
راه اندازی آموزشگاه علوم رایانه با ظرفیت 2500 هنرجو در سال
طرح توجیهی آموزشگاه علوم رایانه

راه اندازی آموزشگاه علوم رایانه با ظرفیت 2500 هنرجو در سال
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
قاجار نام دودمانی است که از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ بر ایران فرمان راند. ایل قاجار یکی از طایفه های ترکمان بود که بر اثر هجوم مغول از آسیای مرکزی به ایران آمدند. شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد یعنی گرگان امروزی ساکن کرد.[۱]
مقدمه
قاجارها قبیلهای از ترکمانهای منطقه استرآباد (گرگان) بودند. قدرت یافتن قاجارها به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمیگردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمکهای بزرگی که به دربار صفوی مینمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دستهای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند.
ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان میرساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل[نیازمند منبع] دارد.قاجار از ریشه کلمه قاچار است که در ترکی به معنای فراری است. پس از حمله مغول به ایران و میانرودان، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام کوچیدند. هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و سرانجام آنها را به خانقاه صفوی در آذرآبادگان بخشید. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.
سلطنت
نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاریباشها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و چند گانگی میان طوایف قاجار نگران ناآرامیهای داخلی نگردد و اشاقهباشها زیر نظر حکومت ایشان گردند. در زمان آقا محمد خان قاجار این طایفه به دو قبیله اشاقهباش و یوخاریباش (به معنای ساکن ناحیه بالا - رودخانه- و ساکن ناحیه پایین - رودخانه) تقسیم شده بود و آقا محمد خان موفق گردید این دو قبیله را با هم متحد کرده و نیروی نظامی خود را استحکام بخشد.
در زمان این دودمان حکومتهای استانی در مناطق گوناگون سرزمین ایران با جنگ یا مصالحه از میان رفتند و جای خود را به سامانهای فدرالی با تبعیت از دولت مرکزی دادند و «کشور» ایران دوباره زیر یک پرچم شکل گرفت. رنگها و ترتیب آنها در پرچم کنونی ایران از زمان این سلسله بیادگار ماندهاست.
جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلی شاه قاجار به جدا شدن بخشهایی از قفقاز ار ایران شد.
ایران در زمان این دودمان با دنیای غرب آَشنا گردید. اولین کارخانههای تولید انبوه، تولید الکتریسیته، چاپخانه، تلگراف، تلفن، چراغ برق، شهرسازی مدرن، راهسازی مدرن، خط آهن، سالن اپرا (که بعداً به سالن تعذیه تغییر کاربری داد)، مدارس فنی به روش مدرن (از جمله دارلفنون که به همت امیر کبیر بنیاد گردید)، و اعزام اولین گروهها از دانشجویان ایرانی به اروپا جهت تحصیل در شاخههای طب و مهندسی در زمان این سلسله صورت پذیرفت.
بازسازی ارتش ایران با روش مشق و تجهیز آنها به جنگافزار نوین اروپایی نیز از زمان فتحعلیشاه قاجار - در قرارداد نظامی اش با ناپلیون امپراتور فرانسه - آغاز شد.
در زمان این سلسه و بعد از کشمکش بسیار بین شاهان قاجار و آزادی خواهان، جنبش مشروطه در ایران برپا شد و سرانجام ایران دارای مجلس (پارلمان) شد و بخشی از قدرت شاه به مجلس واگذار گردید.
سلسه قاجار با کودتای ۱۲۹۹ رضاخان قدرت را از دست داد. با انحلال سلسه قاجار توسط مجلس شورای ملی در ۹ آبان ۱۳۰۴، رضا شاه به سلطنت رسید. رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن بسیاری از وزرا و سفرای دولت قاجاریه را که غالبا از وابستگان خاندان قاجار بودند به استخدام درآورد که این ارتباط حرفهای تا پایان سلطنت محمد رضا شاه نیز ادامه یافت.
آغامحمدخان قاجار
آغا محمد خان قاجار بنیانگذار دودمان قاجاریه در ایران است. زاده: ۲۷ محرم ۱۱۵۵ هجری قمری برابر با ۲۷ خرداد ماه ۱۱۲۱ خورشیدی و ۱۷ ژوئن ۱۷۴۲ میلادی در دشت اشرفی در میانه راه ساری به گرگان؛
تاجگذاری: ۱۵ ربیع الثانی ۱۱۹۵ هجری قمری برابر با ۱ فروردین ماه ۱۱۶۱ خورشیدی و ۲۱ مارس ۱۷۸۲ میلادی در ساری؛
مرگ: ۲۱ ذی الحجه ۱۲۱۱ هجری قمری برابر ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۱۷۷ خورشیدی و ۱۷ مه ۱۷۹۸ میلادی در شوشا؛
آقامحمد خان فرزند محمد حسن خان قاجار و او نیز فرزند فتحعلی خان فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوزخان بود. مازندران و بارفروش (بابل امروزی) مرکز حکمرانی محمدحسن خان بود و فتحعلی خان حاکم گرگان و در استرآباد حکومت میکرد. اینان شیعه مذهب بودند. نادرقلی خان پس از کشتن فتح علی خان رقیب سرسخت خویش در خواجه ربیع طوس و با سعی و تلاش خویش به مقام شاهنشاهی رسید.
ریشههای قدرتیابی دودمان قاجار
قدرت یافتن دودمان قاجار به عهد صفوی و شاه عباس کبیر برمیگردد؛ ابتدا در شمال رود ارس ساکن بودند و در آن زمان بدلیل کمکهای بزرگی که به دربار صفوی مینمودند، قدرت بیشتری یافتند و سپس دستهای از آنان در غرب استرآباد و در دشت گرگان سکنی گزیدند. نادر شاه افشار در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمد حسن خان که در هنگام قتل پدر ۱۲ سال بیش نداشت یوخاریباشها که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منسوب کرد تا بدین ترتیب با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامیهای داخلی نگردد و اشاقهباشها زیر نظر حکومت ایشان گردند.وی را در میانسالی بیضه بریدند و برای همین آقامحمد خان را آغامحمد خان می نویسند . و به همین دلیل ریش در نیاورد
وضعیت ایران در زمان کودکی آقا محمد خان
زمانی که نادر و فرزندانش به قتل رسیدند، شاهرخ شاه برای به دست گرفتن قدرت تلاش میکرد. فرماندهی سپاه شاهرخ شاه به محمدحسن خان بعلت تجربه و تدبیر فوق العاده ایشان واگذارگردید . با همکاری حاکم طبس ابراهیم خان برکنار شدو شاهرخ به سلطنت رسید هرچند اندکی پس ازآن شاهرخ شاه به دست دشمنانش که در راس آنان پدر زن وی قرار داشت نابینا گشت . فرماندهان وفادار دست به کودتا زده شاهرخ شاه نابینا رامجددا برتخت سلطنت نشاندند.
کودکی و نوجوانی آقامحمدخان
ژان گور مینویسد:آقا محمد خان باریک اندام و متوسط القامه و دارای چشمهای زیباوگیرنده ودهان کوچک بود . هرکس دهان کوچک و چشمان زیبای پسرک را میدید تصور میکرد در روح وی هوی و هوس غلبه دارد اما وقتی آن پسر ۱۳ ساله کلاه را از سر بر میداشت و چشم بیننده به پیشانی بلند وی میافتاد تغییر نظر میداد و میفهمید که کسی که دارای آن پیشانی بلند است مقهور هوی و هوس نمیشود.
آقامحمد خان تیر اندازی ، سوارکاری و خواندن و نوشتن و حفظ کردن قرآن رادر پیش جیران، مادر خود که از بهترین تیر اندازان بود فرا گرفت ودر ۱۳ سالگی جزو بهترین تیراندازان قشون محمدحسن خان بود و فرمانده دسته تجسس یا طلایه دار قشون پدرش گردید. در ۱۳ سالگی شجاع و با اراده بود و از مرگ ترسی نداشت.
کریم خان و قاجار
چندی بعد محمد حسن خان سپاهی مجهز و بانظم ترتیب داد و به جنگ با کریم خان زند پرداخت. در جنگهای اولیه پیروزی با قجریها گشت. اما در نهایت شکست خورده و در میدان جنگ توسط سبزعلی بیک حاکم سابق استر آباد کشته و سرش از تن جدا گردید.سبزعلی بیک ازسال۱۱۶۹ تا ۱۱۷۲ در جنگهایی که بین زند و قاجار در گرفت شرکت داشت و به کریم خان زند میگفت که تنها آروزی او دیدن جسد بی جان محمدحسن خان قاجار است.علت این کینه آنطور که گفته شدهاست علاقه سبز علی بیک به جیران، همسر محمدحسن خان قاجار بود که بسیار زیبا بود. کریم خان زند قول ده هزار تومان برای سر محمدحسن خان به سبزعلی بیک داده بود.درآن زمان محمدحسن خان ۴۵ سال داشت. وقتی سر بریده محمدحسن خان را به حضور کریم خان که در تهران بسر میبرد رساندند؛از بوی سر محمد حسن خان احساس رضایت کرد و گفت :" من از این سر بوی لاشه احساس میکنم اما چون سر بریده دشمن من است از آن لذت میبرم".
پسران محمد حسن خان اسیر میشوند
آقا محمد خان با همیاری حسینقلی خان پس از درگذشت پدرشان دست به جنگهای پارتیزانی زدند تا آن که خراج آن سال استرآباد توسط آقامحمدخان مورد سرقت قرارگرفت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان کریمخان زند و او شد که در نهایت دستگیر و به تهران برده شد . کریم خان همین که فهمید او دیگر خواجهاست (و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ کس برای یک خواجه ارزشی قایل نمیباشد )امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.
پس از آن به شیراز منتقل شد و در اسارت به سر میبرد.این روش معمول کریم خان زند بود تا با اسیر نگاه داشتن تعدادی از سران قبیله متمرد خطر شورش را از بین بده و در صورت هرگونه تحرک اسرا را تنبیه نماید. در همین زمان برادرآقامحمد خان حسینقلی خان جهانسوز در شمال ایران دست به یاغی گری زد. آقامحمدخان که میدانست از سوی کریمخان مواخذه خواهد شد از بیم جان خویش در حرم حضرت شاهچراغ خود رادخیل بست ؛ پس از آن کریم خان به وساطت اطرافیان خود او را مورد عفو قرار داد.
بنیان نهادن حکومت قاجاریه
آقا محمد خان در ۱۳ صفر سال ۱۱۹۳ هجری قمری (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغهای اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همین که عمهاش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در ورامین مدعی سلطنت بر ایران گشت. سپس به ساری و استرآباد رفت و با کمک سران اشاقهباش، براندازی زندیه و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات گرگان و مازندران و گیلان را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار تا پای مرگ رفت ولی سرانجام در بندپی نجات یافت و به ساری آمد و تاج سلطنتی را که توسط زرگران ساری ساخته شد بر سر نهاد و پایتخت خود را ساری نهاد و جشن نوروز را به دستور وی با تشریفات برگزار نمودند. پس از تسخیر شمال ایران بر آذربایجان و کرمانشاهان نیز دست یافت. حکومت زندیه در جنگ و ستیز میان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطفعلی خان زند با همیاری حاج ایراهیم خان کلانتر شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آقا محمد خان از آن زمان به مدت ۱۵ سال با لطفعلی خان زند - که جوان بود و شجاع - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهمترین این نبردها، جنگ باباخان برادرزاده آقا محمدخان در سمیرم و محاصره شیراز و پس از آن محاصره طولانی کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری است .در این جنگها لطفعلی خان مقاومت زیادی از خود نشان داد.
فاجعه تاریخی کرمان
در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر میخواندند و فحشهای رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب میدادند و او را مورد تمسخر قرار میدادند این فحشها خان قاجار را خشمگین تر کرد.به دستور خان فاجار شهری در پیرامون شهر کرمان به صورت موقت ساخته شد تادر سمای زمستان نیز محاصره ادامه یابد.قحطی شهر را فرا گرفت. پس از حمله عمومی و سقوط کرمان سربازان وی تمامی کسانی را که در غیر از" بست" قرار داشتند یه قتل رسانده وتمامی اموال وداراییها را ضبط و به نوامیس تعرض کردند این وضع تا زمان فرمان توقف غارت توسط خان قاجار ادامه داشت.پس از آن و پس از انکه خان قاجار متوجه فرار موفق شهریار جوان زند گردید دستور داد که تمامی مردان کرمانی از چشم نابینا گردند و حتی کسانی را که به بست رفته بوند نیز از این دستور مجزا نکرد. بیست هزار جفت چشم بهوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند).
اما لطفعلی خان زند به بم فرار کرد و قصد عزیمت به سیستان و بلوچستان را داشت ولی با خیانت حاکم بم دستگیر شد و در راین به فرستادگان آقامحمدخان تحویل داده شد شهریار زیبای زند به دستور آقا محمد خان توسط چهارپاداران مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و چشمهای شهریار زند ار کاسه خارج گردید.خان قاجار قصد داشت که به شهریار جوان افسار زده و در مسافرتها به عنوان حیوان در پای رکاپ خود بدواندکه به علت ضعف و زخمهایی که برداشته بود این کار میسر نگردید.در تهران به زندگی لطفعلی خان خاتمه داده شد و سرانجام وی را در امامزاده زید تهران دفن کردندو اینچنین به زندگی شهریار زند دلیر ترین شمشیرزن شرق و زیباترین مردان روزگار پایان داده شد.
انتقال مرکز حکومت به تهران
او پس از قتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد (آن را دارالخلافه نامید) در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود؛ سپس با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. هراکلیوس حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر بدستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند. .
رویکرد به خراسان و ماورای نهر و براندازی افشاریان
بعد ار آن به خراسان لشکر کشید و شاهرخ، پسر نادر را که کور و پیر بود به همراه همه درباریانش به قتل رسانید تا انتقام کشتن فتحعلیخان را بگیرد. خان قاجار برای افشای محل جواهراتی که نادر از هند آورده بود شاهرخ را به حدی شکنجه کرد که وی در زیر این شکنجهها جان سپرد. آقامحمدخان پس از کشف محل جواهرات نادر، آنان را روی سفره گسترد و از شدت عشق به طلا و جواهر، بر آنان غلتید. و سپس لشکرکشی به بخارا را قصد نمود که خبردار شد از جانب روسها دیگر خطری نیست. برای همین حاکمان طرفدار روس آن دیار را سرکوب کرد و مرو را آزاد کرد و ازبکان را وادار به عقب نشینی نمود و بخارا را تحت الحمایه دولت ایران قرار داد و چون مردم آن دیار با وی مخالفتی نداشتند به آنان آزاری نرساند و پس از آن به دستور وی گروهی را به منظور تعقیب نادرقلی شاهرخ اقشار به هرات فرستاد و پس از آن تا کابل پیش رفتند ولی نادرقلی در کوههای هیمالیا در افغانستان مکان خود را تغییر میداد[مدرک] سرانجام از تعقیب وی دست برداشتند
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 18 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
راههای پیشرفت تحصیلی
مقدمه :
یکی از عاملهای بسیار مهم در تکوین شخصیت نوجوان و جوان مدرسه می باشد. مدرسه بعد از خانواده مهمترین نقش را در فرایند اجتماعی کردن نوجوان به عهده دارد. مدرسه از طریق آموزش مهارتهای علمی و فنی و فراهم آوردن زمینه همکاری گروهی و مسیولیت پذیری نوجوان و جوان موجبات رشد همه جانبه و متعادل شخصیت آنان را فراهم می سازد. گرچه مدارس وقت خود را صرف ایجاد آمادگی در نوجوانان و جوانان به منظور کسب مدارج عالی تحصیل می کنند با وجود این بسیاری از نوجوانان بدون دریافت مدارج عالیه مستقیماً به زندگی وارد شده و چون فاقد آمادگی لازم برای ورود به آن می باشند. احساس شکست و درماندگی نموده به بهداشت و سلامت روانی آنان آسیب وارد می شود . علاوه بر آن فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که در موفقیت و یا عدم موفقیت دانش آموزان در مدرسه ودر نتیجه در زندگی آینده آنها تاثیر دارد که به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم.
تاکید بر رشد عقلانی :
در حالی که هدف تعلیم و تربیت تأکید بر رشد عقلی توأم با رشد عاطفی، سازگاری نوجوان و جوان با خود و سایر افراد خانواده اش می باشد. مدارس تنها بر جنبه عقلانی تأکید می نمایند و این باعث می شود که جوانان تک بعدی و ناموزون به بار آیند.
جو عاطفی مدرسه :
جو عاطفی مدرسه نیز در پیشرفت تحصیلی شاگردان تأثیر دارد. تحقیقات نشان داده که دانش آموزان در جوی که فشار روانی کمتری داشته باشد. جوی که در آن راهنمایی شده و احساس امنیت کنند، بیشتر سود می برند. دانش آموزان بیشتر از آنکه به عواملی چون امکانات فیزیکی، تعداد کتابهای کتابخانه، اندازه مدرسه و هزینه سرانه توجه نمایند. به عوامل زیر توجه دارند .
معلم و جهت گیری آنها به سمت پیشرفت شاگرد، وجود نظم در دادن تکالیف منزل- اوقاتی که معلم صرف تدریس می کند و نه صرف حفظ نظم و انضباط، حساس بودن معلم نسبت به ارایه بازخوردبه دانش آموزان در مقابل عملکرد خوب . مطالعه دیدگاههای دانش آموزان گویای این است که برخی خصوصیات معلمین از قبیل همدردی و همفکری- انعطاف پذیر بودن- خوش خلقی- آمادگی برای قبول اظهار نظرها و گوش دادن به پرسش های دانش آموزان و علاقه مند بودن به کار و انضباط و به کارگیری روش تدریس مناسب از ویژگیهای معلم خوب وکارامد است .
پیش فرضهای معلمان در مورد شاگردان:
بسیاری از معلمان به هنگام تدریس فرض می کنند که دانش آموزان مطالب قبلی را یاد گرفته اند چنین فرضی در اغلب دانش آموزان صدق نمی کند. زیرا گروهی از آنها تنها به این دلیل که پیش نیاز های لازم را برای شروع و ادامه درس جدید ندارند آن را یاد نمی گیرند و در نتیجه به خیل عقب ماندگان تحصیلی می پیوندند و باورشان می شود که برای جبران عقب ماندگیهای خود قادر به هیچ کاری نیستند.
نگرش معلم:
نگرش معلم بر عملکردوی تأثیر داردپژوهشگران در یک تحقیق یک کلاس عادی را به معلمی واگذار نمودند و به او یادآور شدند که این دانش آموزان از استعدادهای خوبی برخوردارند در پایان سال عملکرد آنها نسبت به گروه همسان بهتر شده بود.این بدین معنی است که اگر معلم نگرش مثبتی برکلاس داشته باشد با برخورد های امید بخش بهتر می تواند در تعلیم وتربیت آنها پیشروی نماید .
عقب ماندگی آموخته شده:
وقتی نوجوان بر این باور باشد که هیچ کدام از فعالیتهای وی تغییری در موقعیت ایجاد نمی کند. یا اینکه وی به اندازه کافی با هوش نیست. و یا اینکه تکالیف تعیین شده برای او دشوار می باشد. و یا اینکه معلم او را دوست ندارند در آینده نیز برای خود انتظار شکست دارد و کسانیکه شکست را به صورت متوالی تجربه کنند. ممکن است که به این باور برسند که شکست آنان در هر فعالیتی حتمی و غیرقابل اجتناب است. چنین افرادی دچار درماندگی آموخته شده می شوند. نگرشی که احتمال دارد زمینه های شکست بیشتری را برای آنان فراهم آورده و مانع تلاش ایشان برای پیشرفت گردد. در چنین حالتی ضرب المثل شکست شکست می آورد مصداق پیدا می کند.
در مقابل هر قدر دانش آموز بیشتر در امر تحصیل موفق شود و در کلاس درس قدرت و مقبولیت بیشتری بدست آورد عزت نفس وی نیز افزایش می یابد. چنین فردی در موفقیت های جدید تلاش کرده و موفقیت های تازه ای کسب می کند که سبب افزایش عزت نفس می شود. اینجاست که ضرب المثل موفقیت موفقیت می آورد مصداق می یابد.پژوهشگران در یک مطالعه تحقیقی آزمایشی انجام دادند. که درآن دو معلم یکی مسایل قابل حل ودیگری غیر قابل حل به دانش آموزان کلاس پنجم ارایه می کردند. آنها دریافتند معلمی که مسایل غیرقابل حل به دانش آموزان ارایه می کرد. هنگامی که مسایل قابل حل را ارایه کرد برخی از دانش آموزان علی رغم اینکه مسایل داده شده قابل حل بودند دیگر آنها را حل نکردند.
اثرات پیشرفت تحصیلی:
اهمیت تأثیر پیشرفت تحصیلی در سلامت روانی دانش آموزان به حدی است که برخی از متخصصان آن را حداقل تا نیمه دوم دوره نوجوانی معیار اساسی برای تشخیص عملکرد سالم دانسته اند. به عقیده ایشان نوجوانانی که علی رغم برخورداری از هوشبهر طبیعی کارکرد رضایت بخشی در مدرسه نداشته باشند، مسایل روانی قابل ملاحظه ای نشان خواهند داد. وپیشرفت تحصیلی را به عنوان شاهدی برای سلامت روانی دانش آموزان ارزیابی نموده اند.
سیف (1363) به نقل از بلوم می نویسد هنگامی که محیط مدرسه شواهدی حاکی از شایستگی و لیاقت برای دانش آموز در طی چند سال اول فراهم کند و در چهار پنج سال بعد نیز همین تجارب موفقیت آمیز تکرار شود، نوعی مصونیت در برابر بیماریهای روانی برای مدتی نامحدود در فرد ایجاد می شود. چنین فردی قادر خواهد بود که به راحتی بر فشارها و بحرانهای زندگی غلبه کند.
باور شکست در امتحان به هر حال موجب تأثر و تألم خاطر کودکان و نوجوانان می گردد. افراد شکست خورده به افسردگی، ناراحتی، ناسازگاری و بیقراری مبتلا می گردند. یکی از علل اساسی شکست در امتحان عدم آشنایی دانش آموزان با شرایط و نحوه برگزاری امتحان است. ترس دانش آموزان از شکست در امتحان همچنین موجب ارتکاب تقلب می گردد.
علل ترک تحصیل :
مطالعاتی که درباره ویژگیهای ترک تحصیل کنندگان صورت گرفته نشان می دهد که آنان نسبت به فارغ التحصیلان ، هویت و تصور از خود نامشخص تری دارند. مشکلات عاطفی نیز در ایشان بیشتر بوده و اطمینان کمتری به ارزش خود دارند. آنان همچنین احتمال بیشتری دارند که نسبت به اقتدار، از هر نوع که باشد، عناد، خشم و بیزاری بیشتری داشته باشند. به علاوه، ایشان از نوعی احساس بیهودگی که سعی در فرار از آن دارند، رنج می برند. همچنین فاقد هدفهای بلند مدت بوده، مایلند در زمان حال زندگی کرده، کمتر نقشه بریزند و در فعالیتهای هدفمند شرکت کنند.
این افراد دنیا را مکانی غیر قابل پیش بینی، فریبکار، متخاصم و جنگجو می دانند. به علاوه،داشتن هدفهای بلندمدت برایشان بی معنی بوده و احتمال می دهند که نقشه هایشان به خطا رفته و محکوم به شکست می باشد. همچنین برای آنان ارتباطات انسانی شکننده، تصادفی، بی برنامه، فاقد گرمی و صمیمیت و استثمارگرانه می باشد.
ضمنا عوامل متعددی در ترک تحصیل و افت تحصیلی تأثیر دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می گردد.
عوامل اقتصادی و اجتماعی- نبودیکی از والدین به ویژه مادر- نداشتن جای مناسب برای مطالعه- مردود شدن- کم آموز بودن- فقدان انگیزه ناسازگاری عاطفی- کمبود محبت - شخصیت دانش آموز ورنجش آنها- عوامل درون خانواده ای از قبیل ناخشنودی والدین از ازدواج با یکدیگر- استانداردهای بسیار سخت یا سهل انضباطی- محافظت بیش از اندازه والدین- مجرم بودن ایشان- دوره های طولانی یا منقطع جدایی فرزند از والدین و ارتباط ضعیف اعضای خانواده با یکدیگر- فقر- بیکاری- الکلیسم -اعتیاد- اختلافات خانوادگی- نبود انضباط و فقدان علاقه والدین به تعلیم و تربیت
● راههای کاهش شکست در تحصیل:
فراهم کردن کمکهای جبرانی برای دانش آموزانی است که قادر نیستند از عهده انجام امور تحصیلی خود بر آیند در چنین حالتی اولین قدم فرصت دادن به دانش آموز است تا موفقیت را هرچند در سطحی پایین تجربه کنند .این امر کمک می کند تا عزت نفس آنان افزایش یافته ونگرش مثبت تری را نسبت به مدرسه کسب نمایند.
تشخیص این نکته که آیا مشکل کودک ناشی از مشکلات اساسی تر شخصیتی است یا خیر اهمیت خاصی دارد زیرا دراین قبیل موارد لازم است تا ابتدا چنین مشکلاتی بر طرف گردد . شواهدی وجود دارد که ناسازگاری در مدرسه وضعف تحصیلی خود معلول عاملهای دیگری هستند .
مثلا وجود رفتارهای ضد اجتماعی که منجر به ایجاد مشکلاتی در رابطه معلم وشاگرد می شود وسرانجام به ایجاد رفتارهای ضد اجتماعی می انجامد در حالی که تجربه وموفقیت اغلب تاثیر مفیدی بر رفتارهای ناسازگارداشته وموجب بهبود امورتحصیلی می گردد .به نوشته سیف (1361)بیان دقیق هدفهای آموزشی ،استفاده از تشویق های کلامی ،بهره گیری از آزمونها ونمرات به منظور ایجاد انگیزش ،ارایه محرکهای جالب وتازه ،ارایه مطلب از آسان به مشکل ،پرهیز از ایجاد رقابتهای نامناسب در بین دانش آموزان ،استفاده از روشهای متنوع تدریس می تواند به معلمان در ایجاد انگیزه در دانش آموز کمک موثری بنماید .
روش های مختلف ارزشیابی پیشرفت تحصیلی
خودارزیابی در آموزش
خودارزیابی به معنای آن است که دانش آموزان در امر ارزشیابی دخالت داده شوند و یاد بگیرند که به خود ارزشیابی بپردازند. در این زمینه معلمان باید فرصت هایی را برای دانش آموزان فراهم آورند تا آن ها بتوانند با انگیزه لازم ارتباط مشارکت جویانه ای نیز با معلم برقرار نمایند. خودارزیابی دانش هرچند هم که نتواند مطابق واقعیات صورت گیرد، اما در ایجاد جلب اعتماد بیش تر دانش آموزان به معلم و تقویت حس اعتماد به نفس در آن ها و احساس فضای مطلوب و به دور از هیجان و اضطراب زیان بار در امر ارزشیابی فوق العاده موثر خواهد بود، ضمن آن که این رویکرد متضمن نوعی آموزش و یادگیری غیر مستقیم نیز می باشد. خودارزیابی دانش آموزان به شیوه های متنوعی می تواند صورت گیرد.
از جمله تهیه سوالات پیشنهادی دانش آموزان برای امتحان که در واقع انعکاسی از علایق و توانایی های دانش آموزان نیز خواهد بود. در تکمیل این روش معلم باید با بررسی سوالات و جرح و تعدیل آن ها، مناسب ترین سوالات امتحانی را طراحی کند، به گونه ای که دانش آموزان پس از مواجهه با آن ها احساس نمایند که در واقع خود آن ها عوامل ارزشیابی بوده اند.
روش دیگر این که معلم با تهیه سیاهه رفتارهایی مناسب که در اختیار دانش آموزان قرار می دهد، از آن ها بخواهد که هر یک از آن ها براساس مندرجات، سیاهه خود را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهند تا بدین گونه به دانش آموزان فرصت تامل و تعمق در رفتارها و اعمالشان را داده باشد. بدیهی است نحوه عملکرد دانش آموزان در هر یک از این روش ها می تواند بازخورد مناسب و قابل توجهی را برای ارزشیابی های معلم از دانش آموزان فراهم آورد.
اغلب معلمان وقتی که به ارزشیابی شاگردان می اندیشند، فکرشان متوجه تعریف محدود انواع آزمون های کتبی و سوالات امتحانی می شود، ولی باید به خاطر داشت که بسیاری از ارزش گذاری های ما براساس مشاهده فعالیت هایی است که شاگردان در درون مدرسه انجام می دهند. مثلا هنگامی که وقت شناسی، انجام مطلوب فعالیت های آموزشی و یا احساس عدم امنیت شاگردی را در مقایسه با شاگردان دیگر می سنجیم، یا درباره حس همکاری آنان در فعالیت های آموزشی قضاوت می کنیم، یا ابتکار شاگردی را در حل مسائل جدید می ستاییم، همه و همه ارزشیابی هایی هستند که بر مشاهدات رفتار شاگردان در درون مدرسه و موقعیت های آموزشی استوار است. لذا اگر معلم خود را از قید ارزشیابی های کتبی و شفاهی معمول برهاند و روش های ارزشیابی را با روش های مختلف، عمق و محتوا ببخشد، بیش تر می تواند به اعتبار روش ارزشیابی خود متکی باشد و به آن اطمینان کند.
با توجه به مطلب گفته شده و انواع تغییراتی که در حیطه های مختلف یادگیری به وجود می آید، حداقل چهار روش ارزشیابی به شرح زیر پیشنهاد می شود که در این مقاله به شرح مورد اول خواهیم پرداخت.
1- ارزشیابی از طریق مشاهده
2- ارزشیابی از طریق انجام دادن کار
3- ارزشیابی از طریق آزمون شفاهی
4- ارزشیابی از طریق آزمون کتبی
ارزشیابی از طریق مشاهده
وقتی که از طریق مداخله حواس و به خصوص مشاهده، درباره رفتار و یا عمل معین یک فرد به بررسی و داوری بپردازیم، به روش مشاهده پرداخته ایم. مثلا هنگامی که واکنش دانش آموزی را در برابر دانش آموز زمین خورده ای می بینیم یا حالت بی تفاوتی او را در مقابل یک صحنه یا یک فعالیت آموزشی مورد بررسی قرار می دهیم و به قضاوت می نشینیم، در واقع از روش مشاهده استفاده کرده ایم.
انواع مشاهده
روش مشاهده ممکن است از جنبه های مختلف ممکن است مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
الف)مشاهده از لحاظ تعمق و دقت - در جریان ارزشیابی، ممکن است مشاهده به صورت سطحی و یا عمقی انجام گیرد. در مشاهده سطحی، تکیه بر شناخت صفات ظاهری رفتار است. اما در مشاهده عمقی کوشش بر آن است که حقایق درونی فرد کشف شود.
ب) مشاهده از لحاظ خارجی یا داخلی بودن - اگر به مشاهده رفتار فرد در موقعیت های طبیعی بپردازیم، دو امکان وجود دارد: یا می توانیم از طریق مشاهده رفتارهای فرد در حین عمل خصایص او را ثبت کنیم و بعد بخواهیم به اظهار نظر و داوری درباره آن بپردازیم و یا آن که از خود فرد بخواهیم درباره مشخصات و خصوصیات خود، آن چنان که درک می کند گزارشی بدهد. بدین ترتیب دو تصویر کاملا متفاوت که یکی از خارج و دیگری از داخل تهیه شده است به دست می آید.
ج) مشاهده از لحاظ موقعیت - مشاهده ممکن است در موقعیت طبیعی صورت گیرد، یعنی می توان شاگرد را در وضع و موقعیت عادی خود مورد بررسی قرار داد. مثلا مجموعه فعالیت های دانش آموز در حیاط مدرسه و درون کلاس. مانند جهیدن، بازی کردن، همکاری کردن، تمرین های مختلف را حل کردن و غیره مورد مشاهده قرار می گیرد و ثبت می شود. ممکن است شاگرد یا شاگردان را در موقعیتی که برایشان به وجود آورده ایم بدون آن که خود آن ها از آن مطلع باشند، مورد مشاهده قرار دهیم. به چنین مشاهده ای مشاهده در موقعیت تصنعی گفته می شود.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 18 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

پرورش کرم ابریشم با ظرفیت 400 جعبه در یک دوره با امکان اشتغال زایی برای 8 نفر
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 165 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
مقدمه:
ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﺸﺮ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻼﺵ ﮐﺎﻭﺷﮕﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻃﻲ ﻗﺮﻧﻬﺎﻱ ﻣﺘﻤﺎﺩﻱ ﺻـﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﻪ نسلهاﻱ ﺑﻌﺪ ﻭ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﺁﻥ،ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﮐﻨﻮﻧﻲﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻳﻦﺩﺍﻧﺶ ﻭﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﺧﺼﻠﺖ ﺍﻓﺰﺍﻳﺸﻲ وگسترش ﻳﺎﺑﻨﺪﻩ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﺍﺳﺖ؛ﻳﻌﻨﻲﺩﺭﻫﺮﻣﻘﻄﻊ ﻭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗارﻳﺨﻲﺍﺯﺯﻧﺪﮔﻲﺑﺸﺮ،ﻣﻌﻠﻮﻣﺎﺕ ﺟﺪﻳﺪﻱ ﺣﺎﺻﻞ ﮔﺮﺩیده که بر ﻣﻌﻠﻮﻣـات قبلی اﻭ ﺍفزﻭﺩﻩ ﺷـدهﻭاین ﺭﻭﻧد ﺗﺎﺭیخی همچنان ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ.ﺍﻣا این ﺭﻭﻧﺪ،شتاب و سرﻋﺖ ﻳکنواختی ﻧﺪﺍﺷته ﺯیرا ﺩﺭ ﺑﻌضی ﺍﺯ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻥ ﺯﻳﺎﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﮐﻨﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.بااین حال دانش ﻭ ﻣﻌﺮﻓت ﺑﺸﺮﺩﺭﺩﻭﺭﻩﻫﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮﺗﺎﺭیخی بویژه بعدازرنسانس افزاﻳش چشمگیری ﭘیدا نمـﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻗـرن ﺍﺧﻴر ﺍﺯ ﮔسترش بیﺳﺎﺑﻘﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
منشآﺗﻼﺵ ﮐﺎﻭﺷﮕﺮﺍﻧﻪ ﺑﺸﺮ ﺑﺮﺍﻱﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑـﻪ ﻣﻌﻠﻮﻣـات ﺑـﻴشتر را عوﺍﻣلیﻧﻈـﻴﺮ ﻧـﻴﺎﺯ ﻓﻄرﻱ انسان به دانستن,ونیز تامین نیازهای زندگی او تشکیل می دهد.این عوامل همواره به عنوان موتور محرکه کسب معلومات بشر عمل کرده اند.بنابراین,بشر به دلیل نیاز به ارضای کنجکاوی و آگاهی از رموز جهان,ونیز به دلیل نیاز به رفع احتیاجات زندگی که میبایست از طبیعت ومواهب خدادادی ان تامین گردد,ناچار بوده هر چه بیشتر بداند وهر چه زیادتر اطلاعات خود را گسترش دهد[وبنوعی به تحقیق مبادرت ورزد؛که البته هیچگاه تحقیقات ونتایج حاصل از ان ,از آفت سوء تفسیر در مان نبوده است] (حافظ نیا،1380 ،ص 10)
پافشاری بر پژوهش تجربی یکی از راه های پیشگیری از سوء تفسیر وبرداشت ذهنی است.تجربه گرایی در گام نخست ,بر پایه مدارک محسوس مبتنی بر مشاهده دقیق وعینی است که در خلال زمان معینی یا در مراحل تجربی مشخصی رخ میدهد.پژوهشگر بر باورهای نخستین خود و همچنین بر باورها و مدارک دیگران تکیه نمی کند.بلکه مدارکی خارجی را که امکان رخ دادن انها را باور دارد,گرداوری و فراهم می سازد.پژوهشگری که روش علمی را دنبال میکند,نخست ساختاری نظری را بوجود می اورد که به تشریح رفتار کمک میکند و سپس درستی و نادرستی فرضیه های خود را بوسیله آزمایش تجربی محقق می سازد.(عبدالخلیق وآجین کیا،1379،ص10-9)
بسیار مهم است که محقق در هر پژوهشی که انجام می دهد,دو نکته زیر را همواره در ذهن خود همراه داشته باشد:
1- در هر یک از شاخه های علمی همواره دو مقام وجود دارد :مقام گر داوری و مقام داوری . مقام گرداوری,بدست اوردن مواد خام است و مقام داوری,داوری کردن درباره آن مواد خام. نتیجه ای که می توان گرفت این است که در حقیقت شیوه گرد اوری چندان مهم نیست و انچه که در هر دانشی اهمیت دارد شیوه داوری است و اساسا مراد از روش علمی همان روش داوری است . (سروش،1374،ص94-93)
2-برای حصول نتیجه از دو راه می توان رفت:راه دلیل و راه علت.در عرصه طبیعت ,علت ما را به نتیجه می رساند و در عرصه معرفت دلیل.علت هیچگاه جای دلیل را نمی گیرد و با معلل کردن امری نمی توان آنرا مدلل نیز نمود واین دو هیچگاه نباید در هم آمیخته گردند.(همان منبع، ص368-367) ریشه تحقیقات حسابداری در مجموعه ای متداول از مفروضاتی قرار دارد که در باره علوم اجتماعی و جامعه می باشند و موجب بحث های سالمی که بر میزان درک ما درباره حسابداری می افزاید,شده است.
جریان اصلی تحقیقات حسابداری,خود را در مسیری می بیند که بین دو جریان علوم اجتماعی و طبیعی پیش می رود.در این فرایند,حسابداری بر مفروضاتی استوار است که برای توجیه علمی از روش قیاسی استفاده می کند و این مفروضات باید تایید شوند. بازل علم را به صورت یک مجموعه منظم و طبقه بندی شده از دانش,که حول یک یا چند تئوری مرکزی و تعدادی از اصول کلی سازمان یافته است تعریف می نماید.علم از دیدگاه وی معمولا بر حسب مقادیر کمی بیان می شود و دانشی است که امکان پیش بینی را فراهم می اورد و توسط ان و تحت برخی از شرایط می توان بر رویدادهای اینده کنترل هایی اعمال کرد.حسابداری دارای شاخص های مذکور می باشد.بدین معنا که حسابداری پدیده ای متمایز از پدیده های دیگر است و در بر گیرنده همگونی ها,همانندی ها و نظام هایی است که به رابطه تجربی بین مطالب تعمیم یافته رسمی,مفاهیم,اصول,قوانین و تئوری ها می انجامد.تردیدی نیست که حسابداری را یک رشته علمی به حساب اورد. اگر کسی به موضوع وحدت در علم استفاده نماید,یک رشته علمی منحصر به فرد را می توان در مورد حسابداری و سایر علوم بصورت یکسان بکار برد.
در بین موضوعات حسابداری و از دیدگاه تئوری رفتاری حسابداری ,پدیده هموارسازی سود در رویکرد رفتاری,موضوعی قابل تامل است.افزون بر ان در عمل نیز حسابداران,حسابرسان و تحلیلگران مالی در فرایند گزارشگری مالی به نوعی با این پدیده وپیامدهای ان مواجه می باشند.شناخت ابعاد مختلف ابعاد رفتار هموارسازی سود در راستای شناسایی ویژگیها و محدودیتهای سود حسابداری قرار می گیرد .در صورت امکان ارائه یک چارچوب نظری برای این پدیده ,محتمل است که بتوان به پیشرفتی در زمینه کیفیت گزارشگری سود یافت.(جهانخانی و بدری،1381،ص50)
در چند سال اخیر عبارت مدیرت سود جایگزین هموارسازی سود گردیده است.از این جهت مدیریت
سود در کانون توجه قرار گرفته است که مدیریت می تواند در تهیه خلاصه ای از عملکرد شرکت اعمال نفوذ نموده و اهمیت خود را نشان دهد.مدیریت سود از دیدگاه دخالت هدفمند در فرایند گزارشگری مالی برون سازمانی ,همواره مورد توجه قرار دارد .راه های زیادی که در اجرای سیستم تعهدی و بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری پیش روی مدیریت قرار دارد و اینکه مدیریت قادر است در این سیستم دست ببرد,می تواند بر فرایند مدیریت بالقوه سود اعمال نفوذ نماید.سیستم تعهدی به مدیریت این امکان را می دهد که بر سود اعمال مدیریت و تعدیل نماید تا در هر سال به سطحی مطلوب دست یابد.مدیریت سود می تواندموجب انگیزه مدیرانی شود که نسبت به بالا بودن سود سالانه شرکت و نمایش قدرت نمایندگی ابراز علاقه می نمایند.
به همین دلیل موضوع هموارسازی سود یا مدیریت سود عنوانی است که در سالهای اخیر توجه محققین حسابداری و مالی بسیاری را به خود جلب نموده است؛اما اینکه این پدیده چیست و چگونه با میزان پاداش هیئت مدیره شرکت مرتبط می باشد,موضوعاتی است که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرند.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
صورتهای مالی بعنوان وسیله ای جهت گزارشگری و ارائه نتایج نمایندگی برای مدیریت در مورد عهده دار بودن منابع شرکت می باشد.این گزارش جهت پشتیبانی در مورد وضعیت مالی,عملکرد مالی و جریان وجوه نقد تهیه می گردند. مادامی که سهامداران هیچگونه دسترسی به اسناد و مدارک حسابداری نداشته باشند جهت قضاوت و تصمیم گیری می بایست به صورتهای مالی اتکا نمایند. به همین دلیل مدیران به گزارش اطلاعات حسابداری بطور مفید در صورتهای مالی مبادرت می ورزند. با ظهور انواع خلاقیت و هنرورزی در حسابداری ,مدیران برای بهتر جلوه دادن گزارشها ی خود,قادر به تغییر در چهره صورتهای مالی تحت استاندارد های حسابداری گشته اند که یکی از مهمترین و رایجترین این پدیده ها,هموارسازی سود نام دارد.
در این فصل پس از بیان اهمیّت موضوع به تعریف و بیان مسئله می ¬پردازیم و در ادامه مدل تحلیلی تحقیق، اهداف و قلمرو تحقیق و به متغیرهای مورد مطالعه تحقیق اشاره کرده وهمچنین در ادامه فرضیه های تحقیق و در آخر هم روش تحقیق، تعاریف عملیاتی و ساختار کلی تحقیق را آورده است.
2-1تاریخچه مطالعاتی
هپ ورث (1953)اولین کسی بودکه پیشنهاد هموارسازی را به عنوان یک مورد حسابداری مطرح نمود.او مزیت های هموارسازی را که شامل منافع و بهبود روابط یا اعتباردهندگان،سرمایه گذاران و کارگران می باشدرا بیان نمود.هپ ورث هیچ گونه آزمون تجربی انجام نداد و صرفا تحقیقاتی چند برای تکنیک های احتمالی هموارسازی در صنایع مختلف آمریکاانجام داد که عبارتند از:دستکاری در درامد به منظور انتقال درامدبه سال های آتی با روش قیمت گذاری موجودی ها،روش های محاسبه استهلاک و دارائی های نامشهود.او اظهارمی داردکه سرمایه گذاران جریان سود پایدارترکه فارغ ازصعودونزول های تصادفی بزرگ باشدرا ترجیح می دهند.
-کاپلند (1968)اولین کسی بودکه گروهی ازمتغیرهای احتمالی هموارسازی را تحلیل کرد.به عقیده او طرح موثر هموارسازی نبایدمقدم به اصل ثبات رویه باشد.اوهموارسازی رابه عنوان تعدیل نوسانات سوداز یک سال به سال دیگرمی داندکه در ان سال سود کمتر وعملکرد ضعیف تر است.
اعمالی که یک بار استفاده شده،شرکت را متعهدبه گزارش دهی مبالغ خالص در اینده می کندکه ممکن است سودجاری را هموار سازد.کاپلند آنچه را که به عنوان نتیجه نهایی تحقیق خودبیان می دارد این است که طول مدت سری زمانی در طبقه بندی صحیح موثراست ولی تعدادمتغیرها تاثیر چندانی به شرط آنکه متغیر تکی انتخابی سود دریافتی از واحدهای وابسته غیر تلفیقی باشد ندارد.متغیرهایی که او در تحقیق خود استفاده کرد عبارتند از:هزینه ها یا درامدهای غیرمترقبه،دارایی های مشهود و نامشهود،هزینه های بازخریدخدمت و بازنشستگی کارکنان،تغییرات در هزینه های معوق.
احسان عسگری(1387) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که رابطه بین هموارسازی سود و ثروت سهامداران در بازار سرمایه ایران معنادار و مثبت است؛به عبارت دیگر بیانگر این است که با افزایش هموارسازی سود سود،ثروت سهامداران نیز افزایش می یابد.همچنین نتیجه اعمال دو متغیر کنترلی در مدل تحقیق(تغییرات نرخ تورم و تغییرات شاخص کل بورس اوراق بهادار)بیانگر این است که رابطه بین تغییرات نرخ تورم و تغییرات شاخص کل بورس اوراق بهادار با ثروت سهامداران،معنادار و منفی است؛یعنی با افزایش تغییرات در این دو متغیر،ثروت سهامداران کاهش می یابد.
نتایج آزمون فرضیات تحقیق علیرضا جوادی نشان میدهد که هموارسازی سود توسط دو شاخص ایکل و روزن بوم شناسایی می گردند،در نمونه مورد مطالعه وجود دارد.آزمون T نیز بیانگر عدم وجود رابطه معنادار بین هموارسازی سود و اندازه شرکت می باشد.جهت آزمون تاثیر هموارسازی سود بر افزایش ارزش شرکت از چهار مدل رگرسیون دو متغیره استفاده شده است.نتایج حاصل از تست این مدلها بیانگر عدم تاثیر عامل هموارسازی بر افزایش ارزش شرکت می باشد.( جوادی،1386،52)
ونوس و همکاران (1385)،هموارسازی سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را با استفاده استاندارد حسابداری شماره15 ایران(حسابداری سرمایه گذاری ها) مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیق حاکی از ان است که اگرچه استفاده از این ابزار جهت هموارسازی سود به طور گسترده ای وجود ندارد،ولی هموارسازی سود با این وسیله در شرکت هایشان غیر صفر بوده است مشاهده می شود.
قیطاسی و کریمی(1390) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که بین هموارسازی سود و عدم اطمینان اطلاعاتی واحد تجاری در سطح اطمینان 95%رابطه منفی معنادار وجود دارد؛ضریب تعیین تعدیل شده نشان می دهد که اقلام تعهدی اختیاری به عنوان معیار هموارسازی سود نسبت به اقلام تعهدی کل،توانایی بیشتری در توضیح عدم اطمینان اطلاعاتی واحد تجاری دارند.
3-1 بیان مسئله
عملکرد و رویه های حسابداری طی قرنهای متمادی تغییرات قابل ملاحظه ای داشته و موجب تکامل حسابداری از ثبت نسبتا ساده در دوران باستان تا سیستمهای حسابداری کامپیوتری و پیچیده امروزی شده است. اما در جریان این تغییرات و تحولات, هدف نهایی حسابداری که همانا تامین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان خدمات حسابداری یا به اصطلاح گزارشگری مالی است,بدون تغییر باقی مانده است. به بیان دیگر,مفاهیم, اصول,قواعد و رویه های حاکم بر عملکرد کنونی حسابداری در واقع باز تاب نیاز های گروههای مختلف استفاده کننده از اطلاعات حسابداری و گزارشهای مالی در طول زمان می باشد(عالی ور،1387،ص.1).گزارشهای مالی به فرایندی اطلاق می گردد که مدیران یک شرکت ,اطلاعات لازم را تهیه و به استفاده کنندگان برون سازمانی ابلاغ می نمایند.
این فرایند تحت تاثیر سه عامل قرار دارد : نیازهای اطلاعاتی مخاطبان گزارشات مالی,محیط اقتصادی و مقررات حاکم بر گزارشگری.
نکته قابل تامل این است که گزارشدهی مالی همواره معلول نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان بوده و بنابراین با تغییر نیازهای اطلاعاتی انها,دستخوش تغییر خواهد شد(تالانه،1383،ص29). اما خود استفاده کنندگان اطلاعات مالی به کسانی اطلاق میشود که انتظار می رود در مورد اطلاعات مالی گزارش شده قضاوت کنند یا بر مبنای ان,تصمیماتی را اتخاذ نمایند. گروههای مختلف استفاده کننده از اطلاعات مالی بدلیل مناسبات متفاوتی که با واحد تجاری دارند ,غالبا نیازمند انواع متفاوت اطلاعات نیز می باشند.بطور کلی, استفاده کنندگان اطلاعات مالی را میتوان به دوگروه استفاده کنندگان داخلی و خارجی طبقه بندی نمود. ان بخش از حسابداری که با پردازش و گزارش اطلاعات مالی برای تامین نیازها و خواستهای استفاده کنندگان خارجی سروکار دارد.اصطلاحا گزارشگری مالی خارجی نامیده می شود. از انجاییکه این گروه از استفاده کنندگان نمی توانند مستقیما اطلاعات مالی مشخصی را از واحد تجاری خواستار شوند,ناگزیر باید بر صورتهای مالی,با توجه به کلیه اهداف,مفاهیم, ویژگیها ومحدودیتهای آن اتکا نمایند (عالی ور،1387،ص3).
درتهیه صورتهای مالی,حسابداران ناگزیر از روشها و رویه های مختلف و مجاز حسابداری بهره می جویند که افزایش روز افزون این رویه ها موجب گردیده است که نتوان به راحتی صورتهای مالی شرکتهای مختلف را با هم مقایسه نمود.استفاده از رویه ها و سیاستهای مختلف و تغییر در روشهای مذکور,تحت اصول و موازین حسابداری توسط شرکتها, گاه به یک خلاقیت و هنر می نماید.نقطه نظر نویسندگانی که حسابداری را به هنر نزدیکتر می دانند این است که حسابداران با توجه به چگونگی تعریف اهداف ,طیف گسترده ای از روشهای اندازه گیری را بکار می گیرند(شباهنگ ،1382،ص26).
دراین تحقیق به یکی از شایعترین و رایجترین خلاقیتها و هنرورزی های حسابداری به نام هموارسازی سود وبررسی رابطه بین میزان پاداش هیئت مدیره وهموارسازی سود پرداخته می شودودر حقیقت ما در این تحقیق به دنبال پاسخ این سوال که,آیا میزان پاداش هیئت مدیره تحت تاثیر هموارسازی سود می باشد یا خیر؟
هموارسازی سود به نوع خاصی از مدیریت سود اطلاق می شود که در آن مدیر به کاهش نوسانات سود بطور موقتی جهت ارائه آن بصورت با ثبات تری مبادرت می ورزد.به بیان دیگر اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت هزینه ها و درآمد ها یا انتقال آنها به سالهای بعد در چارچوب انعطاف پذیر اصول و روشهای متداول حسابداری بطوری که باعث شود شرکت در طول چند سال متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد را هموارسازی سود می نامند.
وقتی سهام شرکت در بورس نسبت به شرکت های مشابه ارزش بیشتریداشته باشد مدیران توقع دریافت پاداش بیشتری دارند.بیدلمن هموارسازی سود را به بهترین شکل تعریف می نماید:اقدام آگاهانه ای برای کاستن از نوسانات ناشی از تغییر در سطح سود خالص به گونه ای که در زمان کنونی برای شرکت عادی جلوه کند. هی ورث بعنوان یکی از نخستین محققین این رفتار ,انگیزه هموارسازی سود را بر پایه بهبود رابطه با اعتبار دهندگان و کارکنان قرار می دهد و بیان می دارد که این عمل از طریق اقدامات روان شناسانه می تواند چرخه ها نوسانات تجاری راکاهش دهد.
هموارسازی سود در دهه های اخیر یکی از مهمترین موضوعات مورد علاقه محققین حوزه مالی و حسابداری بوده است. در اغلب مطالعات ,این عمل یک رفتار متقلبانه و غیر اخلاقی صورت گرفته توسط مدیریت تلقی گردیده است.این بررسی ها همچنین فرضیات مبنی بر دخالت مدیران در هموارسازی سود را حمایت می نماید.
4-1 چهار چوب نظری تحقیق
جولیا گرانت در تحقیقی که در سال 2009 انجام داد در موردریسک پاداش هیئت مدیره و هموارسازی سود انجام داد که 7000 شرکت را بصورت سالانه مورد بررسی قرار داد;نتایج نشان داد که یک رابطه مثبت و معنادار بین میزان پاداش هیئت مدیره و هموارسازی سود وجود دارد.
کاناگارتنام در تحقیقی که در سال 2001در کشور کانادا در مورد میزان پاداش مدیران وهموارسازی سود انجام داد یافته های بدست امده از بانکهای این کشور نشان می دهد که رابطه مثبتی بین این دومتغیر وجو دارد ومیزان پاداش هیئت مدیره در سطح هموارسازی سود تاثیر گذاراست.
نتایج تحقیقات انجام شده دراین مورد حاکی از ان است,زمانی که شرکت ها سودهموار گزارش می کنند مالکان اطمینان بیشتری به شرکت پیدا می کنند.گوردون در تحقیق خود دریافت مدیران با استفاده از قواعد حسابداری سود راهموار وبا این کار موجب رضایت سهامداران می شوند.
همچنین بوث,کالانکی و مارتین کی نن اعلام کردند شرکت های هموارساز بازده مورد انتظار بیشتری از سود غیر منتظره نسبت به شرکت های غیر هموار ساز دارند.
درنتایج تحقیق میچلسون وهمکارانش اثر هموارسازی عاملی موثر بر بازده های غیر عادی شرکت هاست, وبازار به سودهای هموار پاسخ مثبت می دهد.
مدل تحلیلی تحقیق
نمودار1-1:مدل تحلیلی تحقیق
منبع:(جولیا گرانت ،2009-کاناگارتنام ،2001)
5-1- فرضیات تحقیق
با توجه به تئوریهای موجود و پیشینه تحقیق فرضیاتی بشرح زیر قابل ارائه می باشد:
فرضیه اصلی: هموارسازی سود برمیزان پاداش هیئت مدیره شرکتها تاثیر گذار است.
فرعی1:هموارسازی سود برمیزان پاداش هیئت مدیره با توجه به اندازه شرکت تاثیرگذار است.
فرعی2: هموارسازی سود برمیزان پاداش هیئت مدیره باتوجه ROAتاثیرگذاراست.
فرعی3: هموارسازی سود برمیزان پاداش هیئت مدیره با توجه بهDividend Yield تاثیرگذاراست.
فرعی4:تاثیر هموارسازی برمیزان پاداش هیئت مدیره در صنایع مختلف متفاوت است.
فرعی5: هموارسازی سود بر میزان پاداش هیئت مدیره درصنعت خودرو و فلزات تاثیرگذار است.
فرعی6:هموارسازی سودبرمیزان پاداش هیئت مدیره درصنعت کانی های غیرفلزی تاثیرگذار است.
فرعی7:هموارسازی سودبر میزان پاداش هیئت مدیره در صنعت شیمیایی ودارویی تاثیرگذاراست
6-1- اهداف تحقیق
در تحقیق حاضر به بررسی وجود هموارسازی سود وارتباط ان با میزان پاداش هیئت مدیره پرداخته می شود. لذا هدف از این تحقیق را می توان پاسخگویی به سوالات ذیل بر شمرد:
1-آیا در بازار سرمایه ایران هموارسازی سود بر میزان پاداش هیئت مدیره تاثیر گذار است؟
2-هموارسازی سود چه عملکردی را در شرکت ها بر جای می گذارد؟
3-آیا هموارسازی سود در افزایش میزان پاداش هیئت مدیره نقشی دارد؟
تایید وجود پدیده هموارسازی سود در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نتیجه ای طبیعی و قابل پیش بینی و منطقی است که مدیران از انگیزهای قوی برای دست زدن به این عمل برخوردارند.نتیجه اثبات وجود این پدیده در بازارهای کارا (که سرمایه گذاران از اطلاعات مالی بعنوان اصلی ترین منبع برای تصمیم گیری بهره می جویند) و حتی بازارهای با کارایی در حد ضعیف موجب تحت تاثیر قرار گرفتن نوع تصمیمات اتخاذ شده توسط سرمایه گذاران خواهد شد و استفاده کنندگان از صورتهای مالی از این موضوع آگاهی پیدا می کنند که با سود های هموار شده روبرو می باشند.با توجه به کاربردی بودن نتیجه پژوهش در شرکت های بورسی اوراق بهادار تهران نتیجه این تحقیق می تواند کمک قابل توجهی را در زمینه عملکرد مدیران داشته باشد و همچنین ارائه اطلاعات واقعی به استفاده کنندگان از اطلاعات مالی داشته باشد.یعنی در واقع اطلاعات بسیار مفیدی برای سرمایه گذاران و سهامداران در بورس اوراق بهادار می دهد.
7-1- اهمیت موضوع
سیاستهای حسابداری بر بسیاری از تصمیمات استفاده کنندگان صورتهای مالی تاثیر گذار است .بخشی از این سیاستها موجب تغییر ثروت اقتصادی یا جریانهای نقدی استفاده کنندگان از صورتهای مالی می شود؛ برخی دیگر نیز بر رفتار افراد مانند مشتریان,کارکنان و مردم عادی نسبت به شرکت اثر می گذارد که این اثرات خود می تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد. نتایج اقتصادی حاصل از سیاستها و رویه ها ی مختلف حسابداری در طیف استفاده کنندگان اطلاعات مالی متفاوت است. سیاستهای متفاوت حسابداری برای یک سرمایه گذار یا بستانکار ,بر تصمیمات مالی شان تاثیر گذار خواهد بود,در مورد واحد تجاری به سبب افشای اطلاعات می تواند به تغییر در قیمت سهام آن شرکت منجر گردد و به برنامه تخصیص منابع از سوی دولت کمک نماید.این واقعیت که بسیاری از قراردادها ,روابط سهامداران و مفاد قراردادهای وام ,اغلب بر حسب اعداد حسابداری یا نسبت های مالی ارائه می گردند,می تواند بدین معنی باشد که تغییر در سیاستهای حسابداری بر استنباطی که دیگران از این اعداد ونسبتها دارند تاثیر گذار خواهد بود.همین امر باعث می گرددکه روابط اقتصادی ,نسبت با انچه در ابتدا مورد انتظار بوده است متفاوت جلوه کند. بعنوان نمونه,سرمایه ای تلقی کردن اجاره های بلند مدت می تواند بر نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام اثر گذاشته ,روابطی که به این نسبت بستگی دارند را نیز تغییر می دهد .
در خصوص دلایل انتخاب این سیاستها ,طیف غالب فکری موجود,اولویت گزینش رویه های متفاوت حسابداری توسط مدیران را به همسویی با منافع شخصی انها نسبت می دهد. حقوق و پاداش مدیرانی که بر مبنای سود گزارش شده گذارده می شود بعنوان عاملی جهت تعیین و یا تغییر در سیاستهای حسابداری در جهت افزایش پاداش و در نتیجه افزایش منافع شخصی مدیران خواهد بود. با این شیوه استدلال و اگاهی از این نتایج است که پژوهشگران در صدد آزمون تجربی در خصوص نتایج اقتصادی سیاستهای حسابداری بر می آیند و آزمون وجود هموارسازی سود نیز در ردیف همین پژوهشها قرار می گیرد.
8-1- حدودمطلعاتی
قلمرو موضوعی: در این تحقیق به بررسی رابطه بین میزان پاداش هیئت مدیره وهموارسازی سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران پرداخته است.
قلمرو زمانی:این تحقیق شرکتهایی را در بر می گیرد که در دوره 5 ساله 1384 الی 1388 عضو سازمان بورس اوراق بهادار تهران بوده اند.
قلمرو مکانی: کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در کانون توجه قرار دارد.
9-1- تعاریف واژه ها و اصطلاحات
هموارسازی سود:این الگو رایج ترین نوع مدیریت سود می باشد که تعاریف مختلفی از ان شده است:
به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینه ها و درامدها و با به حساب گرفتن هزینه ها یا انتقال انها به سالهای بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده بر خوردار باشد. (عسگری ،1387 ،11)
-هموارسازی سود,فرایند دستکاری زمان شناسایی در امد ها یا درامد گزارش شده است تا جریان سود حسابداری گزارش شده,تغییر کمی داشته باشد,مادامی که درامد گزارش شده رادر بلند مدت افزایش ندهد.(همان منبع،11)
-عمل آگاهانه وانتخاب شده توسط مدیریت به منظورتنظیم نوسانات سودشرکت.( همان منبع ،7)
مدیریت سود :اقدام آگاهانه و عامدانه جهت کاهش نوسانهای سود گزارش شده در طول دوره های متوالی در حول سطحی از سود که سطح عادی(نرمال) سود شرکت نامیده می شود تعریف شده است.(حسینی،8،1389)
تئوری نمایندگی:بطور خلاصه به معنای وجوداحتمال بهره گیری مدیریت از اختیارات خود جهت افزایش منافع شخصی بدلیل وجود فاصله مدیریت و مالکیت می باشد.(جوادی ،18،1386)
شرکت های هموارساز سود :شرکت هایی که به صورت واقعی یا ساختگی,نوسانات سود را طی چند دوره متوالی در حول سطحی نرمال نامیده می شود تعدیل می کنند. (عسگری ،11،1387)
شرکت های غیرهموارساز سود :شرکت هایی که نوسانات قابل توجهی در سود گزارش شده انها طی دوره های متوالی ملاحظه نمی گردد. (همان منبع ،11)
سودناویژه :تفاوت درامد خالص حاصل از فروش کالا و بهای تمام شده کالای فروش رفته. (همان منبع، 11)
سود عملیاتی :مابه التفاوت سود ناویژه وهزینه های عملیاتی. (عسگری ،11،1387)
سود ویژه :تفاوت کلیه در امد ها و هزینه های یک موسسه را در طی یک دوره مالی (درامدها بیشتر از هزینه ها با شند)سود ویژه می نامند. (همان منبع ،11)
فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق
1-2 مقدمه
دراین فصل،در بخش اول مفهوم سود،تعاریف هموارسازی سود،مختصات تئوریک هموارسازی سود،رویکرد های مطالعه هموارسازی سود،وظایف مدیریت در هموارسازی سود،ماهیت هموارسازی سود،جایگاه هموارسازی سود، تاریخچه هموارسازی سود، تئوری نمایندگی و هموارسازی سود، انگیزه های مدیریت از هموارسازی سود، انگیزه های مالیاتی، تغییرات در مدیریت ارشداجرایی، ابزار های هموارسازی سود، خصوصیات ابزارهای هموارسازی وملاحظات منفعت و هزینه، گستره هموارسازی، اجزای هموارسازی سود، جمع اوری شواهد جهت اثبات، شاخص ایکل، هدف و مقصود هموارسازی سود، ابعاد و جوانب هموارسازی سود، سازو کارهای جلوگیری از هموارسازی سودوروش های هموارسازی سود، مورد بررسی قرار می گیرد. دربخش دوم به بررسی پیشینه تحقیق درمورد هموارسازی سود و پاداش پرداخته خواهد شد. به طورکلی تلاش بر آن است که هموارسازی سود و مسائل پیرامونی آن مورد بررسی قرار گیرد.
2-2-بخش اول:ادبیات تحقیق
1-2-2-مفهوم سود
صاحب نظران تعاریف مختلفی از سود داشته اند که هر یک از این تعاریف از ابعاد خاصی به تفسیر سود می پردازند. به همین دلیل ارائه تعریف جامع و کاملی از سود که مورد قبول اکثر صاحب نظران باشد،مشکل به نظر می رسد. دو دیدگاه عمده ای که در خصوص سود وجود دارد، دیدگاه های اقتصادی و حسابداری است.اصولا از دیدگاه اقتصادی سود قابلیت هموارسازی ندارد و لذا در ادبیات هموارسازی سود،سود حسابداری مورد نظر است(آقائی). برخی از تعاریف اقتصاد دانان از مفهوم سود به شرح ذیل می باشد: ) حاجیوند ،1375)
آدام اسمیت اولین اقتصاددانی بود که سود را به صورت افزایش ثروت تعریف نمود.به عبارت دیگر سود رابه صورت مبلغی بیان کرد که بدون برداشت از سرمایه می توان آن را مصرف نمود.
فیشر یکی دیگر از اقتصاددانان،سود را به عنوان مجموعه ای ازرویدادها با وضعیت های مختلف از قبیل لذت ناشی از"سود ذهنی،سود واقعی وسود پولی "تعریف نمود.
لیندان سود را به عنوان منفعت و به شکل لذت مداوم از دارائی های سرمایه ای در طول زمان تعریف نموده است.اقتصادانان تفاوت منفعت و مصرف مورد انتظار را برای دوره ای خاص تحت پس انداز در نظر می گیرند.
صاحب نظران حسابداری تعاریف مختلفی از سود حسابداری ارائه نموده اند:
بلکوئی معتقد است سود حسابداری از لحاظ عملیاتی ،به تفاوت بین درامد های تحقق یافته ناشی از معاملات طی دوره و هزینه های تاریخی مربوط است(بلکوی و رونالد ،1984، 527-545).
طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی و رهنمود های حسابداری) کمیته تدوین رهنمودهای حسابرسی سازمان حسابرسی کشور(اقتصاددانان کلاسیک درامد هر فرد را مبلغی می دانند که آن فرد طی یک دوره معین می توند مصرف کندو در پایان دوره به اندازه آغاز دوره در رفاه باشد. در این تعریف سرمایه به عنوان رفاه تعبیر شده و ارزش ان را می توان از طریق محاسبه ارزش فعلی دریافت های آتی به دست اورد. بر اساس مفهوم اقتصادی درامد به شرح فوق، سود حسابداری حداکثر ارزشی خواهد بود که یک واحد تجاری می تواند طی یک دوره مالی تودیع نماید و انتظار داشته باشد که در پایان دوره به اندازه آغاز دوره در رفاه باشد.
تفاوت بین سود اقتصادی وسود حسابداری، ناشی از روش های اندازه گیری سرمایه است. از نظر حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد زمان و میزان جریانات نقدی و آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، ارزش فعلی جریان سود مورد انتظار آتی واحد تجاری به عنوان مبنای اندازه گیری سرمایه مبنایی علمی نیست و معتقد است که سرمایه را بایستی بر حسب خالص دارایی های واحد تجاری در پایان و آغاز دوره مالی وسرمایه مترادف با خالص دارایی ها در نظر گرفته می شود.لذا اندازه گیری سود،تحت تاثیر مبانی اندازه گیری دارایی ها و بدهی ها بوده و در تعیین سود حسابداری هر چند بیان کننده نتایج فعالیت های حسابداری است،لیکن دائما موردانتقاد قرار گرفته است.برخی از این انتقادات به شرح ذیل است:
-سود حسابداری هنوز به طور روشن،فرموله نشده است.
-مبنای تئوریک مناسبی برای محاسبه و ارائه سود حسابداری وجود ندارد.
-رویه های متداول حسابداری ناهمگن و متفاوتی برای اندازه گیری دوره ای در شرکتهای مختلف مجاز شمرده شده است.
-تغییرات سطح قیمت، مفهوم سود اندازه گیری شده تاریخی را تغییر داده است.
-اطلاعات دیگری غیر از سود حسابداری ممکن است برای سرمایه گذارن و سهامداران در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری مفیدتر باشد.
- مهم ترین هدف استفاده کنندگان از سود، نیاز به تشخیص ارتباط بین سود و سرمایه به عنوان قسمتی از فرایند حسابداری است.سایر اهداف عبارتند از(بلکوی و رونالد) :
- استفاده از سود به عنوان معیاری از کارایی مدیریت
- استفاده از سود تاریخی به عنوان روند آتی شرکت یا توزیع سود سهام
- استفاده از سود به عنوان معیار اندازگیری عملکرد و به عنوان راهنمایی برای تصمیمات آتی مدیریت.
سود اقتصادی نسبت به سود حسابداری به واقعیت های بیرونی نزدیک تر است.لذا هموارسازی سود در این جایگاهی ندارد و انچه در بخش های بعدی در زمینه هموارسازی سود مطرح می گردد در چارچوب مفهوم سود حسابداری است. ( جهانخانی و همکاران ،1381)
اهداف متفاوت گزارشگری سود به تعاریف متفاوتی از سود اشاره دارد و نیز مخاطبان متفاوتی را مورد خطاب قرار داده است. تعاریف ومفاهیم سود را می توان در سه سطح بررسی کرد( یعقوبی،1385) .
الف-مفهوم سود در سطح ساختاری
ب-مفهوم سود در سطح معنایی
ج-مفهوم سود در سطح رفتاری
الف)مفهوم سود در سطح ساختاری
در این سطح،سود بر اساس یک سری قوانینی که عمدتا با پدیده های دنیای واقعی یا انعکاس رفتاری بی ارتباط هستند تعریف می شود.
در این سطح از اصطلاحاتی همانن هزینه، فرض تطابق و ... استفاده می شودکه مشابه و ملموس در دنیای واقعی ندارد و به ناچار باید انها را با قواعد صریح و دقیق تعریف کرد.یعنی سود حسابداری در این سطح خلاصه ای از اقلام مثبت و منفی است که بعضی از انها مفهوم تفسیری ندارند ولو اینکه برای سرمایه گذاران حاوی اطلاعات باشد.
ب)مفهوم سود در سطح معنایی
همان طور که قبلا نیز اشاره شد دو دیدگاه در خصوص سود وجود دارد؛دیدگاه اقتصادی و دیدگاه حسابداری.اصولا سود در دیدگاه اقتصادی را نمی توان هموار نمود،لذا هموارسازی سود در مورد سود حسابداری معنی دار است.حسابداران در تعریف سود از دو مفهوم اقتصادی یعنی رفاه اقتصادی و حداکثر سازی سود استفاده می کنند. تلاش شده است که به سود خالص حسابداری محتوای اقتصادی بخشیده شود،اما باید توجه داشت کار حسابداران محاسبه سود اقتصادینیست،بلکه تهیه اطلاعاتی است که سرمایه گذاران،تحلیلگران و سایر استفاده کنندگان را قادر به محاسبه سود اقتصادی می نماید.
ج)مفهوم سود در سطح رفتاری
مفاهیم رفتاری سود به فرایند تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتباردهندگان مربوط می شود.همان طور که سرمایه گذاران به جریانات تقسیم سود آتی نیازمند هستند،مدیریت نیز به اتفاقاتی که در اینده رخ می دهد نیازمند و علاقه مند است. با گسترش استفاده مدیران از سود به عنوان اهداف تصمیم گیری و کنترل،تنها زمانی می توان بر سود به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری متکی بود که تصمیمات مدیریت بر روش های تخصیص و تطابق بکار رفته جهت اندازه گیری سود بی اثر و یا قابل شناسایی باشد و به عبارت دیگر عمل هموارسازی سود توسط مدیریت و جوانب ان برای استفاده کننده روشن باشد.
برخی حسابداران معتقدند سود خالص تمامی وقایع اقتصادی و سود حاصل از منابع خاص که باید به طرز مناسبی طبقه بندی شود را در بر دارد و برخی دیگر این نظر را رد می کنند.
دیدگاههای دیگری که در مورد مفاهیم سود در بین محققین مطرح است، مفاهیم سود مستمر و سود غیر مستمر است. تفاوت این دو سود برای سنجش کارایی مدیریت مناسب است. فایده این تقسیم بندی این است که سرمایه گذاران بهتر می توانند از رقم سود خالص برای پیش بینی استفاده کنند.
مفهوم دیگری که از سود مطرح است، سود به عنوان ارزش افزوده است. ارزش افزوده در اقتصاد عبارت است از ارزش بازار محصولات یک شرکت منهای ارزش کالاها و خدمات تحصیل شده از سایر واحدهای تجاری. بدین ترتیب که همه کارکنان ، مالکین، بستانکاران و دولت هر یک به نحوی از گیرندگان سود واحد تجاری محسوب می شوند.
هدف مدیرت مالی(شباهنگ)،مدیریت بر منابع و مصارف سرمایه است به گونه ای که ثروت سهامداران به حداکثر برسد.لزوما حداکثر کردن سود،حداکثر کردن ثروت سهامداران نمی باشد،بلکه زمانی ثروت سهامداران بیشتر می شود که ارزش کل شرکت در حداکثر باشد، و ارزش کل شرکت زمانی حداکثر می شود که ارزش بازار سهام افزایش داشته باشد(حداکثر شود).
2-2-2-تعاریف هموارسازی سود
طی سالها ودهه های اخیر تعاریف متفاوتی از هموارسازی سود ارائه گردیده است که در زیر به بیان برخی از انها می پردازیم:
هی ورث درسال 1953 هموارسازی سود را چنین معرفی می کند:هموارسازی سود یک عمل عقلائی و منطقی است که مدیران تلاش می کنند با بکارگیری ابزار های خاصی در حسابداری سودشان را هموار کنند. ) جوادی ،1386)
بارنی و همکاران در سال 1976 هموارسازی سود را به مفهوم کاهش عمدی از نوسانات سود می دانند بطوریکه فعالیت های شرکت عادی به نظر برسد.مدیران برای کاهش این نوسانات به هموارسازی سود دست می زنند واین عمل تاثیر مثبتی بر ارزش سهام و عملکرد مدیریت خواهد داشت.) جوادی ،1386)
بیدلمن (1973)این طور عنوان می نماید:هموارسازی سود ممکن است به عنوان کاهش عمدی نوسانات سود بطوریکه از نظر شرکت عادی به نظر برسد تعریف شود.به عبارت دیگر این عمل را میتوان تلاش مدیریت جهت کاهش تغییرات غیر عادی سود تحت اصول حسابداری اطلاق نمود. )جوادی ،1386)
کوخ در سال 1981 هموارسازی را بعنوان وسیله ای که مدیران توسط آن به تقلیل تغییرات جریان سود گزارش شده بوسیله متغیر های مصنوعی (رویه های حسابداری) یا حقیقی (معاملات) جهت دستیابی به جریان سود مورد نظر مبادرت می ورزند،معرفی می کند.( جوادی ،1386)
موسز در 1987 هموارسازی سود را به عنوان تلاشی جهت کاهش نوسانات سود گزارش شده بیان میدارد و معتقد است اکثر محققین هموارسازی سود را مترادف کاهش مغایرت سود گزارش شده و سود مورد انتظار میدارد.( جوادی ،1386)
به گفته لئوپولد ای بی در سال 1989،هموارسازی سود را می توان عملی سفسطه آمیز و موذیانه قلمداد نمود و معتقد است این عمل بندرت بر اساس دروغهای آشکار انجام می گیرد،چرا که هموارسازی سود اغلب در اثر تعبیر و تفسیر به دست امده از اصول و استاندارد های پذیرفته شده حسابداری حاصل می گردد. به عبارت دیگر هموارسازی سود در محدوده اصول و استاندارد های حسابداری صورت می پذیرد. ( جوادی ،1386)
هکتور در سال 1989 بیان می دارد:هموارسازی سود عملی است که موجب سوء استفاده در گزارشگری مالی شده واستفاده کنندگان ازصورتهای مالی می بایست ازاین امرمطلع باشند. (جوادی ،1386)
مک هاگ نیز در سال 1992 هموارسازی سود را یک نوع دستکاری در اطلاعات مالی معرفی نمود،همینطور ورثی ،هموارسازس سود را عملی که می تواند موجب ارائه اطلاعات نادرست گردد می خواند؛بطوریکه سرمایه گذاران در خصوص ریسک و بازده سرمایه گذاری خود اطلاعات مفیدی در دست نخواهند داشت.(کوتنایی،1379،ص.35)
فرهنگ حسابداری کهلر هموارسازی سود را کلیه شیوه های طراحی شده جهت حذف بی نظمی داده ها،مانند پستی و بلندی های که ممکن است از فعالیت های غیر مستمر عملیاتی ناشی شده باشدتعریف می نماید.( جوادی ،1386)
بلکویی هموارسازی سود را نوعی اقدام آگاهانه از سوی مدیریت با هدف طبیعی نشان دادن سود جهت دستیابی به یک سطح مطلوب و مورد نظر میداند.
در فرهنگ جامع حسابداری و مالی نوروش تعریف هموارسازی سود بدین صورت امده است:"مدیریت برخی از واحدهای تجاری با استفاده از ابزارهایی همانند روشهای حسابداری،نسبت به یکسان سازی و هموارسازی سود دوره های مختلف حسابداری اقدام می ورزند و سود واقعی را به این ترتیب دستکاری و هموار می سازند" .(نوروش و وحیدی،1384،ص.462)
3-2-2-مختصات تئوریک هموارسازی سود
الف-هموارسازی سود از دیدگاه رویکرد تئوری
از دیدگاه لیتلتون، یک تئوری خوب ان است که مخلوق عمل بوده وگذشته از این،شرایط اجرا و عمل را تعیین نماید.او معتقد است هر گاه بین عقاید حسابداری مدارکی دال بر یکپارچگی مشاهده گردد،این عقیده که حسابداری این توان را دارد که یک سیستم هماهنگ از انچه حسابداری هست و انچه می تواند بشود ارائه کند را تقویت می نماید. ایجیری نیز معتقد است که اگر پاسخگویی را به عنوان هدف اصلی مورد توجه قرار دهیم،آنگاه روشهای جاری حسابداری را می توان به شیوه
بهتری تفسیر نمود؛ وبالعکس اگر حسابداری از این دیدگاه مورد توجه قرار نگیرد،بسیاری از روشهای اجرایی و عملی کنونی، بعنوان روشهای نابخردانه و ناسازگار پدیدار خواهند گشت. بنظر می اید که الگوهای متفاوتی برای تبیین دانش حسابداری لازم باشد؛اما این الگوها کدامند؟
ب-هموارسازی سود از دیدگاه الگوهای غالب
براساس تعریف ریتزر ، الگوی غالب، تصویر بنیادی از موضوع یک رشته علمی است. کاربرد تصویر مزبور این است که انچه باید پرسش شود و مقرراتی را که در تفسیر پاسخ باید بکار برد ، مشخص نماید. الگوی غالب گسترده ترین واحد اجماع یا توافق نظر در یک رشته علمی است و با استفاده از ان دو گروه علمی را از هم باز می شناسند؛و نمونه ،موضوع ،تئوریها و روشها وابزارهایی که در درون الگوی مزبور قرار دارند را طبقه بندی و تعریف کرده و با یکدیگر مرتبط می سازد.
حسابداری بعنوان یک رشته علمی،فاقد یک الگوی غالب منحصر به فرد و فراگیر بوده و یک رشته علمی چند الگویی می باشد که این الگوها هر یک تلاش می کند مورد قبول واقع شوند و حتی در درون این رشته علمی تفوق و برتری جویند.
با توجه به بیانیه انجمن حسابداران آمریکا تحت عنوان شرح تئوری حسابداری و پذیرش آن ، شش الگوی غالب زیر را می توان مطرح نمود:الگوی انسان شناختی-استقرا،الگوی سود حقیقی-قیاس، الگوی سودمندی در تصمیم گیری، الگوی مدل تصمیم گیری کل بازار، الگوی مدل تصمیم گیری شخص استفاده کننده و الگوی ارزش اقتصادی اطلاعات.
در بررسی الگوی اول یعنی الگوی انسان شناختی-استقرا، چهار مدل که بصورت بخشی از این الگو می باشند مورد توجه قرار می گیرد: مدل ارزش اقتصادی اطلاعات ، مدل تحلیلی-نمایندگی، فرضیه هموارسازی سود و اعمال مدیریت سود و تئوریهای اثباتی حسابداری.
آن دسته از محققینی که الگوی انسان شناختی-استقرارا می پذیرند،موضوع اصلی حسابداری را روشهای موجود و مورد عمل حسابداران و طرز تلقی مدیریت از این روشها می دانند.بنابراین، هدف تحقیقات حسابداری از دیدگاه پیرامون این الگو ،درک و بیان روشهای موجود و پیش بینی روشهای آتی حسابداری است. استفاده کنندگان از این الگو نیز معمولا به بکارگیری یکی از تکنیکهای بکار گرفته شده در 1- تحقیقات هموارسازی سود، 2- تحقیقات اعمال مدیریت سود و 3- تحقیقات تئوری اثباتی حسابداری تمایل نشان می دهند.
از آنجاییکه موضوع هموارسازی جزء الگوهای انسان شناختی و استقرایی است، لذا در این تحقیق به رویکردهای موجود در مطالعه هموارسازی سود پرداخته می شود.
4-2-2-رویکرد های مطالعه هموارسازی سود
در این خصوص به سه رویکرد کلاسیک ،تغییرپذیری سود و اقتصاد دو شاخه که هر سه از مقاله هموارسازی سود توسط بخش اقتصادی آلبرشت و ریچاردسون استخراج شده است می پردازیم.
1)رویکرد سنتی(کلاسیک):در این رویکرد، هموارسازی سود توسط ارتباط بین متغیرهای هموارسازی و سود گزارش شده بررسی می گردد. یکی از اشکالات این رویکرد این است که هموارسازی مصنوعی سود را بیان نمی کند .ایکل در سال 1981 نارساییهای این رویکرد را بصورت زیر عنوان می کند:
الف)در این روش مدلی از سود مورد بررسی قرار می گیرد که امکان دارد به قدر کافی بیانگر فرایند اساسی سود نباشد.
ب) تمرکز صرف روی یک متغیر هموارسازی سود ممکن است موجب ایجاد اریب در نتایج گردد.
بدین معنا که برخی از شرکتها برای هموارسازی سود ممکن است از یک یا چند متغیر استفاده کنند در حالیکه سایر شرکتها جهت هموارسازی سود از ان متغیرها استفاده ننمایند.
ج)در برخی از تحقیقات ،تاثیر متغیرهای هموارسازی سود تنها برای یک دوره مورد بررسی قرار گرفته است و از تاثیرات میان دوره ای و نیز چند دوره ای انها صرفنظر شده است.
2)رویکرد تغییرات سود:ایمهوف در سال 1977 سعی نمود از امیخته شدن هموارسازی مصنوعی سود که توسط مدیریت انجام می گیرد با هموارسازی واقعی سود جلوگیری کرده و انها را از هم متمایز کند. وی اظهار می دارد که درامد فروش عملکرد اقتصادی یک موسسه را بیان می کند؛لذا اگر عمل هموارسازی مصنوعی را نیز می توان از مقایسه تغییرات سود نسبت به تغییرات فروش مورد بررسی قرار داد.
ایکل نیز در سال 1981 به جداسازی نتایج حاصل از هموارسازی مصنوعی سود از هموارسازی طبیعی سود مبادرت می ورزید.تحقیقات وی از این منظر با تحقیقات ایمهوف متفاوت می باشد که وی شرکتهایی که تغییرات فروش کمی داشتند را از نمونه انتخابی خود مستثنی نکرد. ضمن اینکه ایمهوف معتقد بود هموارسازی مصنوعی سود و هموارسازی طبیعی از یکدیگر مستقل هستند ول