همان چارچوب شخصیتی مدیریت اسلامی است. دکتر بهشتی معتقدبود که اسلام می‌تواند خوشبختی دنیا و آخرت را برای همه انسانها به ارمغان بیاوردو این خوشبختی با استفاده از بهترین لذتها و شادیها و خوشیها، آرامش روحی، آرامش خانواده و آرامش روابط خانوادگی بین پدر و فرزند و بستگان، انسان و جامعه حاصل شود به طوری که مردم از شرش در امان و به خیرش امیدوار باشند. بنابراین چه بعد شخصیتی، چه بعد مدیریتی و چه سایر ابعاد مرحوم بهشتی در چارچوب اسلام بود و کارگزارن کنونی نظام نیز باید از این شخصیت و این خصوصیات برجسته الگوبرداری کنند.
منظور شما از اینکه همه ابعاد وجودی آیت الله بهشتی در چارچوب اسلام بود، چیست؟
این شخصیت نه متاثر از اسلام روشنفکری بود، نه اسلام متهجری، نه اسلام آمریکایی، نه اسلام لیبرالیستی، نه اسلام سوسیالیستی، نه اسلام مارکسیستی، نه اسلام دموکراتیکی، بلکه او پیرو اسلام ناب محمدی(ص) و تشیع علوی (ع) بود که سبب ایجاد چنین تاثیرات شگرفی در جامعه نوپای جمهوری اسلامی شد و در آینده نیز هرکس که قصد داشته باشد، بهشتی‌گونه زندگی کند باید چنین شخصیتی داشته باشد.
کمی در رابطه با تاثیرات آیت الله بهشتی بر روند شکل‌گیری انقلاب و تقویت پایه‌های نظام توضیح دهید.
دکتر بهشتی بعد از 28 مرداد طرحی را با شهید مطهری، علامه طباطبایی و برخی دیگر از شاگردان امام چون مرحوم طالقانی ارائه کردند که در طراحی نظام جمهوری اسلامی نقش بسیار مهمی گذاشت که من نمونه طرح آن بزرگواران را در کتاب هیاتهای موتلفه اسلامی در بحث حکومت اسلامی آورده‌ام. نقش دوم دکتر بهشتی در روند انقلاب آگاهی بخشی به عموم مردم نسبت به اسلام بود، در روند شکل‌گیری ارکان نظام، ساده‌آموزی مبانی و دروس اسلامی توسط افرادی مانند: رهبری، استاد مطهری، شهیدان بهشتی، باهنر، مفتح، محلاتی، و یا هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، مهدوی‌کنی تاثیر بسیار مهم و اساسی داشت. همچنین در مسائل مربوط به علوم اسلامی، شهید مطهری کتاب‌هایی که کلام عرفان، فقه، و اصول را در بربگیرد، نگاشتند. دکتر بهشتی نیز کتابهای درسی را مورد توجه قرار دادند و در این زمینه با تشکیل جلسات طولانی با صاحبنظران، در جهت آشنا کردن کودکان با خدا برنامه‌ی مدونی برای دوران تحصیل آنها طراحی کرده بودند که حاصل آن اسلام‌شناسی دکتر بهشتی و مطهری و باهنر و ... است.
نقش شهید بهشتی در شکل گیری احزاب و تشکیلات سیاسی در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ خصوصیاتی را که این شهید بزرگوار برای احزاب برمی‌شمردند را بیان کنید.
نقش شهیدان بهشتی، مطهری و باهنر در مساله‌ی تشکیلات و حزب و تحزب و اینکه حزب غربی و شرقی در کشور نباشد بلکه یک حزب الهی باشد بسیار تاثیرگذار است. شهید بهشتی و شهید مطهری عضو شورای روحانیت حزب موتلفه اسلامی بودند، آنها با تلاش خود تحزب را در ایران پایه‌گذاری کردند. در مساله مدیریت نظام در سال‌های 56 و 57، مطهری و بهشتی دو رکن نظام بودند و در زیر سایه‌ی رهبری امام خمینی (ره)، مدیریت اسلامی را با یاران خود در جامعه اجرا کردند. در رابطه با بعد از پیروزی انقلاب و حکومت و قوه قضاییه و مساله حزب جمهوری اسلامی و مساله مربوط به بحث وگفتگو و آزاداندیشی که شهید بهشتی با حضور در مصاحبه‌ها و گفتگو و مناظره با سران حزب توده و پیمان و دیگران برتری اندیشه‌ی اسلامی را در جامعه تبیین کرد و توده‌ی مردم نیز با مشاهده آزادی و هم‌اندیشی اسلامی به آن گرایش پیدا می کردند. در خصوص نقش دکتر بهشتی در انجام فعالیتهای سیاسی، همین بس که ایشان در مورد تحزب سه روز قبل از شهادت خود می گفتند ما همچنان بر ایجاد یک تشکل اسلامی پافشاری داریم بشرط آنکه اولاً این تشکل الهه و بت نشود زیرا گاهی تشکل برای انسان بت می‌شود و آن را می‌پرستد که این آفت حزب‌گرایی است. دوم اینکه این تشکل لهو، نشود. اسباب بازیچه و سرگرمی نشود بعضیها حزب بازی می‌کنند و سوم اینکه این تشکل لغو نشود چراکه این تشکل باید در خدمت خودسازی و دیگرسازی و در خدمت جامعه و مردم قرار بگیرد و اگر بدرد نخورد لغو می‌شود و چیز لغو بهتر است در جامعه‌ی ایمانی اسلامی نباشد.
مدیریت سیاسی و این نوع نگاه آیت الله بهشتی به فعالیت سیاسی چه تاثیراتی را بر انقلاب اسلامی داشت؟
در روزگاری که نفاق در جامعه بیداد می‌کرد و غرب و غربزدگی به همراه تفکر مارکسیستی و چپ‌زدگی و فرهنگ لیبرالیستی و فرهنگهای فاشیستی و غیره به شدت فعالیت می‌کردند

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 26   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سیره،اندیشه و شخصیت دکتر بهشتی

دانلود مقاله رسانه ها و مطبوعات و نقش آنها در اجتماع

اختصاصی از فی فوو دانلود مقاله رسانه ها و مطبوعات و نقش آنها در اجتماع دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشریات متنوع و متفاوت و به طور کلی جایگاه شایستهء رسانه ها در تنویر افکار و ایجاد فضای مناسب برای گفت و گو و برخورد سالم و سازندهء نظرات و همچنین اهمیتی که رسانه های گروهی در ارتقاء سطح آگاهی و تعالی فرهنگ و دانش عمومی دارند، بی گُمان یکی از مهمترین عوامل توسعهء فرهنگی و از نشانه های پویایی و تحرک هر جامعه است. بدیهی است که توسعهء فرهنگی – به معنای گستردهء آن که در برگیرندهء گشایش و گسترش گفت و گو های فلسفی و فرهنگی و ادبی و هنری است – نه تنها عامل اصلی رشد خودآگاهی جمعی، بلکه زمینه ساز توسعهء سیاسی و اقتصادی و پیشرفت علوم و در واقع نخستین پیش شرط حل بنیادی مسایل و رفع مشکلات فراگیر جامعه است. البته این همه زمانی میسر و محقق می گردد که از یک سو صاحبان قدرت و دولت، با قانون گرایی و قانون گذاری و سعه صدر به رسانه های گوناگون و نقش آنان در جامعه بنگرند و به ویژه، رسانه های گروهی را به عنوان رکنی اساسی در جامعه باور کنند و به رسمیت بشناسند. از سوی دیگر اما ارباب جراید و اهالی قلم نیز باید که به رسالت فرهنگی و مسئولیت خود در اطلاع رسانی درست و ترویج تفاهم و تبلیغ و تقویت حس همبستگی ملی و همزیستی مسالمت آمیز آگاه باشند و جداً از هتک حرمت اشخاص و دروغ پردازی و شایعه پراکنی، و از همه مهمتر، از تبلیغ خشونت بپرهیزند و در جهت تثبیت پایه های نظام اسلامی و حکومت مردمی و دولت خدمتگذار تلاش نمایند .
این هشدار بی شک در وهلهء اول متوجه رسانه های تصویری فراگیر (صدا و سیما و سینما) و روزنامه ها و نشریه های سرتاسری و با نفوذ است که تأثیر آنی و گستردهء خبرها و گزارش ها و تجزیه و تحلیل ها و پیام های آنان قابل کتمان نیست؛ تأثیری که بنا بر احساس مسئولیت، می تواند سودمند و سازنده باشد و در صورت بی مسئولیتی گردانندگان آن، لاجرم مضّر و مخرّب خواهد بود.
یکی از کارکردهای اساسی رسانه ها اطلاع رسانی از وقایع است که در محیط اجتماعی واقع می شود. پیشرفت بهت انگیز وسائل ارتباط جمعی درقرن حاضر جهان را به دهکده کوچکی تبدیل کرده است که انسان ها امکان اطلاع یابی از همه وقایع و حوادث جهان را به طور سریع و جامع دارند. در عصر ارتباطات هیچ حادثه ای هر چند در دورترین مناطق جهانی باشد- منحصر به یک منطقه جغرافیایی نیست و از این رو سه ویژگی ، فرا زمانی، فرا مکانی و سرعت فوق العاده از خصیصه های وسائل ارتباط جمعی است. امروزه تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها در رسانه ها رسوخ کرده و از خصوصی ترین رفتار انسان ها تا بزرگترین تغییرات نهادهای اجتماعی وساختارهای فرهنگی و سیاسی از طریق رسانه ها ارائه می شود.
- رسانه های جمعی اعم از روزنامه ها، مجلات، رادیو و تلویزیون، گاه از انحرافات اجتماعی، نظیر تجاوز، خشونت، قتل و...پرده برمی دارند و با اطلاع رسانی به موقع و مناسب برای اعضای جامعه، در پیشگیری از انحرافات اجتماعی نقش مؤثری ایفا می کنند.
- وسائل ارتباط جمعی می توانند با بهره گیری از شگردهای تبلیغی و آفرینش های هنری، نفرت و زشتی تزلزل باورها و ارزش های ملی و دینی را به مخاطبان خود القا کنند. بر این اساس، یکی از وظایف و کارکردهای مهم رسانه ها ، آگاه سازی و اطلاع رسانی عمومی است.
- کارگزاران رسانه های جمعی می بایست با حساسیت ویژه ای، از ارزش های عام و هنجارهای نهادینه شده اجتماعی پاسداری نمایند و برای تحقق عینی آن با سیر نهادهای فرهنگی هماهنگی کرده و تمام امکانات را برای حفظ کرامت انسانی بکار گیرند.
طبیعی است، هر گاه که ارزش ها و باورهای جامعه مصون بماند، وفاق و همبستگی اجتماعی بیشتر تضمین خواهد شد، زیرا ارزش ها و باورها از مهم ترین عوامل همبستگی اجتماعی کنش گران اجتماعی محسوب می شوند و چنانچه هر روز، به بهانه ای خاص یکی از ارزش های عام به طور بی رحمانه از سوی خرده فرهنگ های کجرو مورد هجوم قرار گیرد، بنیان های وفاق و همبستگی اجتماعی تضعیف شده و جامعه تا هنگامه شکل گیری هنجارها و ارزش های نوین، آسیب های فراوانی خواهد دید.

- وسائل ارتباط جمعی می بایست با ارائه فوائد و منافع قانون، روحیه قانون گرایی را ترویج نمایند و نشان دهند که به عنوان ایدئولوژی توجیه گرا برای عملکرد قدرتمندان و حاکمان عمل نمی کنند، بلکه تذکرات قانونی را به عنوان مبنای نظم اجتماعی مطرح می نمایند.
- رسانه های جمعی از طریق تبیین قانون و مقررات می کوشند تا رفتارهای افراد را در مسیر هنجارهای تعریف شده جامعه رهبری نمایند و به افراد بیاموزند که هر گاه فرد رفتارهای خود را بر اساس هنجارها و قواعد اجتماعی تنظیم نماید، از طرف جامعه پاداش داده می شود؛ بالطبع کنش گران اجتماعی نیز در می یابند برای رسیدن به خواسته های خود می بایست به رفتارها و هنجارهایی روی بیاورند که قانون معین کرده است. رویه آموزش غیرمستقیم قانون، همچنین می تواند احترام درونی به قانون و احساس تقدس نسبت به قانون را در بین اعضای جامعه ایجاد کند، به طوری که قانون را به عنوان امری مقدس و غیرقابل تخلف تصور نمایند. به عبارت دیگر رسانه ها، ازطریق اقناع و رسوخ به ذهن انسان ها، به درونی سازی، جذب و پذیرش قلبی هنجارها می پردازند.
- امر به معروف و نهی از منکر در اسلام یکی از مهم ترین ابزارهای کنترل اجتماعی می باشد . با این نگاه جامعه شناختی، رسانه های همگانی از جمله مطبوعات نیز، دارای کارکرد کنترل اجتماعی هستند. رسانه ها با درج و انعکاس نابهنجارهای اجتماعی و عواقب شومی که در انتظار افراد کجرو قرار دارد، به طور غیرمحسوس، اقدام به کنترل و پیشگیری از نابهنجاری ها در جامعه می کنند . رسانه ها عمدتاً ازطریق اقناع پذیری بهتر می توانند در کنترل اجتماعی مؤثر باشند
تاثیر رسانه ها بر روابط خانوادگی

 

خانواده ، یک گروه پویا ست. گروه تنها مجموعه ای ازافرادنیست ، بلکه نشان دهنده نوع وشکل روابط میان اعضای آن نیز هست. گروه را می توان مجموعه ای ازافراد دانست که با برقراری ارتباط با یکدیگر و انجام کار وفعالیت مشترک ، هدف مشترکی را نیز دنبال می کنند (بورمان ، 1969، به نقل از فرهنگی ،1382). درتقسیم بندی گروه ها ، خانواده را می توان جزو گروه های کوچک به حساب آورد که با اندکی تفاوت ، ازقوانین گروههای بزرگ تبعیت می کنند. ازمهمترین قواعد این گروهها تحولی بودن آنهاست.
تحول گروه
گروه به عنوان یک نظام جمعی، همواره درحال تحول وتغییر می باشد. خانواده نیزکم وبیش ازآغاز شکل گیری خود از مراحلی گذر می کند. گذرازاین مراحل درجهت هدفمندی نظام (سیستم) می باشد. هدف اصلی گروه خانواده ، رسیدن به سطحی است که بتواند ثبات و تداوم خودراحفظ نماید. این هدف را می توان با عنوان انسجام خانواده نام برد که به آن گروه ، شخصیتی پایدار می دهد. به عبارت دیگر، انسجام گروه را می توان به عنوان سطح بالای گروه (خانواده ) مطرح نمود. وقتی اعضای گروه بتوانند نیازهای همدیگر را درجهت هدف فردی وجمعی خود تامین نمایند ، درواقع موجد انسجام گروه می شوند. به عبارتی انسجام گروه به عنوان سطح بالای تحول ، درگرو مشارکت ، هدفمندی و عملکرد متناسب با تامین تعامل نیازهای اعضای گروه می باشد. براین اساس ، انسجام خانواده را می توان به عنوان مهمترین مولفه پویایی وحفظ آن قلمداد نمود.
پیوندعاطفی
اگر انسجام گروه به عنوان عامل پایداری خانواده ، طبعا واجد مشخصه هایی خواهد بود که تضمین کننده شخصیت پایدارگروه می باشد. در روی آورد روانشناختی ، پیوند عاطفی مشخصه ای است که فضای روانی گروه را برای وصول به اهداف تعیین شده وانسجام ، تسهیل می کند. دلیل آن ، وجود نیروی انگیزشی پیوند عاطفی است که موجب می شود اعضای گروه درتامین نیازهای یکدیگر به صورت فعال مشارکت کنند.

 

پیوند عاطفی به دلایل گوناگونی پدیدارشده و گسترش می یابد. یکی ازمهمترین زمینه های ایجاداین پیوند ، وجود زمینه ارتباطات صحیح بین فردی است. این ارتباط به درستی انجام نمی پذیرد مگرآنکه اعضای گروه با نوعی تفهیم وتفاهم و درک متقابل با یکدیگر تعامل داشته باشند. یکی ازاین عوامل که ارتقادهنده پیوندعاطفی می باشد ، گفت وگو است که عبارت از برقراری ارتباط وتعامل کلامی با یک یاچندنفر می باشد. درفضای ارتباطاتی بویژه ارتباطات بین فردی ، گفت و گو صرفا یک رفتارعادی نیست بلکه الگویی است که فضای عاطفی وهیجانی حاکم بر مناسبات افراد را شکل می دهد. گفت وگویی که واجد منظور ارتباطی وتعامل می باشد، دارای دومولفه وبه عبارتی دارای دو مهارت می باشد : یکی ، مهارت گوش دادن ودیگری مهارت همدلی. با بهره گیری مناسب ازاین دومهارت می توان جریان ارتباطی گفت وگو را درجهت تفاهم ودرک متقابل براه انداخت.
گوش دادن ، با شنیدن متفاوت است. شنیدن یک عمل زیستی است که شامل دریافت یک پیام ازطریق کانالهای حسی است ، شنیدن ، تنها بخشی ازفرایندگوش دادن است. اما گوش دادن فرایندی است که عناصری چون دریافت ، درک ، توجه ، معناگذاری وپاسخگویی توسط شنونده را درخود دارد(برکو وهمکاران ،1953، ترجمه دکتر اعرابی وهمکاران ،1378). نکته دیگر آن است که فرایند گوش دادن همواره با ارتباط چشمی همراه است. تجربیات روانشناختی گواه این یافته مهم هستند که هنرگوش دادن که می تواند کارکرد درمانگری نیزداشته باشد ، به وسیله ارتباط چشمی براه می افتد. همچنین یافته ها نشان می دهند که ارتباط چشمی به عنوان یکی ازمولفه های اساسی ایجاد امنیت و توجه مطرح می شود. وقتی درمناسبات کلامی ، گوش دادن با ارتباط چشمی همراه شود ، طرفین ازیکدیگر احساس احترام وتوجه دریافت می کنند ، واین امر به همدلی ودرک متقابل آنها کمک می کند. پس گوش دادن بدون ارتباط چشمی ، بکار نمی افتد و به مرتبه شنیدن ، به عنوان یک عمل زیستی ، نزول می کند. این دو مولفه را نمی توان ازهم تفکیک نمود. براین اساس ، خانواده هایی که با یکدیگر ارتیاط چشمی برقرار وحرفهای همدیگر را خوب گوش می کنند ، واجد پیوند عمیق تری نسبت به خانواده های دیگر می باشند.
همدلی ، فرایند عاطفی شناختی است که طی آن یک شخص ازعواطف ، احساسات وشناخت طرف دیگر آگاهی می یابد. برخی آن را به معنی تجربه مشترک یک هیجانی در دونفر می دانند. کارل راجرز ، همدلی را توانایی همراهی فرد بافردی دیگر به جایی که احساسات آن شخص اورا رهنمون گردیده است ، می داند ( پورافکاری ، 1373).
وقتی دراثر گفت وگو ، با عنایت به مولفه های گوش دادن و همدلی ، پیوندعاطفی درخانواده شکل می گیرد ، تاثیر آن به صورت متقابل ، موجب ارتقای فضای گفت و گو و انسجام می شود واین سیکل همچنان رو به تکامل ادامه می یابد، مگرآنکه اختلالی در روند تحول گروه بوجود آید. به پاس استمرار فضای گفت وگو ، تعاطی افکار و تبادل نظر میان اعضای خانواده شکل می گیرد. براین اساس ، گفت وگو ، پیوند عاطفی و انسجام خانواده ، به عنوان متغیرهایی مطرح می شوند که با یکدیگر همبستگی مثبت و بالایی دارند و همدیگر را تسهیل می کنند.
آسیبهای خانواده
درمقابل ، عوامل گوناگونی موجب آسیب دیدن پیوند عاطفی خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره می اندازند. یکی ازاین عوامل ، عامل تفرد است که به صورت واگرایی اعضای خانواده ، عمل می کند. دردنیای پرشتاب فناوری امروز ، ابزارهایی وجود دارند که افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول کرده وآنهارا از تعامل با دیگران باز می دارند. رسانه های جمعی ازاین دسته ابزارها به شمار می روند. البته این موضوع نافی منافع ابزارهای تکنولوژیکی نیست ، اما نوع بهره برداری غیرفرهنگی ازابزارهای فنی موجب شده است که کارکرد آنها عمدتا درجهت تقویت فردگرایی سوق پیدا کند. به عبارتی ، اگرجریان فرهنگی شدن ابزارهای رسانه ای تحقق بیابد ، مضرات آنها به شدت کاهش می یابد وکارکرد اصلی خودرا پیدا می کنند. گرچه برخی نظریه ها بیانگر این مطلب هستند که ذات ابزارهای الکترونیکی به دلیل استفاده از عنصر تغییر ، نمی تواند موجد آرامش باشند ، بلکه مخل آن می باشند. برخی دیگر این نظریه را افراطی و یک سویه می دانند. البته وارسی این دو نظریه در این نوشته مقدورنیست وطرح این مطلب دراین نوشته برای بیان لزوم رعایت احتیاط درجهت استفاده از ابزارهای رسانه ای می باشد.
کارکرد رسانه های جمعی بویژه رسانه های شنیداری وغیر متعامل به دلیل کارکرد متنوع خود و ایجاد تغییرات پیوسته ، به تدریج جای ارتباط بین فردی ازنوع چهره به چهره را گرفته وموجب شده اند فضای انفرادی ، بجای فضای جمعی و عاطفی در خانواده حاکم شود ، بطوری که گسترش تکنیکی رسانه های شنیداری و رایانه ای ، ارتباط مستقیمی با فردگرایی ودوری از فضای روانی وعاطفی خانواده را نشان می دهد. به عبارت دیگر ، این ابزارها ، به تدریج فضای روانی ومحیطی گفت وگو را دریک ارتباط بین فردی ، خدشه دارمی کنند و اعضای گروه را به جای همگرایی، به واگرایی سوق می دهند ، تاجایی که هرعضو خانواده صرفا دریک فضای فیزیکی مشترک زندگی کرده ، اما هیچ تعاملی با هم نخواهند داشت. در ادامه ، متاسفانه ، اهداف آنها نیز به تدریج نسبت به هم ، واگرا شده و منفک می شوند. دراین مسیر ، تعامل واقعی فرد بجای آنکه با افراد دیگری در محیط انسانی سامان بیابد ، با رسانه های الکترونیکی ، شکل می گیرد وبه دلیل برتری تکنولوژیکی وتجهیزات خیره کننده رسانه ای ، نوعی رعب فرهنگی وانفعال شخصیتی درفرد ایجاد می گردد. نتیجه این می شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صمیمی با یکدیگر که می تواند به تقویت پیوندهای عاطفی وانسجام اعضای خانواده منجرشود ، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار می کنند ، ارتباطی که فاقد بارعاطفی ، احساسی وهیجانی است. به تعبیر فوکویاما به دلیل تحدید اخلاق و کیفیت زندگی امروزی به تدریج شاهد یک فروپاشی بزرگ خواهیم بود. این فروپاشی درزمینه های اخلاقی ودرنهاد ها ، بیشتر درزمینه خانواده اتفاق خواهد افتاد.
آسیب ارتباطی ، بیشتر دردو نوع ارتباط ، بروز می کند. یکی ، ارتباط بین فرزندان و والدین و دیگری ، ارتباط بین زن وشوهر می باشد. تجربیات نشان می دهند که هراندازه ارتباط میان فرزندان و والدین وهمچنین ارتباط میان همسران به دلیل تغییر مخاطب کاهش یابد ، پیوند عاطفی وهیجانی و همچنین همگونی شناختی میان اعضاء خانواده نیزکاهش می یابد که این موضوع ، انسجام گروه را به مخاطره می اندازد.
فضاهای الکترونیکی و فردگرایی
آمارهای رسمی نشان می دهند که میزان مشاهده تلویزیون توسط افراد ایرانی نزدیک به چهار ساعت ونیم در روز است. این میزان درکشورهای دیگر به شش ساعت می رسد. میزان استفاده ازاینترنت و اتاقهای چت نیز در برخی کشورها بیشترازاین گزارش شده است. بطوری که ورود مردان وزنان در اتاقهای چت به عنوان " زندگی دوم" مطرح که زندگی اول را به مخاطره انداخته است. طبیعی است که زندگی دوم (اتاقهای چت) میزان زیادی از انرژی و وقت گفتگو را به خود اختصاص می دهد.
مک گایر ورود ابزارهای رسانه ای را به ورود بیگانه تعبیر کرده است و می گوید : " به طورمتوسط شش روز درهفته ، بیگانه ای درخانه شما حضوردارد. بیگانه ای که آزادانه درهمه جای خانه سرمی زند وتاثیر می گذارد. این بیگانه وظیفه ساده ای دارد وآن محدود کردن توانایی ما وبچه ها درتشخیص رویا ازواقعیت می باشد. ما به اواجازه می دهیم که درهرساعتی وارد خانه مان شود. اگر ما درباره بیگانگان وغریبه ها به بچه هایمان هشدارمی دهیم ، متاسفانه درباره این بیگانه هیچ هشداری به بچه ها نمی دهیم. این بیگانه یکسره حرف می زند وهرچه می خواهد می گوید ودیگران هم سراپا گوش می شوند ".
جان تیلور گاتر (1999) درباره وسعت دنیای مجازی می گوید : " تلویزیون ورسانه ها با صرف وقت کودکان به دنیای مجازی ، فرصت تجربه دنیای حقیقی وآشنا شدن با واقعیتهای جذاب ، نشاط آور وحتی مخاطره آمیز را ازآنان سلب می کند واین امرآنان را بی حوصله ، حسود و... بارمی آورد. " گاتر برای جبران این موضوع ، اعتقاد دارد که کودک را بادنیای واقعی آشنا کنید ، طبیعت ، مابقی کارها را انجام می دهد.
در گزارش ان وای تی (NYT) ، زنان درامریکا بیشترازاینکه به فکرمراقبت ازکودکان خودباشند ، تلویزیون تماشا می کنند. دراین گزارش آمده است که این زنان درمرتبه اول تلویزیون تماشا می کنند و خریدخانه وصحبت با تلفن در رده های بعدی ارتباط قرار دارند. مراقبت ازکودکان وصحبت کردن با آنها درمراتب پایین تر قرار دارند. همانطورکه ملاحظه می شود ، صرف وقت زیاد برای رسانه ها بمنزله کاهش میزان ارتباطهای انسانی بویژه با کودکان می باشد. این روند ، به افزایش فردگرایی وکاهش جمع گرایی منجر خواهد شد که عامل مهمی در آسیب دیدن انسجام خانواده قلمداد می شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    25صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رسانه ها و مطبوعات و نقش آنها در اجتماع

معایب و درجه بندی شیر

اختصاصی از فی فوو معایب و درجه بندی شیر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

معایب و درجه بندی شیر


معایب و درجه بندی شیر

 

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات28

 

اهمیت درجه بندی شیر در این حقیقت نهفته است که محصولات لبنی به همان خوبی مواد طبیعی ای خواهند بود که از آن تهیه می شوند. دانش کارمندان لبنیات سازی از روشهای ارزیابی و درک حسی از اهمیت برخوردار است. تشخیص طعم بد و طعم مطلوب، بعلاوه دلایل احتمالی آن، سبب توانایی در تولید شیر با کیفیت بالا و متعاقباً تولید محصولات لبنی با کیفیت بالا خواهد شد.
درجه بندی شیر:
• حس چشایی
• حس بویایی
• روشها (تکنیک ها)
معایب شیر:
• لیپولایز ( تجزیه چربیها)
• اکسیداسیون
• نور خورشید
• پختن ( پخته شدن)
• انتقال
• میکروبی

درجه بندی شیر:
درک و شناخت اصول ارزیابی حسی برای درجه بندی ضروری است. همه حواس پنجگانه اصلی در ارزیابی حسی محصولات لبنی استفاده می شوند: بینایی، چشایی، بویایی، لامسه و شنوایی. اگر چه، بیشترین تاکید بر روی حس چشایی وبویایی است.
حس چشایی:
منافذ ( جوانه های ) چشایی، یا گیرنده های چشایی، بیشتر روی سطح خارجی زبان قرار دارند، اما ممکن است روی گونه ونرم کامه افراد جوان هم وجود داشته باشند. قبل از اینکه حس چشایی اتفاق بیفتد، باید حدود 900 جوانه چشایی با طعم ارتباط برقرار کنند. البته ، بزاق (آب دهان) در برقراری این تماس بسیار ضروری است. چهار نقطه عصبی متفاوت روی زبان قرار دارند که چهار مزه اصلی را شناسایی می کند : شیرین، شور، ترش، تلخ. ازاینرو ، نمونه ها باید درون دهان پخش شوند تا تشخیص دقیقی از مزه ها ممکن باشد. علاوه بر این مزه های ابتدایی، دهان به ما این اجازه را می دهد که واکنشهایی نظیر سردی، گرمی، شیرینی، سختی وغیره را حس کنیم.


دانلود با لینک مستقیم


معایب و درجه بندی شیر